نوشته‌ها

روسته، شیرینی انحصاری اردبیل با قابلیت صادرات

یکی از عادت‌های غذایی مردم آذربایجان این است که پس از صرف ناهار یا شام یک ماده غذایی شیرین میل می‌کنند که البته از نظر پزشکی هم بسیار مفید است و می‌گویند به جذب غذا کمک می‌کند و استفاده از شیرینی و شکلات یکی از رایج‌ترین آداب و رسوم قدیمی مردم اردبیل است.

یکی از قدیمی‌ترین و خوشمزه‌ترین شکلات‌هایی که در بین مردم شهر اردبیل رواج بسیار داشته شکلات روسته است، این شکلات لذیذ که بسیار هم مقوی بوده، امروزه از یاد رفته ولی در کوچه عارف اردبیل عطر و بوی این شکلات همچنان می‌پیچد و یاد این شیرینی بسیار قدیمی را در ذهن عابران تداعی می‌کند.

موسی خدایی شاگرد مرحوم حاج سلیم قناد است که در حال حاضر تنها قناد روسته‌پز در اردبیل محسوب می‌شود، احیای مهارت پخت این شکلات و تلاش برای از یاد نرفتن آن و گسترش دوباره آن در سطح شهر و حتی تجارت این شکلات لذیذ باید مورد توجه قرار گیرد. قناد خدایی که به طور کاملا سنتی در حال پخت روسته است، در معرفی این هنر اطلاعات مفیدی را ارائه کرده است.

قناد خدایی از ۹ سالگی در کنار استاد خود به پخت این شکلات پرداخته و هنوز هم بعد از ۴۰ سال با رعایت استانداردها و وجود سختی‌های فراوان در کنار مشکلات اقتصادی جامعه بدون هیچ کم و کاستی به پخت این شکلات خوشمزه ادامه می‌دهد.

شکلات روسته را قدیمی‌ها در اردبیل بهتر می‌شناسند اما متأسفانه این شکلات با قدمت ۱۰۰ساله (به گفته موسی خدایی) برای جوانان اردبیل طعم شناخته‌شده‌ای نیست، نزدیک به یک قرن قبل برادران حاج عرب و مینایی جزو روسته‌پزان اردبیل بودند.

روسته شکلات کاکائویی خوشمزه‌ای است که در زمان قدیم طرفداران بسیاری داشته و در کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر توسط پسربچه‌ها با خواندن شعر مخصوص روسته به فروش می‌رسید: «روسته یییَن رستم اولار دوردین، بشین بیردن بوغار»

تمام ظروف استفاده شده برای پخت روسته دست‌ساز و مخصوص است؛ قناد موسی خدایی سال‌ها به دنبال نجاری گشته تا بتواند عین دستگاه برش که شبیه وردنه با دایره‌های تیغه‌ای است بسازد اما هیچ نجاری مشابه این وسیله دست‌ساز را نتوانسته درست کند و باید گفت با توجه به قدمت آن نام این وسایل پخت‌وپز شیرینی کوچک خود قابلیت نمایش در موزه‌ها را دارد، این شکلات‌پز تأکید دارد که بهترین مواد به‌عنوان مثال کاکائوی وارداتی و شیر و کره محلی صرف ساخت شکلات می‌شود.

پخت روسته به روش سنتی

مراحل سخت پخت روسته که یکی از علل عوض نشدن دستور پخت آن نیز است موجب شده بود کمتر قنادی دست به پخت آن بزند و همان قنادهای انگشت‌شمار به دلیل سختی کار جزو معروف‌ترین‌های شهر بوده و آوازه‌شان هنوز هم بر سر زبان‌هاست؛ به گفته موسی خدایی روسته، این شکلات خوش‌طعم فراموش شده، از قره حلوا (حلوا سیاه) و آش دوغ اردبیل نیز قدمت بیشتری دارد.

فرایند پخت روسته فرایندی ۴۸ساعته است، در ۲۴ ساعت اول مواد اولیه را که شامل کاکائو، شیر، شکر، گلوکز و گردو بوده با هم مخلوط کرده بر روی سینی‌های شکلات‌پزی پهن می‌کنند تا سرد شده و خود را بگیرد.

در ۲۴ ساعت بعدی (مهم‌ترین مرحله پخت شکلات روسته) ظرف مسی (تیان) مخصوص پخت این شکلات را بر روی اجاق گذاشته مقدار معینی شیر و شکر را داخل آن ریخته با هم مخلوط می‌کنند و با کفگیر بزرگ چوبی هم می‌زنند تا شیر بجوشد، سپس گلوکز را وزن کرده به میزان مناسب به مخلوط اضافه می‌کنند و شروع به هم زدن کرده و اصلی‌ترین و منحصربه‌فردترین مواد را که خامه مخصوص لبنیاتی است به میزان معین به مخلوط اصلی اضافه می‌کنند و با کفگیر چوبی مواد را هم زده و منتظر تغییر رنگ آن می‌مانند.

شکلات‌پز بعد از به قوام رسیدن مخلوط مورد نظر برای امتحان یک کاسه مسی پر از آب سرد و یک قاشق کوچک از مواد را داخل آب می‌ریزد و با انگشتان دست، داخل آب مقدار چسبندگی آن را می‌سنجد، اگر پخت کامل بود تیان را از روی اجاق برداشته و منتظر می‌شود تا سرد شود که این روند معمولاً حدود یک ساعت طول می‌کشد، شکلات‌پز بعد از سرد شدن مخلوط مورد نظر و تغییر رنگ آن به قهوه‌ای دوباره تیان را بر روی اجاق که دارای شعله‌ای ملایم است، قرار می‌دهد و یک کیلو کره طبیعی و سپس کره مخصوص شیرینی‌پزی را به مقدار معین به آن اضافه کرده مواد را به‌طور کامل با هم ترکیب می‌کند.

در مرحله بعد کاکائو به آن اضافه می‌شود و مخلوط را با کفگیر چوبی هم می‌زنند که در این مرحله به علت سفت شدن مواد، عمل هم زدن بسیار پر زحمت است، بعد از مقداری هم زدن، مغز گردوی خرد شده به مخلوط اضافه می‌شود و تا زمان ترکیب کامل آن را هم می‌زنند، بعد از ترکیب کامل گردو و دیگر مواد با هم، مخلوط اولیه که روز قبل آماده شده بود به‌صورت خرد شده به مخلوط اضافه شده و بار دیگر مواد با هم ترکیب می‌شود.

بعد از هم زدن مواد با هم و ترکیب کامل آن‌ها سینی‌های شکلات را روغن‌مالی کرده و مخلوط را به میزان مناسب روی آن قرار می‌دهند و با وردنه آن‌ها را صاف کرده و بر پشت سینی‌ها پهن می‌کنند و با وردنه سنتی که مخصوص این شکلات است بر روی آن‌ها طرح زده و منتظر می‌مانند تا خشک شود و بعد از خشک شدن با دستگاهی که مخصوص این شکلات است آن‌ها را قیچی کرده و با بسته‌بندی مناسب به مشتریان عرضه می‌کنند و این شکلات در صورت بسته‌بندی مناسب و قرار گرفتن در جای سرد به مدت ۴ تا ۵ ماه با همان کیفیت باقی می‌ماند.

به گفته قناد موسی خدایی و برخی از سالخوردگان این شکلات بنابر احتمالات از فرهنگ و شیرینی‌های ارمنی‌های ساکن در استان اردبیل وارد فهرست خوراکی‌های اردبیل شده و بسیارمورد علاقه قرار گرفته است چون قدیمی‌ترین شیرینی‌پزهای استان اردبیل ارمنی‌ها بوده‌اند این شکلات لذیذ هم احتمالاً از شکلات‌های آنان است، البته شاید هم این شکلات ابداع قنادهای قدیمی اردبیل بوده باشد.

شکلات روسته از شیرینی‌های قدیمی استان اردبیل است که با رونق مجدد پخت آن در استان می‌توان آن را با بسته‌بندی مناسب و مشتری پسند به دیگر استان‌های کشور و حتی کشورهای دیگر صادر کرد و همچنین می‌تواند به‌عنوان یکی از سوغاتی‌های استان اردبیل مطرح شود و این موضوع با توجه به توریستی بودن استان میتواند از نظر اقتصادی برای شیرینی‌پزان شهر ایجاد درآمد کند.

تولید انحصاری روسته در اردبیل

شکلات روسته تنها در اردبیل تولید می‌شود و خاص این شهر بوده و حتی در شهرستان‌های حومه شهر اردبیل نیز تولید نمی‌شود؛ علی رغم اینکه سالانه هزاران گردشگر داخلی و خارجی وارد شهر اردبیل می‌شوند هیچ‌یک از آنان از وجود چنین شکلاتی خبردار نبوده و حتی از نام آن نیز بی‌خبرند، در حالی که می‌توان با گسترش تولید و بسته‌بندی مناسب و تبلیغ این محصول آن را به یک برند بین‌المللی تبدیل کرد.

برای رونق پخت و فروش این شیرینی باید تبلیغات گسترده انجام شود چرا که گرایش مردم به خرید محصولاتی که فعالیت تبلیغاتی مناسبی روی آن‌ها صورت گرفته و برای مصرف‌کننده سابقه ذهنی بر روی محصول وجود دارد خود بهترین دلیل ضرورت توجه به امر تبلیغات و توجه به این جاذبه در محصولات تولیدی می‌شود.

با توجه به اینکه هیچ نشانی در هیچ کجای شهر جز در مغازه قناد خدایی مبنی بر وجود شکلاتی با این قدمت و کیفیت مرتبط با شهر اردبیل وجود ندارد و شاید اگر قناد خدایی هم نباشد این شکلات به‌طورکلی به فراموشی سپرده خواهد شد، بنابراین حفظ و تداوم مهارت پخت این شکلات در سطح استان اردبیل و جلوگیری از فراموشی کامل آن ضروری بوده که ثبت ملی آن گامی مهم در معرفی و احیای آن به شمار می‌رود.

منبع: میراث آریا

نمایش باورهای دینی زنان اردبیلی در آیین یاشیل سفره

آداب و رسوم مذهبی ایرانیان، یادمانی از هزاره‌های دور است که بخشی از فرهنگ ملت ایران را تشکیل می‌دهد یکی از این آیین‌ها، آیین پهن کردن سفره‌های نذری توسط زنان است که در اکثر نقاط ایران این آیین مشاهده می‌شود که ازجمله این مناطق می‌توان استان اردبیل را نام برد.

سفره نذری، بنابر یک نذر توسط کسی که بانی نامیده می‌شود شروع و توسط جماعت آیینی اجرایی می‌شوند، این سفره‌ها علاوه بر ایجاد فضایی برای دین‌ورزی زنان به‌ویژه در منطق نذر، در فضای اجتماعی قبل و بعد آیین، امکان‌هایی را برای حل و انجام موضوعات دیگری در زندگی زنان ایجاد می‌کند.

این آیین ریشه‌ای بسیار کهن دارد که در باورهای بسیاری از مردم در برآورده کردن حاجات توسط زنان انجام می‌شود، معرفی این مراسم آیینی در سطح استان و نیز جلوگیری از تحریف این مراسم و آیین پهن کردن سفره‌های نذری در استان اردبیل و چگونگی انجام این سفره‌ها و مواد مورد استفاده و هدف و نحوه اجرای آن باید مد نظر باشد تا مانع از بین رفتن این آیین شود.

یکی از کارکردهای مهم سفره‌ها و دلیل حفظ آن همبستگی و وفاق بین زنان است زیرا این کارها به‌صورت گروهی عمل می‌شود، اگر زنی مشکلی داشته باشد همه در حل مشکل آن خود را مسئول می‌دانند؛ مردم منطقه سفره‌های نذری خود را معمولاً در بسیاری از آبادی‌ها و شهرها در داخل خانه یا در زیارتگاه‌ها و امام‌زاده‌ها می‌گسترانند.

