نوشته‌ها

یخچال‌های تاریخی تبریز

تبریز، شهری به قدمت تاریخ و دارای آثار باستانی منحصر به فردی هست، هر چند زمین لرزه های ویرانگر در طول تاریخ بخش عمده ای از آثار تاریخی منطقه را از بین برده است اما هنوز هم نشانه‌هایی از گذشته تبریز پیر، سرپا مانده که تاریخ این دیار کهن را به نسل جدید انتقال می‌دهند، یخچال‌های تاریخی از جمله بناهای تاریخی باشکوهی هستند که تاریخ، معماری و روزگار ساده و بی‌‎آلایش زندگی مردمان گذشته را به نمایش می‌گذارند.

یخچال‌های تاریخی که به دست انسان ساخته شده‌اند، در ایرانِ قدیم بسیار رایج بوده و آن زمان که دسترسی به برق و فناوری‌های امروزی نبود، از این یخچال‌ها استفاده می‌شد. در تاریخ نیز بیشتر این نوع بناها را با نام «یخچال» می‌شناسند. تاریخچه‌ی این نوع معماری در ایران، به قرن چهارم پیش از میلاد برمی‌گردد.

در گذشته و معماری قدیم برای تولید و نگهداری یخ، روش‌های گوناگونی وجود داشت که یکی از این روش‌ها، ساخت یخچال‌های آجری بوده که در مناطق سردسیر مثل تبریز عمدتا در زیر زمین با دیوارهای سنگی و طاق آجری ساخته می‌شد، در این یخچال‌ها در فصل سرما یخ‌های تولیدی ذخیره شده، سپس در فصل‌های گرما استفاده می‌شد.

طراحی طاق گنبد، دیوارهای سنگی و روزنه های یخچال به گونه‌ای انجام می‌شد که همواره داخل ساختمان سرد بود و یخ‌های ذخیره شده آب نمی‌شد. در شهر تبریز نیز بیش از ده سازه یخچال تاریخی وجود دارد که امروزه دیگر به عنوان یخچال به کار گرفته نمی‌شوند؛ که به چند نمونه از آنها اشاره می‌کنیم:

یخچال قائم مقام

یخچال قائم مقام، یکی از یخچال‌های‌ تاریخی تبریز است که گفته می‌شود، یکی از بزرگ‌ترین و قدیمی‌ترین یخچال‌های ایران باشد، به طوری‌که مساحت آن بیش ۲۰۰ متر مربع بوده و اخیرا کاربری آن تغییر یافته است. این یخچال در محله‌ی ششگلان یکی از محله‌های قدیمی تبریز، واقع شده و قدمت آن به دوره‌ی والی گری عباس میرزا، یعنی حدود ۲۲۰ سال پیش می‌رسد و بنای آن منسوب به تاج ماه بیگم، خواهر ناتنی قائم مقام است؛ این یخچال تاریخی و طبیعی در ۱۱ متری زیر زمین واقع شده و دسترسی به آن از طریق پله امکان‌پذیر است.

 


یخچال بیلانکوه:
یخچال بیلانکوه، یکی از یخچال‌های تاریخی تبریز است که در ۲۸ اسفندماه سال ۱۳۸۵ با شماره‌ی ۱۸۶۸۷ به ثبت آثار ملی ایران رسیده و قدمت بنای این یخچال تاریخی به دوران قاجار می‌رسد. یخچال بیلانکوه در خیابان بیلانکوه چهارراه عباسی واقع شده و در واقع بخشی از مجموعه‌ی کلانتر باغمیشه قدیمی به حساب می‌آید.

blank

یک تاریخ پژوه تبریزی در خصوص یخچال‌های تبریز اظهار کرد: یخچال‌های تبریز با استفاده از طاق‌های ضربی آجر و سنگ چینی پایه‌های بنا در زیرزمین ساخته شده‌اند که کار تهیه و نگهداری از یخ را در طول سال را بر عهده داشتند.

 

کریم میمنت نژاد ادامه داد: شاردن، سیاح فرانسوی بود که برای مدتی در دوران صفویه در ایران سکونت می‌کرد لذا توضیحات مفصلی را در رابطه با تولید یخ و ساخت یخچال توسط ایرانیان ارائه داده است.

blank

وی در خصوص یخچال‌های تبریز افزود: در گذشته در هر محله و میادین، یک یخچال وجود داشت که امروزه تعدادی از آنها باقی مانده، اما برخی از همین یخچال‌ها بنا به دلایلی از بین رفته‌اند؛ وجود یخچال‌ها در زیر زمین موجب شده است تا از حوادثی چون زلزله مصون مانده و آسیب نبینند.