این مراسم مقصد گردشگری مساعدی برای جذب گردشگران، به‌ویژه گردشگران فرهنگی برای تعامل خرده‌فرهنگ‌ها از راه بازدید و گردشگری است، در این رابطه آیین‌های فرهنگی مذهبی یکی از مظاهر اصلی باورها و جاذبه‌های فرهنگی دینی یک ملت و قوم در مطالعات جاذبه گردشگری فرهنگی به شمار می‌رود که طی دوران‌های مختلف به‌صورت جشن‌ها و عزاداری‌ها در میان مردم بومی و محلی رایج بوده است.

سفره به‌عنوان مرکز وحدت اعضای خانواده شکل می‌گیرد که همه این سفره‌ها تجلی دورانی است که زندگی کشاورزی و باغداری توسط زنان و با استمداد از نیروهای ماورا طبیعی ایزدان و ایزد بانوها وجود داشته است و تا امروز به‌صورت سفره‌های نذری تداوم یافته است و پشتوانه این سفره‌ها، قصه‌هایی است که جنبه مذهبی شان تداوم‌یافته است و بسط آن را تا امروز پشتیبانی و تضمین کرده است.

سفره‌های نذری یکی از شناخته‌شده‌ترین نذورات بین زنان هستند که بیانگرفعالیت‌ها و فضاهای دینی زنان بوده و نقش دیگری در حیات مذهبی زنان جامعه اسلامی و شیعی ایران دارند، تداوم تاریخی سفره‌های نذری و حضور آن‌ها در فضاهای اندرونی و دور بودن از دسترس قدرت و دست‌کاری مردان سبب امتداد میراث معنوی بسیار مهمی در آن‌ها در طی قرن‌ها شده است.

به‌طورمعمول برگزاری هر سفره نذری دارای مراسم منحصربه‌فرد است، سه مورد از این مراسمات مذهبی که در استان اردبیل مخصوص بانوان است سفره‌های حضرت رقیه، حضرت عباس و یاشیل سفره (سفره سبز) است.

یاشیل سفره و آداب و رسوم مختص آن

از آیین‌های پهن کردن سفره که مخصوص به منطقه اردبیل است یاشیل سفره بوده که برای چهارده معصوم انجام می‌شود، در این مراسم که سفره پهن‌شده به رنگ سبز است و یا از پارچه مقدسی که نام چهارده معصوم روی آن نوشته‌شده باشد استفاده می‌شود و روی سفره و یا پارچه را با نایلون می‌پوشانند.

دور تا دور خانه و یا مکانی که سفره قرار است در آنجا برگزار شود با پارچه‌های سبز می‌پوشانند و لامپ‌های چراغ‌ها را به رنگ سبز درمی‌آورند این سفره نیز مانند دیگرسفره‌ها باید در مکان مطهر و پاکیزه‌ای انجام بگیرد بر روی سفره از هر نشانه‌هایی از چهارده معصوم قرار داده می‌شود که یادآور آن عزیزان باشد.

در وسط سفره خیمه‌ای کوچک که به رنگ سبز بوده و نماد خیمه امام حسین (ع) و حضرت عباس است، قرار داده می‌شود، گهواره‌های کوچکی نیز که بر روی آن‌ها پارچه‌های سبز کشیده شده و نماد حضرت علی‌اصغر که کوچک‌ترین شهید واقعه کربلا است نیز در گوشه‌های سفره قرار داده می‌شود، کاسه‌های کوچک که در وسط آن دستی به نماد پنج‌تن آل عبا قرار دارد و چهل قفل در اطراف آن است نیز در سفره قرار داده می‌شود، تسبیح‌هایی به تعداد ۱۴ عدد نیز که به همدیگر متصل شده و اکثراً به رنگ سبز بوده نیز بر روی سفره گذاشته می‌شود، چراغی سبزرنگ نیز در وسط سفره قرار می‌گیرد، گلدانی سبزرنگ که دارای گل‌های سفید است، بر روی سفره قرار داده می‌شود.

از نذری‌های قرار داده‌شده بر روی سفره می‌توان به اقلام غذایی مانند سبزی، پنیر، نان سنگک، شیرینی، حلوا، خرما، شکلات اشاره کرد که بر سفره چیدمان می‌شود، در این مراسم نیز بسته‌های کوچک مشکل‌گشا که شامل نمک، شکلات، شاخه نبات و اسپند است، قرار داده می‌شود، به گفته شرکت‌کنندگان نمک و شاخه نبات به یاد حضرت زینب (س) قرار داده می‌شود.

بر روی سفره پارچ آبی سبزرنگ نیز به چشم خواهد خورد که آب را به یاد تشنگان واقعه کربلا در آن می‌ریزند، قرآن و مهر نیز بر روی سفره گذاشته می‌شود؛ شرکت‌کنندگان باحجاب کامل و با وضو بر دور سفره می‌نشینند و مراسم را شروع می‌کنند.

در این مراسم زیارت عاشورا، دعای توسل و سوره الرحمن خوانده شده و از تمامی معصومین روضه خوانده می‌شود و برخی از حاضرین گهواره‌هایی را که بر روی سفره قرار داده شده است تکان داده و نیت می‌کنند و اگر حاجتشان برآورده شده باشد بر روی گهواره پول نصب می‌کنند، برخی دیگر از حاضران نیز چهارده تسبیح به هم وصل شده را در دست داشته و بر محمد و آل محمد صلوات ختم می‌کنند و از اول مراسم تا تمام شدن آن باید تسبیح‌های خود را تمام کنند.

وقتی روضه حضرت علی‌اصغر خوانده می‌شود حاضرین گهواره‌ها را بر سرخود گرفته و سر پا ایستاده و دورتادور سفره چرخیده و سینه‌زنان و در حالت حزن و اندوه برای کوچک‌ترین شهید کربلا عزاداری می‌کنند و به‌ردیف گهواره‌ها را به سرخود گرفته و حاجت‌هایی خود را می‌گویند، به هنگام اجرای این مراسم چراغ‌های خانه را خاموش می‌کنند و بعد از اتمام مراسم چراغ‌ها را روشن می‌کنند.

بعد از تمام شدن مراسم پارچ آبی را که از اول مراسم بر روی سفره قرار داشت به صاحب‌خانه می‌دهند تا با آب آن چایی دم کرده و در بین حاضرین پخش کنند، همچنین شرکت‌کنندگان از اقلام غذایی موجود در سفره به‌عنوان نذری می‌خورند و یا با خود می‌برند.

روضه‌خوانی و برگزاری مراسمات دینی مذهبی الایام به‌صورت هفتگی و ماهانه برگزار می‌شد، در حال حاضرکم‌رنگ‌تر شده و یکی از مهم‌ترین علل آن افزایش آپارتمان‌نشینی است در زمان‌های گذشته در کوچه‌ها که در حدود ۶۰ خانه وجود داشت در ۲۰ منزل این مراعات مذهبی مانند سفره‌های نذری و دیگر مراسمات به‌صورت ماهانه و حتی در ایام خاص و شهادت‌ها نیز با محتوای سخنرانی، مداحی، پهن کردن سفره‌های نذری توسط بانوان استان برگزاری می‌شد.

سفره‌ها در هر دوره‌ای کانونی برای اجتماع و نزدیکی بیش‌تر گروه‌ها و خانواده‌ها و وسیله‌ای برای سپاسگزاری از هر آنچه ایزد کریمانه به انسان بخشیده، بوده است؛ بنابراین پاسداری از این ارزش‌های کهن می‌تواند به‌عنوان پشتیبانی و تکیه‌گاهی برای بقای هویت و فرهنگ ایرانی، در بین نسل‌های آینده‌ی کشور لازم شمرده می‌شود.

محیط مراسمات مذهبی، محیطی مذهبی بوده و کسانی که وارد این محیط می‌شوند علاوه بر اینکه به برکت چهارده معصوم از قرآن و تفسیر آن، احکام و مداحی‌ها بهره‌مند می‌شوند، موجب افزایش مهر و محبت در بین آن‌ها می‌شود، جوانان نیز وقتی مورد عشق و محبت و دوستی قرار می‌گیرند جذب آن مجموعه خواهند شد.

برپایی سفره‌های نذری از اهمیت خاصی در منطقه برخوردار بوده و می‌توان اذعان کرد که این آیین و مراسم تقریباً خاص زنان است و یکی از کاربردهای مهم سفره‌ها همبستگی و وفاق بین زنان است زیرا این کارها به‌صورت گروهی انجام می‌شود.

آیین سفره‌های نذری جزو فولکلور و یا فرهنگ عامه و به‌نوعی کنش متقابل بین انسان‌ها و هستی‌های ماورایی است و همان‌طور به نوعی بیان امیدها و آرزوهای انسان محسوب می‌شود، اقدام به برگزاری سفره‌های نذری توسط زنان استان اردبیل نیز یکی از راه‌هایی است که از طریق آن بتوانند راهگشای مشکلات لاینحل زندگی‌شان باشند و این جزئی از فرهنگ مردم منطقه محسوب می‌شود.

نقش آیین یاشیل سفره در حفظ هویت

یکی از عوامل فرهنگی مهم که توان مقاومت را در ملت‌های زیر سلطه بالا می‌برد و موجبات حفظ هویت را فراهم می‌سازد، حفظ و بزرگداشت آیین‌ها و جشن‌ها و مراسم ملی و مذهبی رایج در جامعه است، برگزاری این آیین‌ها گذشته از آنکه عاملی مؤثر برای مقاومت در برابر مظاهر تمدن سلطه‌گر به‌شمار می‌رود، به میزان فراوان نیز نقش کارساز در راستای پیوند دادن هر چه بیشتر مردم به یکدیگر و افزون گشتن همدلی‌ها و در نتیجه حفظ وحدت ملی ایفا می‌کند و امید به رهایی را در دل‌ها زنده نگه می‌دارد.

سفره‌های نذری به‌مثابه فضایی صرفاً زنانه یکی از عرصه‌های بسیار مناسب برای مطالعه فرهنگ و هویت ایرانی و تحقیقات انسان‌شناختی محسوب می‌شود، زنان در اغلب زمینه‌های اثرگذار در زندگی خود، آیینی مشخص دارند و با تکیه بر بینش زنانه خود به بازتولید زنانگی به مشابه نوعی جهان‌بینی در آیین‌های خود می‌پردازند.

این مراسمات به دلیل شایع بودن در بین بانوان باید اطلاع‌رسانی کافی انجام گیرد تا هدف اصلی که گردهمایی بانوان و در طی مراسم برگزاری آیین‌های درست مذهبی، هویت فرهنگی و اجتماعی و همچنین بازتولید کردن دغدغه‌های و در پی اصلاح امور زندگی خویش و اطرافیان است به درستی انجام گیرد و با قدرت بخشیدن به حفظ فرهنگ خود مراسم برایشان روشن شده و از ورود خرافه به این مراسمات که تاریخچه بسیار قدیمی در بین بانوان دارد، خودداری شود.

با وجود هیئت‌های زنانه دینی و مذهبی در کل استان اردبیل در صورت پرداخته نشدن به این بحث این هیئت‌ها و مراسمات روز به روز کم‌رنگ‌تر شده و به فراموشی سپرده خواهند شد که ثبت ملی این آیین‌ها همچون یاشیل سفره گامی در راستای احیای این مراسم‌ها به شمار می‌رود که در سال گذشته انجام شد.