 

وی خاطرنشان کرد: عمده یخچال‌های تبریز از لحاظ معماری به شکل تونلی و دارای فضای مستطیلی با یک سقف طاقی هستند، اما نمونه خاصی هم ازین یخچال ها در محله ویجویه قرار دارد که به شکل گنبدی است و دریچه و دیواره‌های بسیار قطور آن، به عنوان عایق حرارتی و برودتی عمل می‌کند.

میمنت‌نژاد یادآور شد: بر اساس نقشه دارالسلطنه که تاریخ ۱۲۹۷ قمری ترسیم شده است، یکی از یخچال‌های تبریز، یخچال صادقیه هست که جز مواریث میرزا صادق خان صدرالدین، وزیر دوران صفوی است و در مهرانه‌رود، کنار مدرسه‌ی صادقیه واقع شده که قسمتی از آن تخریب شده بود، اما به همت شهرداری تبریز، بازسازی شد و در حال حاضر خالی از کاربری است و هیچ استفاده‌ای از آن نمی‌شود.

وی با اشاره به بازسازی یخچال قائم مقام، گفت: یخچال قائم مقام در خیابان ششگلان واقع شده که متعلق به میرزا موسی قائم مقام فراهانی، برادر میرزا ابوالقاسم، صدراعظم ایران است و در حال حاضر مرمت شده؛ قبلا غذاخوری بود، اما الان تعطیل است.

وی در رابطه با یخچال‌های دیگر شهر ادامه داد: یخچالی در خیابان فلسطین و ملل متحد واقع شده که جزو آثار صفویه بود و به دلیل نبود مراقبت و نگهداری، فرو ریخت. در محله ورجی باشی، روبروی مسجد میلی، یخچالی به شکل گنبدی و مقرنس کاری وجود دارد که بسیار زیبا است. همچنین  یخچالی نیز در بیلانکوه است که نصف آن سالم و نصف آن خراب شده و به مزبله تبدیل شده است.

وی افزود: یخچال میرزا مهدی در خیابان فلسطین واقع شده که اکنون ساختمان اداری آبیاری جایگزین آن شده است و در سامان میدانی نیز قانلی یخچال وجود دارد که به دلیل خفه شدن کودکی در آن، قانلی(خونین) می‌گویند، اما در حال حاضر فقط خرابه‌های آن باقی‌ می‌ماند.

میمنت‌نژاد به یخچال‌های له له بیگ واقع در روبروی تربیت در کوی یوشاری و همچنین یخچالی در بارون آواک اشاره کرده و گفت: یخچالی در جنب درب سرخاب، کوچه اسلامیه وجود دارد که اکنون در روی آن، بنای مسکونی ساخته شده، همچنین یخچال میرزا رضی در قاری کورپوسی، کوچه چاپارباشی و یخچال حاج میرزا موسی خان در خیابان ثقه الاسلام، کوچه شهید سرندی از جمله یخچال‌های تاریخی تبریز هستند که در زیر زمین محبوس شده‌اند و همچنین یک یخچال نیز در میدان منصور بود که احتمالا از بین رفته است.

منبع: ایسنا

مرتبط:

یخچال میبد _یادگارهای یزد

دالان یخی در دل یخچال طبیعی

جهله، بازمانده سفالگری جنوب ایران

در فراق شهریار

شهریار بی‌گمان یکی از پرآوازه‌ترین شاعران روزگار ماست. اگر امروز یک خبرنگار، میکروفون به دست بگیرد و در خیابان از مردم بخواهد که از چند شاعر صدسال اخیر ایران نام ببرند بی‌تردید یکی از نام‌هایی که بسیار خواهد شنید شهریار است.

شهریار شاعری است که از زبان مردم حرف می‌زند و به زبان مردم شعر می‌گوید و این خصوصیت شعرهایش را مردمی و آوازه نامش را به فراتر از مرزهای ایران برده و جهانی ساخته است.

او با مجموعه «حیدربابایه سلام» نگاه ملت‌های جهان را به‌سوی خود متوجه کرد و توانست دروازه‌های جهان را از منظر این شاهکار ادبی به روی هنر خویش بگشاید.