منبع: میراث آریا

مرتبط:

احیای پخت غذای محلی خشیل اردبیل

آش گیلدیک خوراکی لذیذ آمیخته با تعاملات اجتماعی در اردبیل

آش گیلدیک (نسترن وحشی) آشی سنتی و محلی در استان اردبیل و به خصوص شهرهای کوثر، نمین و هیر است که با حبوبات، خشکبارها و گیلدیک پخته می‌شود و بین مردم محلی غذای محبوبی است.

این آش با آیین‌های سنتی و مذهبی نیز در هم آمیخته و در شهرستان هیر در روز تاسوعا طبخ و به عنوان نذری در بین مردم پخش می‌شود، پخت این آش با سنت‌ها و تعاملات اجتماعی پیوند خرده است و معمولا با جمع‌های خانوادگی یا همسایگان همراه است.

مواد مورد استفاده در این آش شامل گیلدیک، برنج، آلو و زردآلو و برگه زردآلو، لوبیا، نخود، گردو، سبزی‌های معطر مانند جعفری و گیشنیز (تازه یا خشک شده)، میوه‌های خشک شده، آب گوشت و یا گلوله‌های درست شده از گوشت چرخ کرده، خرما (با توجه به مزاج افراد)، سنجد و غیره است.

این تنوع مواد اولیه به دلیل مزاج متفاوت افراد، سلیقه خاص آشپزی و دسترسی به مواد اولیه است، اما مواد اصلی این آش را گیلدیک، برنج، حبوبات (نخود و لوبیا)، زردآلو، آلوی خشک شده و سبزی‌های معطر تشکیل می‌دهد.

گیلدیک یا نسترن وحشی درختچه کوچکی است با ارتفاع حداکثر سه متر و برگ‌هایی شامل پنج تا هفت برگچه دندانه‌دار که به‌شکل بیضی نوک تیز بوده و گل‌ها به رنگ‌های قرمز کم رنگ، سفید مایل به گلی و یا سفید هستند، این گل زیبا و خوش‌عطر سرشار از خواص دارویی است که علاوه بر آن رب مخصوص خوراکی نیز از آن تهیه می‌شود که می‌تواند جایگزین رب انار برای استفاده در غذاها باشد.

گل نسترن درختچه کوچکی است که در حاشیه جنگل‌ها، چاه‌ها و گودال‌های آب می‌روید، نهنج گل پس از رشد به جسم کوزه مانند و قرمز رنگی تبدیل می‌شود و قسمت داخلی آن الیاف ظریف و باریکی دارد که در اکثر نقاط ایران به طور خودرو می‌روید و قسمت مورد استفاده این گل، کوزه‌های مذکور است که به هیپس مشهورند.

استفاده از میوه گل نسترن در قرون وسطی رواج داشت و زمانی در میان عامه مردم برای بیماری‌های قفسه سینه مصرف می‌شد، میوه این گل که به آن میوه گل سرخ یا رز نیز گفته می‌شود، منبع طبیعی ویتامین سی است که موجب کاربرد گسترده آن در مکمل‌های ویتامین طبیعی، چای و محصولات متنوع دیگر از جمله سوپ و مارمالاد شده است، اگرچه این محصولات مکمل غذایی به شمار می‌آمدند، اما به عنوان داروی ملین و ادرارآور نیز مصرف شده‌اند.

مصرف خوراکی گیلدیک، هیچ‌گونه مسمومیتی ایجاد نمی‌کند و ۱۰۰ گرم از آن حاوی بیش از ۱۲۰۰ میلی‌گرم ویتامین C است؛ مصرف مقادیر کم آن هیچ عارضه‌ای در بر ندارد و در مورد مصرف مقدار زیاد و طولانی آن هم گزارشی ارائه نشده است.

البته کارگرانی که به طور مداوم در معرض میوه‌های گل نسترن هستند، ممکن است دچار حساسیت و مشکلات تنفسی شوند؛ بعضی از این عوارض در واقع، حساسیت نیستند بلکه پرزهای ریز میوه گل هستند که مانند پشم شیشه بر روی پوست تحریکات مکانیکی پوستی ایجاد می‌کنند.

آش گیلدیگ

پخت آش گیلدیک به روش سنتی

مراحل تهیه آش گیلدیک چند روز قبل از پخت آش آغاز می‌شود، در ابتدا اقدام به چیدن گیلدیک می‌کنند، مردم محلی گیلدیک را چیده و خشک می‌کنند تا در زمان‌هایی غیر از فصل این میوه نیز بتوانند از آن استفاده کنند.

اگر برای پخت آش از گیلدیک خشک استفاده کنند، مدت خیساندن آن بیشتر می‌شود، پس از خوب خیس دادن گیلدیک، آن را چندین بار از صافی عبور می‌دهند تا پرزها و خارهای ریز داخل آن گرفته شود، سپس آن را در داخل کیسه‌ای می‌ریزند و آب آن را می‌گیرند و پرزهای آن در کیسه می‌ماند.

عصاره گرفته شده از گیلدیک را درون دیگی می‌ریزند و بر روی شعله می‌گذارند تا بجوشد، پس از جوشیدن روی سطح آن، تجمعی از کف و پرز و خار گیلدیک دیده می‌شود که باید جمع شود، برای جمع‌آوری بهتر پرزها، قطعه‌ای آهنی را داغ کرده و درون دیگ فرو می‌کنند و معتقدند تمام پرزها و خارها را جمع می‌کند.

پس از جوشیدن نوبت اضافه کردن برنج و حبوبات است، حبوبات مورد استفاده به سلیقه، مزاج و دسترسی به مواد اولیه افراد بستگی دارد و در اکثر موارد شامل نخود و انواع لوبیا است، حبوبات از روز قبل خیسانده می‌شود تا نفخ مواد گرفته شود.

میوه‌های خشک را که باز هم می‌تواند با توجه به مزاج افراد متنوع باشد بعد از این مرحله به آش اضافه می‌کنند، در اکثر موارد این میوه‌ها شامل آلو، زردآلو و در برخی موارد خرما و گردو نیز به آش اضافه می‌شود و مرحله آخر اضافه کردن نعنا داغ و گاهی سیرداغ و رشته به آش است.

آش گیلدیک آشی سازگار با محیط و اقلیم منطقه اردبیل است و از خوراک‌های کهن این منطقه به شمار می‌رود و نمودی از خوراک‌های محلی اردبیل و به خصوص منطقه کوثر بوده که با تعاملات اجتماعی و مراسمات این مردم پیوند خورده است.

این آش از مواد غذایی لذیذ و سنتی در استان است که زنان کدبانوی اردبیلی اقدام به پخت آن می‌کنند و احیای نحوه پخت آن از مهمترین برنامه‌ها بوده که با ثبت ملی آن میسر شد.

غذاهای سنتی به دلیل رواج دستور پخت غذاهای فست‌فودی و یا خارجی کمتر مورد توجه نسل جدید قرار می‌گیرد و چه بسا با از دست دادن بزرگان ممکن است نابود شود و لازم است این گونه غذاها که سالیان بسیاری است مورد استفاده مردم بوده و از محیط جغرافیایی و مواهب طبیعت ساخته شده، حفظ شده و آموزش داده شود.

منبع: میراث آریا

از ثبت ۳۶ اثر ملی تا مرمت ۲۵ بنای تاریخی در اردبیل

تعدد قابلیت‌ها و ظرفیت‌های استان اردبیل در حوزه میراث‌فرهنگی با وجود بناها و محوطه‌های تاریخی به یادگار مانده از دوره‌های مختلف تاریخی در حد بالایی بوده که نمونه شاخص و بارز آن وجود مجموعه جهانی شیخ صفی‌الدین اردبیلی در این استان است که سالانه گردشگران مختلفی را از مناطق مختلف جهان برای تماشای این بنای عظیم تاریخی روانه استان اردبیل می‌کند.

به‌دلیل وجود این قابلیت‌ها و ظرفیت‌های استان در جذب گردشگران در حوزه تاریخی و فرهنگی برای حفاظت و حراست از این بناها و محوطه‌ها اقدامات حفاظتی، مرمتی و توسعه‌ای هر ساله انجام می‌شود که در سال‌های اخیر این اقدمات از رشد قابل توجهی برخوردار بوده است.

مرمت ۲۵ بنای تاریخی ثبت ملی‌

از شاخص‌ترین اقدامات در این حوزه می‌توان به مرمت بناها و آثار تاریخی در مناطق مختلف استان اشاره کرد، به طوری که در سال گذشته ۲۵ مورد بنای تاریخی ثبت شده در فهرست آثار ملی از سوی کارشناسان اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان بررسی و برای ارائه در جلسه کمیته فنی نسبت به روش و مراحل مرمت بنا تصمیم‌گیری شده است، همچنین براساس روش انجام عملیات، نیروی انسانی کار آزموده مرتبط با نوع اثر انتخاب و اقدام به مرمت شد.

در این خصوص پنج بنای تاریخی در سال ۹۹ افتتاح و مورد بهره برداری قرار گرفت که شامل خانه رئیسی، سرای وکیل، کاروانسرای امام جمعه، داش حمامی و صحن قزلباش‌لار بوده است.

در بقعه شیخ صفی‌الدین اردبیلی با توجه به اهمیت این مجموعه جهانی، به صورت مستمر عملیات مرمتی انجام می‌شود که در همین راستا در سال ۹۹ در این مجموعه شاهد اتمام صحن قزلباش‌لار، راه‌اندازی پنج موزه، اجرای تابلوی معرفی مغازه‌ها، اجرای مرمت کاشی‌کاری گنبد شاه اسماعیل، اتمام پروژه الحاق حمام شیخ به میدان، مرمت کاشی‌کاری چینی‌خانه و برخی اقدامات دیگر بوده‌ایم.

مرمت کل بنای مدرسه پورسینا شامل مرمت سقف چوبی، دیوارهای ریخته شده و غیره، مرمت نمای جنوبی و تعمیرات اورسی‌های ضلع جنوبی مسجد میرزاعلی اکبر،  تراشیدن نازک‌کاری فرسوده داخلی، حذف بنای‌های الحاقی و تخلیه مخازن آب سرد و گرم حمام حور، اجرای سفت کاری و نازک کاری، افزایش زیربنای سالن نمایشگاه، الحاق صنایع‌دستی نمین و اجرای سفت‌کاری و نازک‌کاری کامل یادمان شهدا و محوطه سازی یادمان شهدای گمنام بیله‌سوار از دیگر پروژه‌های اجرا شده در بخش مرمت آثار و ابنیه‌ تاریخی بوده است.

همچنین در این مدت در بقعه شیخ کشف‌الدین، اتمام گنبد آجری و اجرای کامل بندکشی، در مسجد خمس خلخال تعویض چهار مورد پنجره آلومینیومی و تبدیل به چوبی، در حسینیه مجتهد دلجو مرمت رواق‌های حیاط و اتاق‌های ضلع غربی، اتمام نازک‌کاری، اجرای بخشی از نمای شمالی و در شرف بهره‌برداری، در غار گلستان نیر اجرای سقف تیرچه بلوک در محوطه ورودی غار، در پل آغلاغان مرمت پایه‌های سنگی، طاق‌ها و بدنه آجری پل، در حمام یعقوبیه اجرای تأسیسات مکانیکی و تکمیل برخی عملیات بنایی سربینه و در بازار سرای وکیل اجرای سه ایوان آجری جلوی مغازه‌ها انجام شده است.

انجام مطالعات بازار تاریخی اردبیل، تکمیل مرمت تمام درب‌ها و پنجره‌های چوبی طبقه اول، تکمیل مرمت اورسی تالار و اتاق، اجرای کف‌سازی، مرمت دو مورد پنجره چوبی طبقه فوقانی، تکمیل نازک‌کاری در مدرسه جعفری اسلامی، شیب‌بندی و ایزولاسیون پشت بام خانه خلیل‌زاده، پاکسازی و آواربرداری و مرمت دیوار شمالی بنا، اجرای ازاره سنگی، ساخت پنچره‌های چوبی، اصلاح و تعویض آب باران، عایق‌کاری پشت بام و غیره خانه رئیسی ۱ و۲ و تجهیز ساختمان موزه، اجرای نازک کاری، تأسیسات الکتریکی و مکانیکی و ساخت و نصب پنجره‌های موزه گرمی نیز از اقدامات انجام شده در سال ۹۹ است.

دیگر اقدامات مرمتی سال ۹۹ شامل اجرای دیوارهای سفالی محیطی و کرسی چینی و ایزولاسیون و پرکردن محوطه داخلی با توفان، احداث ساختمان صنایع‌دستی پارس‌آباد، آواربرداری سقف‌های فرو ریخته و اجرای سقف زیرزمین در بخش تالار اصلی حسینیه حاج عبادالله، خرید مصالح و پوشش محوطه باستانی مکتب اوشاقلاری محوطه باستانی شهر یری، آواربرداری و کف‌سازی مسیرهای دسترسی دستکندهای کنزق، برآورد اولیه هزینه عملیات و درج در سامانه برای انتخاب پیمانکار در موزه شیخ حیدر و اجرای پی سنگی، پی گردی در موزه شیخ حیدر بوده است.

ثبت و ساماندهی ۸۳۴۱ قلم از اموال تاریخی فرهنگی استان اردبیل

در سال ۹۹ برای حفاظت و حراست از اشیا و آثار تاریخی و فرهنگی، ساماندهی ۲۵۰۰ اثر شروع و در این زمینه اقدام شده که با این اقدامات تاکنون  هشت هزار و ۳۴۱ قلم از اموال تاریخی فرهنگی استان ثبت و ساماندهی شده و مابقی نیز در دست انجام و اجراست.

کاوش باستان‌شناسی در محوطه‌های تاریخی از دیگر اقدامات برای شناسایی قدمت تاریخ و تمدن منطقه بوده که در سال ۹۹ در همین راستا ۴ کاوش انجام شده  که شامل کاوش در محوطه احد بیگلو گرمی، قره‌بولاغ احمد بیگلو مشکین‌شهر و محوطه‌های شماره ۵ و شماره ۱۱ احمد بیگلو مشکین‌شهر بوده است.

افزایش تعداد موزه‌های استان اردبیل به ۱۵ مورد

در سال گذشته با اقدامات انجام‌ شده برای تحقق شعار اردبیل شهر موزه‌ها، تعداد موزه‌های استان به ۱۵ مورد افزایش یافته و شاهد راه‌اندازی ۵ موزه در مجموعه جهانی شیخ‌صفی‌الدین اردبیلی در کنار موزه‌های برخی شهرستان‌ها بودیم.

نادر فلاحی مدیرکل میراث‌‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌‌دستی استان اردبیل در این مورد اظهار کرد: «تحقق شعار اردبیل شهر موزه‌ها از مهمترین اولویت‌ها برای معرفی تاریخ و تمدن منطقه و جذب گردشگران به استان بوده که در سال گذشته در این حوزه اقدامات گسترده‌ای انجام شده است.»

او ادامه داد: «با هدف دستیابی به این رویکرد و با تلاش‌های انجام شده، در حال حاضر استان اردبیل دارای ۱۵ موزه است که هر یک از این موزه‌ها دارای قابلیت‌های در خور توجهی بوده و تحسین بازدیدکنندگان را به دنبال داشته است.»

مدیرکل میراث‌‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌‌دستی استان اردبیل افزود: «۹ مورد از این موزه‌ها تحت پوشش اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان بوده و پنج مورد آن وابسته به ارگان‌ها و نهادهای دیگر است و از این میان یک مورد نیز واقع در شهرستان مشگین‌شهر به بخش خصوصی تعلق دارد.»

فلاحی بیان کرد: «در سال گذشته  موزه باستان‌شناسی گرمی نیز با هدف توسعه موزه‌ها در شهرستان‌های استان، طراحی و افتتاح شد و تلاش و جدیت بر توسعه و تجهیز موزه‌ها در تمام شهرستان‌ها ادامه دارد.»

او با اشاره به اضافه‌ شدن بخش‌های جدید به مجموعه جهانی شیخ صفی‌الدین اردبیلی گفت: «بخش اسناد، بخش قطعات سفالی، بخش سکه، بخش ظروف سفالی، بخش سنگ و بخش آرشیو عکس‌های  قدیمی در سال ۹۹ به موزه باستان‌شناسی و بقعه شیخ صفی‌الدین اردبیلی اضافه شد.»

ثبت ۳۶ اثر از استان اردبیل در لیست آثار ملی

تلاش برای ثبت ملی آثار تاریخی، فرهنگی، طبیعی و غیره در استان از مهمترین اقدامات برای حفاظت از آنها به شمار می‌رود که در همین راستا در سال گذشته با تشکیل پرونده ۳۶ اثر استان در لیست آثار ملی به ثبت رسید.

کریم لطفی معاون میراث‌فرهنگی اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان اردبیل اظهار کرد: «در سال گذشته با جمع‌آوری اطلاعات مورد نیاز و تشکیل پرونده ۳۶ اثر منقول، غیرمنقول، ناملموس و طبیعی از استان اردبیل به ثبت ملی رسید.»

او افزود: «از این تعداد هفت اثر غیرمنقول بوده که شامل برج ججین اردبیل، مقبره اودولو شهرستان بیله‌سوار، قلعه زنگی شهرستان نمین، حمام منصوریه اردبیل، پادگان اردبیل، خانه اربابی (مراد نژاد) و خانه مصطفوی است.»

معاون میراث‌فرهنگی اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان اردبیل با اشاره به ثبت ۱۰ اثر منقول در لیست آثار ملی در این مدت بیان کرد: «بایداق‌های شماره یک تا ۶ عالی‌قاپو، بایداق شماره یک تاوار، قوشا بایداق تاوار، بایداق مسجد اونچی میدان و بایداق مسجد اونچی میدان آثار منقول ثبت شده در فهرست میراث ملی هستند.»

لطفی مراسم آیینی چمچه خاتون شهرستان کوثر، مهارت پخت گیلدیک آشی شهرستان کوثر، مراسم آیینی خیدیر نبی شهرستان خلخال، مراسم آیینی قارقارا شهرستان خلخال، بازی محلی چیلینگ آغاجی، مهارت پخت و نگهداری غذای قوورما عشایر شاهسون، بازی محلی قئیش گوتوردی، مراسم آئینی یاشیل سفره، مهارت پخت خشیل، مهارت تهیه شیرینی قره شیقالات، مهارت تهیه و پخت شیرینی روسته و مراسم گلین چیخدی را ۱۲ اثر ناملموس ثبت‌شده عنوان کرد.

او گفت: «رویشگاه درختان ارس روستای شمس‌آباد، درختان شماره یک و دو گردوی کهنسال قوزلو گرمی، درخت شماره یک تا سه گردوی کهنسال اونار مشگین‌شهر، منطقه فسیلی مناظر تنگ شهرستان مشگین‌شهر، درخت چنار ثمرین شهرستان اردبیل و درخت گردوی کهنسال ثمرین شهرستان اردبیل نیز هفت اثر طبیعی است که سال گذشته به ثبت ملی رسید.»

استان اردبیل دارای یک پایگاه جهانی به نام شیخ صفی‌الدین اردبیلی است که در سال ۹۹ در این مجموعه برای حفاظت و مرمت، اقدامات گسترده‌ای انجام شده است، برخی از این اقدامات احیای سردر عالی‌قاپو، آزادسازی حریم شیخ (تخریب و جمع‌آوری ساختمان بانک ملی)، تعمیر و نوسازی سرویس‌های بهداشتی مجموعه و اجرای مجدد دیوار تخریب شده حیاط باغ ضلع شمالی بوده است.

تکمیل محوطه قزلباش‌لار، مرمت مدرسه پورسینا، ساماندهی محوطه مطهر شهیدگاه، مرمت کاشی‌کاری گنبد شاه اسماعیل، تجهیز اتاق ضلع جنوبی دارالحدیث به عنوان موزه سنگ، تجهیز اتاق ضلع شمالی دارالحدیث به عنوان موزه سفال، تجهیز به عنوان موزه سکه، راه‌اندازی نمایشگاه جاذبه‌های گردشگری استان، مرمت کاشی داخل ویترین‌های چینی‌خانه و مرمت کاشی نواردور درها و پایه دیوار داخلی چینی‌خانه نیز در سال گذشته در این مجموعه جهانی انجام شد.

در کنار پایگاه جهانی شیخ صفی‌الدین، دو پایگاه ملی در سال گذشته شامل پایگاه ملی کنزق و شهر یری به ثبت رسیده و اقدامات قابل توجهی در این پایگاه‌ها انجام شد که از جمله آنها آواربرداری و کف‌سازی مسیرهای دسترسی دستکندها در این پایگاه‌های ملی بوده است.

اجرای سازه پوشش سقف محوطه مکتب اوشاغلاری شهریری نیز از جمله اقدامات مهم در پایگاه ملی شهر یری بوده که در ماه‌های آینده بهره‌برداری از این طرح انجام می‌شود.

منبع: میراث آریا

مرتبط:

آشنایی با مجموعه تاریخی بازار اردبیل

احیای پخت غذای محلی خشیل اردبیل

گلین چیخدی، آیین دیرینه مردم اردبیل برای روانه کردن عروس و داماد

ازدواج آیین بسیار مقدسی است که در بین اقوام و ادیان مختلف به طرق مختلف اجرا می‌شود، از زیبایی‌های سرزمین ایران، تنوع فرهنگی آن است و از جلوه‌های باشکوهی که این مقوله را صدچندان به رخ می‌کشد، برگزاری آیین مقدس ازدواج است.

در آذربایجان که ریشه‌های فرهنگی و اجتماعی بس دیرینه‌ای دارد، آداب و رسوم بسیار ویژه و جذابی در زمینه ازدواج جریان دارد که این آداب و رسوم و نحوه اجرای آن‌ها از سال‌های بسیار دور تا کنون ادامه داشته است.

در آذربایجان مراسم ازدواج عموما به یک شکل برگزار می‌شود، در این دیار زیبا در ماه‌های مقدس محرم، صفر و رمضان مراسم ازدواج انجام نمی‌شود.

در بعضی از مناطق آذربایجان و به‌ویژه در روستاها و قصبات، ازدواج با مراسم خواستگاری آغاز شده و نوعروسان بدین ترتیب انتخاب می‌شوند، این بخش که در زبان ترکی الچیلیک نامیده شده و در مراسم ازدواج از اهمیت فراوانی برخوردار است، معمولا به وسیله مادر و خواهران داماد انجام می‌شود.

در این مراسم نزدیکان داماد ترانه‌هایی نیز می‌خوانند و عروس را به‌نوعی خواستگاری می‌کنند. به‌عنوان مثال:

ال آلمایا گلمیشم
شال آلمایا گلمیشم
گوزل گؤز بی‌اوغلانا
یار آلمایا گلمیشم

در بعضی از مناطق آذربایجان خواستگاران با ضیافتی که محور آن را غذاهای لذیذی همانند خورشت و پلو تشکیل می‌دهد، پذیرایی می‌شوند و سپس بزرگان و سالمندان هر دو طرف گرد هم آمده و در مورد شرایط عقد و روز آن به توافق می‌رسند.

در آذربایجان به این مراسم روز نشان گفته و در آن بزرگان خانواده داماد آینده به خانه نوعروس دعوت می‌شوند تا در مورد مهریه به بحث و تبادل نظر بپردازند، در بعضی از خانواده‌های کوچ‌نشین آذربایجان هنوز سنت اخذ شیر بها اجرا می‌شود.