به مناسبت سی‌وسومین سالگرد ارتحال شاعر عالی‌قدر و شیرین‌سخن آذربایجان در ادامه این گزارش به شرح مختصری از زندگی و اوصاف ماندگار او از حوزه شعر و ادب می‌پردازیم.

تولد استاد شهریار

استاد سیّدمحمدحسین بهجت تبریزی، متخلّص به «شهریار»، فرزند حاج میرآقا خُشْگِنابی، در سال ۱۲۸۵ ش در تبریز چشم به جهان گشود. استاد شهریار خود در این باره می‌گوید: «تولد من تحقیقا معلوم نیست، ولی اواخر ۲۴ یا اوایل ۲۵ قمری است. در سال ۱۳۰۲ در تهران اداره آمار تشکیل شده بود که رفتیم شناسنامه گرفتیم. آن روز هم نمی‌شد تحقیقا سال قمری را با شمسی تطبیق کرد که ۲۵ قمری به چه سال شمسی مطابق می‌شود. بعدها فهمیدیم ۱۲۸۵ است و من تولدم را ۸۳ گرفتم در صورتی که ۸۵ شمسی بود. مخصوصا دو سال بیشتر می‌گرفتیم که بتوانیم در انتخابات شرکت کنیم».

ایام کودکی شهریار

چون دوره کودکی شهریار مصادف با انقلاب تبریز علیه حکومت استبدادی محمدعلی شاه و طرف‌داری از مشروطه بود در نتیجه در شهر تبریز درگیری‌هایی به وقوع می‌پیوست. پدر استاد شهریار برای در امان ماندن جان خانواده‌اش فرزند خود را به همراه مادر و سایر افراد خانواده، به زادگاه خودش خشگناب فرستاد. بدین ترتیب شهریار دوره کودکی را بیشتر در روستاهای: «شَنْگُولْ آباد»، «قِیشْ قُرشاقْ» و «خُشْگِنابْ» سپری کرد. او تحصیلات مقدماتی را با قرائت گلستان سعدی و نِصابُ الصِبْیان در مکتب‌خانه روستا، یا در نزد پدر فرزانه‌اش شروع کرد. استاد شهریار در این باره می‌گوید: «اولین استاد و مربی من پدرم بود. او طلبه‌ای بود خیلی نورانی… که نجف هم رفته بود و اجتهاد داشت».

blank

تحصیلات رسمی استاد شهریار

سید محمدحسین شهریار پس از به پایان رساندن تحصیلات مقدماتی در مکتب، دوره متوسطه را در مدارسِ «متحده» و «فیوضات» طی کرد. آنگاه در سال ۱۳۰۰ به تهران رفت و دنباله تحصیلات خود را در دارالفنون ادامه داد و در سال ۱۳۰۳ وارد مدرسه طب شد و پس از پنج سال تحصیل در رشته پزشکی، یک سال قبل از دریافت درجه دکتریِ پزشکی به جهت تألمات روحی ویژه‌ای که پیدا کرده بود، به طور کلی رشته پزشکی را رها کرد. اصولاً تحصیل در این رشته با روحیات شهریار همخوانی نداشته است. خود او در این باره می‌گوید: «بعد از هر عمل جراحی که انجام می‌دادم، احساس ضعف می‌کردم و حالم به هم می‌خورد».

وقایع بعد از ترک تحصیل

پس از ترک تحصیل در رشته طب، به سال ۱۳۱۰ استاد شهریار در اداره ثبت اسناد تهران مشغول به کار شد و بعد به نیشابور و از آنجا به مشهد مقدس منتقل شد و تا سال ۱۳۱۴ در خراسان بود. آنگاه دوباره به تهران بازگشت و این بار در بانک کشاورزی مشغول به کار شد و در سال ۱۳۳۲ به زادگاهش تبریز مراجعت، و درست یک سال پس از آن ازدواج کرد که ثمره این ازدواج سه فرزند به نام‌های شهرزاد، مریم و هادی است. پس از آن‌هم بارها استاد شهریار به دعوت دوستانش به تهران آمد، امّا هرگز حاضر به اقامت دائم در این شهر نشد. سرانجام به دنبال کسالتی، از بیستم آذر ۱۳۶۶ در بیمارستان بستری شد. با وجود معالجه موقت سرانجام روز شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۶۷ ش، شهریار کشور شعر و ادب به ابدیت پیوست و در روز دوشنبه ۲۸ شهریورماه جنازه شهریار در مقبره الشعرای تبریز به خاک سپرده شد.