بعد از دریافت پاسخ مثبت، کله قندی که از طرف خانواده داماد آورده شده شکسته شده و نوک کله قند نیز به مادر عروس داده می‌شود و بعد از مراسم روز نشان، نوبت به خرید زیورآلات، پارچه‌ها و هدایایی می‌رسد که در روز عقد بین طرفین رد و بدل می‌شود.

عقد یا نکاح مابین عروس و داماد در روزی که معنای خوبی داشته و از طرف خانواده‌ها مورد قبول قرار گیرد، بسته می‌شود، این مراسم معمولا در حضور نزدیکان و خویشاوندان داماد و عروس و با وساطت ماموری رسمی در خانه نوعروس برگزار می‌شود، به هنگام قرائت خطبه عقد، پارچه‌ای سفید رنگ بر روی سر داماد و عروس قرار گرفته و دو تکه قند برای آغاز زندگی شیرین و ادامه آن به همین شکل به یکدیگر سابیده می‌شوند.

در گذشته دختران و پسرانی که از همدیگر خوششان می‌آمد، برای دیدار یکدیگر شب‌ها به خارج خانه می‌آمدند، نامزدها و عاشق‌ها برای همدیگر ترانه و بیاتی خوانده و بدین شکل شب را سحر می‌کردند، در شب‌های چهارشنبه‌سوری نیز داماد پشت بام خانه‌ها رفته و از آنجا شال و یا دستمالی را به داخل خانه محبوبشان می‌انداختند.

شهریار شاعر بزرگ آذربایجان در این مورد چنین می‌سراید:

بایرامدی، گئجه گوشو اوخوردو

آداخلی قیز بیگ جورابینی توخوردو

آی نه گؤزل قایدادیر شال ساللاماخ

بیگ شالینا بایرام سنین باغلاماخ

در گلین چیخدی نوعروس در هر عیدی که در خانه داماد آینده بگذراند، هدایای فراوانی دریافت می‌کند، در آذربایجان بعد از مراسم عقد، خانواده‌ها همدیگر را برای اولین بار به خانه همدیگر دعوت می‌کنند که به آن ایاق آچما (پاگشا) می‌گویند، در واقع با این مراسم خانواده‌ها با همدیگر بیشتر آشنا شده و رفت و آمدشان تسهیل می‌شود.

قبل از برگزاری مراسم عروسی خصوصیت قابل توجه دیگری وجود دارد بدین ترتیب که باید از خانواده‌های خویشاوندی که عزادار هستند، اجازه گرفته شود و بعد از این امر خانواده‌ها دور هم جمع شده و عروسی با شادی آغاز می‌شود و در خانه داماد گوسفندی قربانی شده و با گوشت آن از میهمانان پذیرایی می‌شود.

در بخش دیگری از مراسم گلین چیخدی، در میان دوستان نزدیک داماد دو نفر به عنوان ساقدوش و سولدوش انتخاب شده و از طرف پدر داماد به آن‌ها هدیه داده می‌شود و در این میان در خانواده‌های داماد و عروس جشن و پایکوبی همچنان ادامه می‌یابد.

قبل از حرکت نوعروس به خانه داماد، پدر عروس در نزد خویشاوندانش در گوش دخترش چنین می‌گوید: «صاحب دختران و پسران بسیاری شویی، ثروتمند و خوشبخت باشی، به حرف پدر شوهر و مادر شوهرت گوش بدهی، روزهای خوشی داشته باشی…انشاالله» که به این رسم خیردعا گفته می‌شود.

نوعروس بعد از ورود به خانه بر روی صندلی نشسته و بر روی سرش کاسه‌ای کوچک به نام دوواخ می‌گذارند که معمولا ساقدوش آن را گرفته و فرار می‌کند، برای اخذ مجدد این کاسه و یا دوواخ باید به ساقدوش نیز هدایایی داده شود.

بسیاری از این مراسم و آداب و رسوم زیبای آذربایجان امروزه در نتیجه شرایط اقتصادی و اجتماعی و با توجه با بالا رفتن هزینه‌ها، گسست فرهنگی و احساسی بین مردم، عدم توجه به آیین‌ها و تقلید از آداب غرب، رنگ و روی خود را از دست داده و به شدت متغییر شده و بیشتر در مناطق روستایی قابل مشاهده است.

مراسم سنتی ازدواج به دلیل ذات و نوع برگزاری آن، موجب افزایش پیوندهای اجتماعی بین افراد و خانواده‌ها شده و به دلیل همیاری و همکاری بسیار در این نوع ازدواج‌ها، کاهش فشار مالی را در ادامه خواهد داشت.

با توجه به اینکه ثبت و مستندنگاری این آیین‌ها، در حفظ آن بسیار موثر خواهد بود، مراسم گلین چیخدی سال گذشته در فهرست میراث ناملموس کشور به ثبت رسید که در کنار این اقدام برگزاری برنامه‌هایی نظیر انجام خودجوش مراسم ازدواج سنتی در بین مردم آذربایجان، جشنواره ازدواج عشایر و تحقیقات میدانی و انتشار نتایج این تحقیقات می‌تواند در احیای این آیین تاثیرگذار باشد.

منبع: میراث آریا

مرتبط:

احیای پخت غذای محلی خشیل اردبیل

آشنایی با مجموعه تاریخی بازار اردبیل

آشنایی با آبشار سردابه اردبیل

تقویت همبستگی و حفظ هویت ملی با بازی غنی قئیش گوتدی

بازی قئیش گوتدی از جمله بازی‌های غنی و بکر استان اردبیل است که به نوعی تمرین و تقویت حس همکاری و همبستگی به شمار می‌رود.

بازی‌ها از جمله نمودهای اجتماعی و فرهنگی هر اجتماع به حساب می‌آیند که هر کدام از آنها علاوه بر تخلیه روانی و کارکردهای جسمانی، مزیت‌های فراوانی دارند، این بازی‌ها تبلوری از فرهنگ و میراث هر اجتماعی به شمار می‌روند.

ویژگی اصلی بازی‌ها، درس‌آموزی و سازگاری با نظام و محیط طبیعی اجتماعی اطراف است و در این میان بازی‌های بومی و محلی و بازی‌های پرورشی یکی از راه‌های پرورش کودک از لحاظ روانی، عاطفی، فکری، اجتماعی و جسمانی محسوب می‌شود.

هر یک از این بازی‌های سنتی و بومی، با توجه به نوع الگوی اجرا و پیچیدگی مهارتی آن، کمک شایانی به افزایش آمادگی جسمانی، حرکتی و مهارتی در سنین پایه برای ورود به عرصه ورزش قهرمانی است، قانون‌پذیری، مسئولیت‌پذیری، تمرین هم‌افزایی و کارگروهی، احترام به حقوق دیگران، مدیریت رفتار و نیل به برتری در قالب این بازی‌ها گنجانده شده است.‌

تعمق در بازی‌های بومی و محلی و بررسی آنها از منظر حسی حرکتی و شناختی در هر فعالیت، ظرفیت‌های بالای حسی حرکتی نهفته در آنها را آشکار می‌کند و ایده‌های فراوانی را برای طراحی و اجرای برنامه‌های آموزشی و ورزشی برخاسته از بازی‌های بومی در ذهن متبلور می‌کند.

بازی‌های بومی و محلی یکی از مؤثرترین و پرمعناترین راه‌های یادگیری و تمرین هوش هستند چرا که در هنگام بازی، کودکان به فکر پیدا کردن راه‌های تازه‌ای برای پیروزی می‌افتند و همان طور که از انرژی خود استفاده می‌کنند، قوای فکری خود را نیز به کار می‌گیرند و در تمام مدت بازی، تجربه می‌اندوزند.

بازی قئیش گوتدی با اسم‌های دیگر شلاق‌بازی، کمربندبازی و قیش‌بازی هم مشهور بوده و به معنی برداشتن کمربند  است، این بازی در مناطق مختلف کشور اجرا می‌شود و بسیار مورد توجه است و هیجان بالایی را برای افراد حاضر در بازی به دنبال دارد، امکانات مورد نیاز این بازی بسیار محدود و قابل تهیه است، مانند بسیاری از بازی‌های محلی دیگر، این بازی به صورت گروهی و با کمربند یا قطعه‌ای طناب قابل اجراست.

نحوه انجام بازی قئیش گوتدی

برای انجام این بازی در ابتدا باید دایره‌ای به اندازه تعداد افراد بازی‌کننده کشیده شود، افراد بازی‌کننده از چهار نفر به بالا باید باشد و حتما باید تعداد، زوج باشد، سپس بین افراد قرعه‌کشی می‌شود و گروهی داخل دایره و گروهی در بیرون دایره قرار می‌گیرند.

 بعد کمربندها را با فاصله مساوی در داخل دایره به گونه‌ای قرار می‌دهند که یک سر آن نزديک با روی خط محیط و سر ديگر آن (در وضعیت کشیده) به طرف مرکز از دایره گذاشته شوند، فاصله سر کمربند از خط محیط دایره باید به اندازه یک وجب باشد.

افراد خارج از دایره باید تلاش کنند تا کمربند را بردارند، قوانینی در برداشتن کمربند وجود دارد، از جمله اینکه افراد داخل دایره نباید پا رو کمربند بگذارند و یا اینکه حتما یک پای آنها باید در داخل دایره باشد، در موقع برداشتن کمربند هر دو گروه می‌توانند به پای طرف مقابل ضربه بزنند.

در صورتی که تیم بیرون از دایره بتوانند کمربند را بردارند، اولین تلاشی که انجام می‌دهند تلاش برای برداشتن باقی کمربندهاست و چنان‌چه بتوانند تمام کمربندها را بردارند، تیم داخل دایره بازنده محسوب شده و تیم بیرون از دایره شروع به زدن آنها با استفاده از کمربند می‌کنند.

در این قسمت از بازی هم قوانینی وجود دارد، از جمله اینکه کمربند را باید فقط به ساق پا بزنند و چنانچه گروه داخل دایره بتوانند یکی از اعضای گروه خارج از دایره را بزنند، بازی تمام می‌شود و دوباره جای گروه‌ها باهم عوض می‌شود. یکی از قوانین بازی این است که اگر یکی از افراد داخل دایره به بیرون کشیده شد، دیگر نمی‌تواند به داخل دایره برگردد.

افرادی که دارای سنین بین ۵۰ تا ۹۰ ساله هستند نقل می‌کنند که این بازی را از پدران در کودکی آموخته‌‏اند، اما متاسفانه با توجه به ثبت نشدن و مکتوب نشدن آیین‌‏های گذشتگان، اسناد و مدارکی بر جای نمانده است و با توجه به لزوم حفظ این مواریث معنوی، این بازی در فهرست آثار ناملموس ملی به ثبت رسید.

بازی‌های محلی از جمله سرگرمی‏‌های گروهی و خانوادگی از گذشته تاکنون بوده است که به ویژه در مراسم نوروزی همچون سیزده بدر برگزار می‌‏شده است. برخی از این بازی‌های بومی و محلی تمام افراد از هر گروه سنی  مردان، زنان، دختران و پسران را دربر می‌گرفته است که بازی قئیش گوتدی از این دسته است، این بازی‌ها و آیین‌‏ها صدها سال است سینه به سینه منتقل شده و در طول زمان تکامل و گسترش پیدا کرده است.

آموزش و انتقال این بازی همچون دیگر بازی‌های محلی از نسلی به نسل دیگر انجام می‌شود و افراد از سنین مختلف در کنار هم به بازی می‏‌پردازند، به‌طوری‌که در یک بازی ممکن است افرادی از سه نسل در کنار هم بازی کنند که این خود سبب تحکیم ارتباط نوجوانان و جوانان با افراد سالمند می‌‏شود.

این بازی مهارت‌های ضربه زدن، پرش طول، زمان‌بندی و همکاری گروهی را در نوجوانان و جوانان تقویت کرده و سبب می‏‌شود نوجوانان و جوانان اوقات بیکاری خود را در هوای آزاد در کنار بزرگترهایشان به بهترین شکل ممکن سپری کنند و ساعات شاد و مفرحی را داشته باشند.

شاخصه‌های بازی قئیش گوتدی

غنی و بکر بودن این بازی مهمترین شاخصه آن است، این بازی سده‌‏هاست که سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است و جزو تفریحات نوروزی و آیین‏‌های روز سیزده بدر است که همچنان در این روز انجام می‌شود.

شادی و هیجان ایجاد شده در بازی و تاثیر مثبت آن بر سلامتی روح و جسم افراد، انجام بازی در هوای باز و گروهی بودن آن و تقویت حس همکاری و همبستگی میان افراد روستا از دیگر شاخصه‌های این بازی است.

مهمترین عامل تهدیدکننده بازی‌های محلی، هجوم فرهنگ شهری به روستاها است به‌طوری‌ که کودکان و نوجوانان آرام آرام از فرهنگ غنی و کهن خود فاصله گرفته و با روی آوردن به بازی‌های کامپیوتری و موبایل، بازی‌های بومی و محلی خود را به آرامی به‌دست فراموشی می‏‌سپارند.

با توجه به گسترش بازی‌های رایانه‌ای در تمام نقاط و حتی در روستاها، کودکان دیگر علاقه‌ای به بازی‌های محلی و یادگیری و اجرای آن ندارند و این امر زمینه را برای فراموشی بازی‌های بومی و محلی به دنبال دارد، به ویژه که بازی قئیش گوتدی جزوی از فرهنگ منطقه آذربایجان است و اکثرا به صورت گروهی انجام می‌شده و همچون بازی‌های دیگر نقش بسزایی در افزایش توانایی‌های کودکان به خصوص به صورت گروهی داشته است.

مهاجرت تدریجی روستانشینان به شهرها، نبود ساز و کار مدرن برای تشویق نسل جدید به ادامه بازی‌ها در مدارس و جشن‏‌های گروهی، اهمیت ندادن به بخش تحقیقات میدانی در مورد بازی‌های موجود از سوی مراکز مربوطه و بی‌توجهی رسانه‌‏ها به فرهنگ‌های بومی از مواردی است که برای احیای بازی‌های بومی و محلی باید به آنها توجه شود.

برای دستیابی به این امر راهکارهایی نظیر برگزاری و انجام خودجوش بازی‌های محلی در گردهمایی‌‏های خانوادگی به ویژه در نوروز، برگزاری جشنواره بازی‌های محلی در برخی مناسبت‌ها، ایجاد امکان تحقیقات میدانی و تهیه مدارک مستند از مراحل انجام این بازی در روستاها و انجام تحقیقات میدانی شخصی و خودجوش و تهیه فیلم و مصاحبه با پیران و پیشکوتان روستایی و عشایری از سوی پژوهشگران می‌تواند برای حفظ این میراث معنوی کارساز باشد.

در کنار این اقدامات ثبت این بازی‌ها در فهرست میراث ناملموس ملی می‌تواند زمینه برای احیای آنها را فراهم کند که با توجه به ضرورت آن، زمینه برای ثبت این بازی در سال گذشته فراهم شد تا با شناسایی و گسترش آن گامی در مسیر حفظ هویت ملی و قومی این منطقه برداشته شود.

منبع: میراث آریا

مرتبط:

احیای پخت غذای محلی خشیل اردبیل

آشنایی با مجموعه تاریخی بازار اردبیل

احیای پخت غذای محلی خشیل اردبیل

خشیل یک غذای بسيار مقوی و پرکالری بوده و در زمان‌های قديم به عنوان غذای ویژه شب چله در استان مورد استفاده قرار می‌گرفته است، همچنین این غذا برای زنان تازه زایمان کرده نیز بسیار توصیه می‌شود.

غذاهای محلی معمولا با آب و هوا و اقليم منطقه هماهنگی دارند، خشيل يک غذای مقوی است که برای روزهای سرد سال بسيار خوب بوده و با کالری زيادی که دارد می‌تواند چند ساعت باعث سيری شود، اين غذا ظاهری شبيه به حليم دارد با اين تفاوت که بسيار سريع‌تر آماده می‌شود و در تهيه آن از گوشت استفاده نمی‌شود.

بلغور گندم که از مواد اصلی مورد استفاده در  خشيل بوده يکی از مواد غذايی سنتی استان است و در عين حال از نظر مواد مغذی بسيار ارزشمند است که متاسفانه در حال حاضر از الگوی غذايی مردم تا حدود زيادی حذف شده است، مصرف بلغور می‌تواند نقش مهمی در جلوگيری از بروز بسياری از بيماری‌ها داشته باشد.

غلات از جمله مواد اصلی مورد استفاده در برخی غذاهای سنتی اردبیل بوده، غذاهايی که به دليل کالری بالا در فصول سرد سال بيشتر استفاده مي­‌شد و سازگار با محیط بوده است که یکی از این غذاهای دارای غلات، خشیل است،  طعم خوب این غذا باعث می‌شده افراد خانواده با اشتياق غذای طبخ شده را مصرف کنند.

خشيل بیشتر در وعده غذایی صبحانه مصرف مي.­شود، اين غذای سنتی يکی از خوراکيیهای محلی و بومی استان اردبيل است که به دليل استفاده از شيره خرما(گاهی بسته به نوع محصول بومی به جای شیره خرما از شیره انگور و دوشاب توت نیز استفاده می‌شود) و بلغور گندم، بسيار مقوی بوده و برای حفظ سلامت بدن مفید است.

فرآیند پخت خشیل

برای پخت خشیل ابتدا بلغورها را قبل از پختن به مدت ۱۲ ساعت در آب قرار می‌دهند تا به طور کامل خيس بخورد و در مرحله بعد بلغورها با مقداری آب در قابلمه ریخته و روی اجاق قرار می‌گیرد و بعد از پخت آب آن گرفته شده و آرد را با آب و شير سرد مخلوط کرده و سپس به بلغورها اضافه مي­‌کنند و روی حرارت خيلی کم قرار مي­‌دهند تا به مرحله پخت برسد.

براي بهتر رنگ گرفتن و خوش طعم شدن خشیل مقداری نيز زعفران به آن اضافه می‌شود و بعد از اينکه مواد به طور کامل پخت، داخل ظرفی گذاشته و در وسط آن کره، عسل و يا شیره می‌ریزند و در صورت تمايل مقداری دارچين نيز اضافه می‌شود.

سبقه تاریخی خشیل

با توجه به اینکه گندم یکی از محصولات کشاورزی بومی منطقه است که سابقه کشت آن به دوران پیش از تاریخ می‌رسد، پخت این غذا سابقه طولانی در منطقه دارد و آیین‌های مربوط به کشاورزی که در ارتباط با استفاده از غذای خشیل است، قدمت و سابقه آن را نشان می‌دهد.

در گرمی مغان رسمی کهن وجود دارد، به این ترتیب که هنگام شخم زدن زمین در فصل پاییز در چهار گوشه زمین مقداری از غذای خشیل را دفن می‌کنند و به دعا می‌ایستند و اعتقاد دارند با این عمل سال پر محصولی را خواهند داشت.

 اين غذا منبع سرشاری از مواد معدنی مورد نياز بدن بوده و دارای آهن، فسفر و روی است، از این غذای سنتی برای سرفه، نرم‌کننده سينه و رفع گرفتگی صدا، تقويت افراد ضعيف و نیز خون‌سازی استفاده می‌کنند.

این غذا در شمال استان اردبیل به دلیل کشت غالب گندم در منطقه مغان بیشتر از سایر نقاط رایج بوده و در حال حاضر نیز از سوی خانوارهای روستایی و عشایری و حتی شهری طبخ قرار می‌شود، اما با توجه به اینکه خشيل به دلیل تغییر ذائقه نسل جوان و گرایش به فست‌فودها در معرض فراموشی بوده ثبت مهارت پخت آن در فهرست میراث ناملموس کشوری گامی اساسی برای احیای آن به شمار می‌رود.

با توجه به اهمیت این موضوع اداره‌کل میراث‌فرهنگی استان اردبیل با انجام تحقیقات میدانی و تهیه پرونده ثبتی توانست خشیل را به ثبت ملی برساند تا با معرفی آن گامی در مسیر حفظ هویت ملی و قومی این منطقه ‏برداشته و با تشویق جوانان و کودکان به مصرف این گونه غذاها، علاوه بر تضمین سلامت جسمی آنها، باعث احیا و رونق آن شود.

مرتبط:

آشنایی با مجموعه تاریخی بازار اردبیل

عنبران و اصلاندوز به عنوان شهر ملی صنایع دستی اردبیل

آشنایی با روستای گیلوان اردبیل

روستای گردشگری اوجاق آلازار گرمی با ۵ تپه تاریخی ثبت‌شده

طبیعت بکر با زمین‌ها و درختانی که در آن به چشم می‌خورد و خانه‌های روستایی به سبک و بافت سنتی روستاهای منطقه در روستای اوجاق آلازار از همان ابتدا و ورودی روستا توجه هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کند.

در کنار جاذبه‌های طبیعی، این روستا به تاریخی بودن نیز شهره است و به واسطه وجود اوجاق که به مکانی مقدس و زیارتگاه اطلاق می‌شود، مورد احترام اهالی منطقه و مردم شمال استان است.

از بالای تپه اطراف روستایی پلکانی با دشت‌های زیبا و سرسبز به چشم می‌خورد که زیبایی روستا را دوچندان کرده است، بافت خانه‌های روستا اغلب به صورت خشتی بوده که قسمتی از بافت خشت و گل جای خود را به سیمان و آجر داده است.

منطقه بکر و در عین حال تاریخی با مردمانی ساده و اصیل که اغلب سنت‌های دیرین خود را حفظ کرده و با گشاده‌رویی از میهمانان پذیرایی می‌کنند، اگر چه برخی شرایط چون ضعف معیشتی و نبود شغل و درآمد و در کنار آن زرق و برق زندگی شهری، اغلب مردم این خطه را به شهرها کشانده است.

کشاورزی و دامداری شغل اصلی مردم روستا

این روستا که از روستاهای بخش مرکزی شهرستان گرمی بوده و از آن دسته نقاطی است که اکثریت اهالی آن به مرکز شهرستان، استان و سایر شهرهای کشور مهاجرت کرده‌اند و عملا جمعیت جوان خود را از دست داده است، اهالی این روستا همگی کشاورز و دامدار بوده و از طایفه مددلو که از معدود طوایف بزرگ دشت مغان است، هستند.

اهالی روستای اوجاق آلازار در کنار رودخانه آلازار چایی سکنی گزیده‌ و در کنار کشت گندم و برخی محصولات کشاورزی، به وسیله دامداری به تولید فراورده‌های لبنی نیز پرداخته و از این طریق امرار معاش می‌کنند.

اوجاق آلازار به واسطه موقعیت جغرافیایی و تاریخی که دارد، از شهرت بالایی در میان اهالی منطقه برخوردار است و نیروی انسانی کارآمد زیادی به جامعه تقدیم کرده است.

سیدمحمد ابراهیمی نویسنده کتاب پژوهشی در جغرافیای مغان در این زمینه در کتاب خود بر وجود اوجاق که به معنای زیارتگاه و مکان‌های مقدس در لغت آذربایجانی است، اشاره کرده و محل آن را در گوشه مسجد روستای اوجاق آلازار ذکر کرده که متعلق به قبر امامزاده محمد بن حنفیه بن علی بن ابی طالب است و این محل معنوی مورد احترام اهالی شمال استان اردبیل است.

وجود ۵ تپه تاریخی نشانگر قدمت بالای روستاست

روستای اوجاق آلازار از اهمیت بالایی به لحاظ تاریخی برای شهرستان برخوردار است و پنج تپه ثبت شده در کنار این روستا وجود دارد که نشانگر قدمت بالای روستا است.

وجود قابلیت‌ها و جاذبه‌های مختلف طبیعی نظیر تپه‌های زیبا، آبشار بزرگ، باغات و رودخانه باعث شده اوجاق آلازار یک محل مناسب برای گردشگران باشد و به عنوان مقصدی برای گردشگران انتخاب شود.

با وجود جاذبه‌های بالای گردشگری طبق سرشماری نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵ جمعیت این روستا ۷۷ نفر است که اغلب جمعیت مهاجر آن به شهرهای بزرگ کشور و مرکز استان  مهاجرت کرده‌اند و شاهد روند کاهشی جمعیت در این روستا هستیم.

بررسی سیر نزولی کاهش جمعیت این روستا نشان می‌دهد زمینه‌های ماندگاری در اوجاق آلازار طی دو دهه اخیر به شدت پایین بوده و نزدیک به ۸۰ درصد از جمعیت آن مهاجرت کرده‌اند که وجود جاذبه‌های این روستا خود می‌تواند به عنوان عاملی برای مهاجرت معکوس به این منطقه به شمار رود.

اخیرا ما شاهد مهاجرت معکوس به اوجاق آلازار برای احیای روستا و احداث باغات در نقاط مختلف اراضی اطراف روستا هستیم که این موضوع نشانگر آینده روشن این منطقه بوده و می‌تواند رونق دوباره را به روستا باز گرداند.

به دلیل جاذبه‌های بالای موجود طبیعی و باغات مختلف در این روستا، می‌توان از این ظرفیت‌ها برای توسعه گردشگری کشاورزی بهره‌ گرفت که تحقق این مهم نیازمند ترغیب اهالی روستا به این حوزه و نیز توجه به توسعه اقامتگاه‌های بوم‌گردی است.

توسعه بوم‌گردی و نیز رونق گردشگری کشاورزی متقابلا  می‌تواند به عنوان عاملی برای ترغیب روستاییان مهاجرت‌کرده به روستا شده و مهاجرت معکوس را با توسعه اقتصادی روستا به واسطه رونق صنعت گردشگری فراهم آورد.

منبع:میراث آریا

مرتبط:

آشنایی با مجموعه تاریخی بازار اردبیل

آشنایی با مجموعه تاریخی بازار اردبیل

مجموعه تاریخی بازار اردبیل در میانه شهر و در طرفین خیابان امام خمینی واقع گردیده و به جهت قدمت و دارا بودن معماری سنتی از بازارهای تاریخی و جالب توجه ایران به شمار می آید و چون دیگر بازارها مشتمل بر راسته ها، تیمچه ها، سراها و مسجد و گرمابه است.

در قرن هفتم و هشتم بازار اردبیل رونق فراوان داشته‌ است. در دوره‌ های بعد، قسمتی از بازار بزرگ و تیمچه‌ ها و سرا ها از موقوفات بقعه شیخ صفی‌ الدین اردبیلی بشمار می‌ رفت و درآمد و عواید حاصله به‌ مصرف مخارج این بقعه می‌ رسید.

شهر باستانی و تاریخی اردبیل از دیر باز به علت داشتن تاریخ مطول و موقعیت خاص سیاسی و اجتماعی خود، دارای سوابق فروانی در فعالیتهای اقتصادی بوده و بازار به عنوان مرکز جریانات داد و ستد همواره در شکوفایی اقتصادی شهر سهم به سزایی داشته‌ است. با توجه به قرار گرفتن اردبیل در مسیر جاده ابریشم، این شهر سالها از موقعیت بازارهای وسیع و پر رونق قاره‌ای برخوردار بوده‌ است. نزدیکی اردبیل به گیلان به عنوان قطب پرورش ابریشم و نیز قرار گرفتن اردبیل در معبر دو شهر استامبول و ازمیر، در گذشته باعث می‌ شد بازرگانان فراوانی جذب این شهر شوند.

بازار اردبیل از سابقه طولانی و درخشانی برخوردار است. مقدسی و اصطخری (قرن چهارم ه.ق)، بازار اردبیل را به شكل صلیبی توصیف می كنند كه در میانه آن مسجد قرار داشته است.

جهانگردانی همچون بودلف که در قرن چهارم سفرنامه خود را تدوین کرده، اردبیل را شهری پر نعمت خوانده‌اند که علاوه بر مواهب طبیعی از معادن قابل توجهی نیز برخوردار بوده‌است. یاقوت حموی نیز که در قرن هفتم به اردبیل آمده از صنایع اردبیل و کیفیت بالای آنها حکایت کرده‌است. برخی متاخرین همچون اصطخری در کتاب «مسالک و الممالک» و مقدسی در کتاب «احسن التقاسیم» اردبیل را بزرگترین شهر آذربایجان خوانده‌اند. در دوران صفویه، شهر اردبیل به خاطر وجود مقبره شیخ صفی الدین از اعتبار و حیثیت خاصی برخوردار بوده و چون این شهر خواستگاه شاهان صفوی بود، دوران صفوی دوران شکوه و رونق این شهر بود. در آن دوران جهانگردان مشهور بسیاری از این شهر بازدید کرده‌اند که از جمله آنها می‌توان به تاورینه، پی یترودولاواله، آدام اوله آروایس و مسیو ژوبر فرانسوی اشاره کرد.

بازار اردبیل

بنای امروزی بازار اردبیل در برخی از قسمت‌ها متعلق به دوره صفوی است که بعضی از سراها و تیمچه‌ها و راسته‌ها در ادوار بعد از آن مرمت و احیا شده‌است. آنگونه که در منابع معتبری همچون صریح الملک آمده در قرن دهم هجری در زمان حکومت شاه طهماسب اول، بازارهای اردبیل از رونق بسیار زیادی برخوردار بوده‌است. دکاکین فراوانی که تعدادشان از صدها باب بیشتر است در بازارهای اردبیل از طریق نیابت تولیت آستانه شیخ خریداری شده و وقف بقعه شیخ صفی الدین گردیده‌است. در کتاب صریح الملک از بازار بقالان، بازار کرباس فروشان، بازار قصابان، بازار منادی و بازارهای میخچه گران، خفافان، خراطان، سراجان، حدادان، بازار والی الالواح و بازار قیصریه و از دهها سرا و تیمچه نام برده شده‌است. چنین به نظر می‌رسد که در زمان صفویه وسعت و رونق بازار اردبیل فوق العاده چشمگیر بوده و نسبت به امروز از اعتبار بسیار بیشتری برخوردار بوده‌است.

معماری بازار اردبیل:

از لحاظ سبک معماری تاق تمام جناقی و گنبدها چهارتاقی و اغلب ساده‌است. طول تاقنمای مغازه‌ها به طور متوسط ۳ متر و قطر پایه تاقها ۸۰ سانتی متر است.

روشنایی داخل بازار از طریق روزنه های تعبیه شده در پوشش های گنبدی تامین می شود.

سرای خشكبارها از دو بازارچه موازی هم كه هر دو بر راسته بازار عمودند تشكیل شده و هر كدام دارای ۵ دهانه و ۵۱ مغازه است. سرای گلشن نیز مركب از دو بازارچه و یك سرا است و در مقابل سرای زنجیرلی واقع شده و به راسته بازار و راسته پیر عبدالملك مربوط می شود.

بخش اصلی سرا فضایی مستطیل شكل به ابعاد ۸۰/۳ × ۹۴/۹ متر می باشد كه پوشش آن متشكل از ۹ گنبد در میانه با چهار ستون مدور از سنگ خارا به ارتفاع ۷۵/۲ و قطر ۵۲% متر (یا ۵۲ سانتیمتر) و در اطراف بر جرزها نگهداری می شود. ستون ها دارای سرستون مكعب شكل بوده و طاق های زیرین گنبدها توسط تیرهای چوبی به یكدیگر اتصال یافته و مهار شده است.

از دیگر بخش های مهم بازار، چهار سوق یا بازار بزرگ قیصریه است. این بخش بنایی است مدور با گنبد كروی بلند و ساده . قطر بنا در پایین ۱۲ متر و ارتفاع تقریبی آن ۱۳ متر است.

بازار اردبیل

بخش زیرین بنا، بدون در نظر گرفتن پایه مغازه ها و امتداد بازارچه ها عبارت است از ۱۲ پایه كه با ۱۲ طاق جناغی زمینه را برای بر پایی گنبد فراهم ساخته است. در هشت طاق جناغی مغازه و در ۴ تای دیگر راهرو بازارچه ها تعبیه شده است. بر سر بازارچه شمال شرقی، سنگ نبشته ای به چشم می خورد كه به علت فرسودگی امكان قرائت آن وجود ندارد این سنگ نوشته حاوی نام بانی و تاریخ بنا بوده است. تیمچه و سرا و بازارچه زنجیرلی از دیگر بخش های مهم بازار اردبیل است كه به راسته بازار راه می یابد. سرای زنجیرلی بنای هشت ضلعی است (چهار ضلع اصلی و چهار ضلع فرعی) كه ابعاد اضلاع اصلی آن ۲۰/۱۰ متر می باشد صورت ۸ ضلعی در بالا با گوشه سازی به دایره تبدیل شده و گنبدی كروی و ساده ای بر فراز آن جا گرفته است.

بازار فعلی اردبیل که نظیر آن در برخی از شهرهای تاریخی ایران دیده می‌شود، در سال ۱۳۶۴ به علت احراز شرایط تاریخی در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید. در سالهای قبل از ثبت بازار، صاحبان مغازه‌ها و شاغلان این بازار ضربه‌های زیادی به آن وارد کردند و تا حد زیادی شکل سنتی آنرا تغییر دادند، با این وجود آنچه که هم اکنون نیز باقی مانده، ارزش این اثر تاریخی را به خوبی نشان می‌دهد. رونق تجاری بازارهای اردبیل و حفظ بافت و پیکر سنتی آن در دوره قاجار نسبت به زمان حال بیشتر بوده‌است. مراوده تجاری بین ایران و روسیه تزاری و رفت و آمدها و ارتباط مستقیمی که بین مردم آذربایجان ایران وقفقازوجود داشته باعث شده بود که شهر اردبیل از موقعیت خاص تجاری بهره مند باشد و به همین سبب دهها تیمچه سرای و کاروانسرا در اردبیل فعالیت داشته که پس از وقوع انقلاب بلشویکی در سال ۱۹۱۷ در روسیه و حاکمیت دولت بر امر تجارت و اقتصاد و قطع روابط مردم با یکدیگر، موجبات رکود تجارت و فعالیتهای اقتصادی را در اردبیل بوجود آورد و کاروانسراهای فراوانی که رونق خود را از دست داده بودند رو به ویرانی نهادند.

در شرایط موجود راسته‌های مجموعه بازار اردبیل عبارتست از راسته اصلی بازار، راسته پیر عبدالملک، راسته قیصریه، کفاشان، علافان، زرگران، سراجان، پنبه فروشان، مسگران، چاقوسازان و آهنگران و سراهای آنها عبارتست از سرای خشکبار، سرای گلشن، سرای وکیل، سرای زنجیرلو، سرای حاج احمد، سرای حاج شکر، سرای مجیدیه، سرای امام جمعه و سرای دوکچی.

مجموعه تاریخی بازار اردبیل در سال های اخیر از طرف سازمان میراث فرهنگی تعمیر و مرمت شده و به شماره ۱۶۹۰ به ثبت تاریخی رسیده است.

مرتبط:

خان كندی _زیباترین روستای اردبیل

آشنایی با آبشار سردابه اردبیل

پل معلق پیرتقی در اردبیل

شهیدگاه، یادآور دلاوری‌هاى فرزندان ايران‌زمين در مقابل تهاجم بیگانگان

طبق شواهد و مدارک مستند تاریخى، این محوطه، قبرستان وسیعى بوده که در دوره شیخ صفى‏‌الدین محل دفن مریدان و همچنین پس از تشکیل سلسله صفویه برای تدفین شهداى جنگ شروان، چالدران و شخصیت‌هاى مذهبى و سیاسى مورد استفاده قرار مى‏‌گرفته است.

عنوان شهیدگاه براى اولین بار در زمان شاه اسماعیل اول به این قبرستان داده شد، روایت است، شاه اسماعیل اول در سال ۹۱۵ق/۱۵۰۹م به همراه عده‌‏اى از مریدان و صوفیان خود براى گرفتن انتقام خون پدر و جدش عازم شروان شد و پس از پیروزی بر فرخ یسار و فتح شروان جنازه پدرش حیدر و جدش شیخ جنید را همراه افرادی از بزرگان و سرکردگان صفوى که در رکاب پدرش سلطان حیدر و در خدمت خود او در آن جنگ‌ها شهید شده بودند، به اردبیل انتقال داده و پدرش را در کنار مزار شیخ صفى‌‏الدین و شهداى دیگر را در آن قبرستان دفن کرد.

به روایت دیگر جنازه شیخ حیدر و شیخ جنید بدون اینکه از یکدیگر مشخص باشند در قبرستان پشت مسجد بقعه دفن شدند و از آن زمان قبرستان مذکور به شهیدگاه معروف شد.

در زمان شاه اسماعیل نیز پس از وقوع جنگ چالدران در سال ۹۲۰ق/۱۵۱۴م اجساد تعدادى از قهرمانان شهید این نبرد نابرابر به همراه زین و یراق اسب‌هایشان که به پوست و چرم پیچیده شده بودند به این قبرستان منتقل و در آنجا به خاک سپرده شدند.

 جای هیچ شک و تردیدی نیست که دفن اجساد جنگ شروان و به ویژه جنگ چالداران بیانگر سابقه نبرد سازمان یافته اجداد صفوى با دشمنان در راستاى رسمیت مذهب تشیع بوده است، این نبردها براى اولین بار در زمان سلطان جنید و بعد، سلطان حیدر جامع عمل پوشیده است.

جنگ سلطان جنید نخستین جنگ خاندان صفوى در راه مذهب بود که در سال ۸۶۰ ق/۱۴۵۶م رخ داد و جنگ چالدران نیز در زمان شاه اسماعیل اول صفوى با عثمانى‏‌ها به وقوع پیوست، این جنگ تاریخی نبرد نابرابرى بین سپاهیان و لشکریان عثمانى و سپاه ایران بود.

سنگ قبرهاى شهیدگاه و تزیینات آن

به‌طور کلى سنگ قبرهاى محوطه شهیدگاه از نظر نقوش تزیینى به شش گروه عمده گیاهى، هندسى، حیوانى، انسانى، نمادین و خط نگاره‌‏ها دسته‌بندی می‌شود.

نقوش گیاهی شامل نگاره‌های درخت و نقوش گیاهى است، تزیینات درختى آن با یک ساقه عمودى و چندین انشعاب راست و مایل و تزیینات گیاهى به صورت اسلیمى‌، ختایى و گل‌هاى شاه عباسى سر در آورده از داخل گلدان‌هاى تزیینى است. این نقش‌ها از لحاظ سبک‌‏شناسى قابل تطبیق با تزیینات گلدانى (درخت طیبه) کاشی‌هاى معرق و هفت رنگ چینی‌خانه است.

دومین گروه از تزیینات سنگ قبرهاى محوطه شهیدگاه با نقش‌های هندسى و گره چینى‌های برجسته مشخص می‌شود، این طرح‌ها با نقوش گیاهى همراه شده و فواصل خالى با برگ‌هاى به هم پیچیده و طرح‌هاى گلدار زیبا پر شده است.

تعداد سنگ قبرهایى که داراى نقش‌هاى حیوانى و جانورى هستند بسیار نادر است، چنین تزییناتى از لحاظ سبک‌‏شناسى قابل مقایسه با مینیاتورهاى عهد صفوى است، این نقوش که تعداد آنها از انگشتان یک دست کمتر است غالبا بر پهلوی جنوبى سنگ‌ها به طرز هنرمندانه‌‏اى طراحی و حکاکی شده ‏است، نقوش جانورى در این صحنه‌‏ها شامل تصاویر حیوانات مختلفی چون اسب، آهو، پرنده (قوش) است که به صورت واقع‌گرایانه و بدون رعایت پرسپکتیو حجارى شده است.

نقوش انسانى سومین گروه از نقوش سنگ قبرهاى محوطه شهیدگاه است که از نمونه آنها آثار اندکی باقی مانده است، در بررسی‌هاى به عمل آمده تنها سه مورد تقریبا سالم شناسایى شد، البته جزییات این نقوش گویا نیست؛ نقش انسان (شاه یا حاکم) در صحنه شکار و پیاده و سوار بر اسب به طرزی نمایانده شده که از نظر سبک و اجرا شباهت زیادی به مینیاتورهاى عصر صفوى دارد.

نکته جالب توجه اینکه حجار هنرمند در ترکیب این نقوش سعى داشته جزییات نقش را از لحاظ ترکیب صورت، پوشش بدن، دستار و کلاه و دیگر جزییات و مشخصات واقع‌گرایانه نشان دهد.

گروه دیگری از تزیینات سنگ قبرهای محوطه شهیدگاه از نگاره‌های  نمادین مذهبی و غیرمذهبی تشکیل می‌شود، در این خصوص تعداد محدودى سنگ قبر در قبرستان شهیدگاه با علایمی چون رمزی از دیگر سنگ‌ها متمایز می‌شود.

در کنار این تصاویر نگاره‌های دیگری مشتمل بر نقش قندیل، محراب، شمشیر، گلدان و گلابدان در این سنگ‌ها دیده می‌شود که به لحاظ بار فرهنگى خاصى که دارند مى‏‌توانند نماد یا نشانه اختصاص شخص یا واقعه مهم و یا ایدئولوژى پرمفهومی باشند، به هر حال هر چه باشد واضح است که حجار و نگارگر از ترسیم آنها قصد خاصى داشته و شاید مى‏‌خواسته بینشى را انتقال دهد یا به معرفی صاحب قبر بپردازد.

به طور کلی یکایک این سنگ‌ها در حکم تابلویى هستند که نقوش گل و بوته، اسلیمى، گل‌هاى شاه عباسى و اشکال مربوط به آیین و رسوم دراویش، همچنین ابزارآلات جنگى و اشیای اسلامى و عرفانى تفکر آن دوره را برای ما به ارمغان می‌آورد.

طرح قندیل از جمله نگاره‌های نمادین سنگ‌ها و کاشی‌هاست، استفاده از نقش محراب نیز بسیار متداول بوده و معمولا بالاى قوس محراب‌ها با نقوش گیاهى و اسلیمى به طرز زیبایى تزیین می‌شد؛ بی تردید نقش قندیل بر روى سنگ‌ها پیام خاص مذهبی داشته، اگر چه کاربرد قندیل بر روى سنگ قبرها عمومیت نداشته ولى در برخى از آنها به صورت متنوع ظاهر شده است.

شاید یکى از دلایل استفاده از نقش قندیل بر روى سنگ قبرها نماد نور باشد، چرا که استفاده از قندیل در اماکن متبرکه و کاربرد این نقش در محراب‌ها نیز اشاره به آیه ۳۵ سوره نور دارد، (اللّه نور السموات والارض مثل نوره کمشکوه فیها مصباح المصباح فى زجاجه الزجاجه کانها کوکب درى یوقد من شجره مبارکه زیتونه) خداوند نور آسمان‌ها و زمین است، داستان نورش به مشکوتى ماند که در آن روشن چراغى باشد و آن چراغ در میان شیشه‏‌اى که تلالو آن گویى ستاره‏اى است درخشان و روشن از درخت مبارک زیتون.

نقش قندیل در سراسر جهان اسلام در یک مقطع از زمان یعنى اوایل قرن ششم هجرى بر روى محراب‌هاى سنگى نقش شد و پس از اندک زمانى گسترش پیدا کرده و بر روى قبرها و محراب‌هاى کاشى نیز نقش شد. نقش محراب نیز در تزیینات برخى سنگ‌ها با نور پیوند دارد، به طوری که این آرایه‌ها اغلب با نقش محراب نمایانده شده است؛ اصولاً طراحان در مساجد همیشه محراب را به عنوان دریچه‌‏اى به سوى خدا در پیش روى خود هنگام عبادت داشته‏‌اند، به این خاطر از طرح محراب براى سنگ قبرها استفاده کرده‌‏اند.

 مفاد آیات قرآن براى هر مسلمانى داراى تقدس بسیار بوده و هنرمندان اسلامى در تمام دوره‌ها  از این آیات در تزیین بناهای مذهبى و مصنوعات فلزى، سفالى و غیره استفاده می‌کرده‌اند. خطوط خوشنویسی در این آثار اغلب به دو صورت فرورفته یا برجسته با خط ثلث، داراى حروف بلند و کشیده بوده که از این طریق صلابت و استوارى خاصى به کتیبه‏ سنگ قبرها می‌بخشید و در برخى موارد به خط کوفى، نستعلیق، نسخ و ثلث نگاشته شده، نوشته‌‏های فارسى، معمولا به خط نستعلیق جلوه‏‌گر شده‏‌اند.

به طور کلی عبارات به کار رفته بر روى سنگ قبرها که به خط عربى و فارسى نگاشته شده است دارای مفاد قرآنی از آیات سوره‌‏هاى الرحمن، آل عمران، عنکبوت، آیه الکرسى، انبیاء، فجر، شمس و صلوات بر چهارده معصوم(ع)، دعای نادعلیاً، مناجات حضرت‏ على(ع) و ادعیه مختلف براى صاحب قبر و معرفى و مدح متوفى است.

غالبا تاریخ فوت و نام متوفى در داخل کادر چهارگوش بر پیشانى سنگ قبر یا پهلوی شمالی آن حکاکی شده است. کتیبه‌های فارسى نیز که عموما مفهومی در ارتباط با بى‌‏وفایى دنیا و وصف حال متوفى است بیشتر به صورت منظوم بر جوانب سنگ‌ها حجارى شده‌‏اند.

نمونه‌‏اى از این کلام منظوم به شرح ذیل است:

بر سر تربت ما چون گذرى فاتحه خوان         روح ما را به دعا شاد نما آنگه گذر

نوجوانا روضه‌ات  تا جاودان پرنور باد        روحت اندر باغ جنت دائماً با حور باد

به طور کلی برجسته‌ترین تزیینات سنگ قبرهای عصر صفوى خطوط خوشنویسى و کتیبه‌‏نگارى است، با وجود عدم درج نام حجار و کاتب خوشنویس که گاه‌نگاری دقیق آنها را با مشکل مواجه مى‏‌کند ولى برجستگى کتیبه‏‌هاى این سنگ‌ها نشان دهنده حضور چیره دست‌ترین خوشنویسان دوره صفوى در تزیینات بقعه است.

مرتبط:

خان كندی _زیباترین روستای اردبیل

آشنایی با روستای گیلوان اردبیل

دریاچه نئور _بزرگترین دریاچه طبیعی اردبیل