تخلّص شهریار

استاد محمدحسین بهجت تبریزی در اوایل شاعری، از تخلص «بهجت» در اشعار خود استفاده می‌کرد. روزی به این فکر می‌افتد که تخلّص شعری جدیدی برگزیند. از آنجا که از دوره کودکی به حافظ شیرین‌سخن ارادت خاصی داشت، در این کار از او استمداد می‌کند. پس از اهدای حمد و سوره‌ای به روان خواجه شیراز، به دیوان ایشان مراجعه می‌کند و این مصرع در جلو چشمش نمایان می‌شود: «که چرخ سکه دولت به نام شهریاران زد». سیدمحمّد حسین از دیدن این مصرع ابرو در هم می‌کشد و خطاب به خواجه شیراز می‌گوید: «اگر نمی‌شناختمت، می‌گفتم مسخره‌ام می‌کنی این کلاه برای سرما بسیار گشاد است! شاعر جوانی چون من کجا و تخلّصی مثل شهریار کجا؟» آن گاه دوباره پس از تکرار حمد و سوره‌ای تفألی به دیوان حافظ می‌زند. این بار نیز این مصرع می‌آید: «روم به شهر خود و شهریار خود باشم». شهریار لبخندی می‌زند و می‌گوید: «لطف آنچه تو اندیشی، حکم آنچه تو فرمایی»! از آن تاریخ استاد محمدحسین بهجت تبریزی، تخلّص «شهریار» را برای خود برمی‌گزیند.

اولین شعرهای شهریار

استاد محمدحسین شهریار اولین شعر خود را در سن چهارسالگی سروده است. فرزند بزرگ او در این باره می‌گوید: «پدرم اولین شعرش را در چهارسالگی سروده و آن موقعی بوده که کمک‌کار مادرشان رویّه (رقیه) خانم، برای ناهار ایشان آب‌گوشت تهیه کرده بود، ولی پدرم چون برنج را بیشتر دوست می‌داشت به او گفته بود:

روّیه باجی باشمین تاجی اَتی آت اِیته منه وئر کَتَه

یعنی خواهر رقیّه، ای تاج سر من، گوشت را به سگ بده. برای من کَتِه درست کن».

بنا بر نقل دیگر استاد شهریار در دوره طفولیت، پس از یک دعوای کودکانه با مادر خود، وقتی از کار خود پشیمان می‌شود، اولین شعر فارسی خود را با این مطلع می‌سراید:

من گنه‌کار شدم وای به من مردم‌آزار شدم وای به من

شهریار

خاطره‌ای از اولین شعرخوانی

خانم شهرزاد بهجت تبریزی، دختر استاد شهریار، می‌گوید: «پدرم در ضمن خاطرات کودکی‌اش درباره اولین سال‌های آغاز شعرسرایی خود می‌گفتند: روزی با بچه‌های محل مشغول بازی بودم بعد از مراجعت به خانه به درخت بزرگی که در وسط حیات خانه بود خیره شدم و شروع به خواندن شعر کردم؛ سخنان موزونی که نمی‌دانستم چگونه به مغز و زبان من می‌آمدند. ناگهان پدرم مرا صدا کرد. وقتی با صدای پدر به طرف او برگشتم، با حالتی تعجب‌آمیز پرسید: این اشعار را کجا یاد گرفتی؟ گفتم: «کسی این‌ها را به من یاد نداده. خودم می‌گویم.» اول باور نکرد، ولی بعد از این‌که مطمئن شد، درحالی‌که صدایش از شوق می‌لرزید، با صدای بلند مادرم را صدا کرد و گفت: «کوکب بیا ببین چه پسری دارم….»

اولین مجموعه شعر شهریار

نخستین منظومه‌ای که از شهریار به چاپ رسیده است مثنوی «روح پروانه» است که به دنبال آن در سال ۱۳۱۰ بخشی از اشعار او با مقدمه بزرگانِ ادبِ آن روزگار، نظیر ملک‌الشعرای بهار و سعید نفیسی، به همت کتابخانه خیام چاپ و منتشر شد. ملک‌الشعرای بهار که خود شاعری زبردست بود، درباره شعر شهریار گفته است: «او نه‌تنها افتخار ایران، بلکه افتخار شرق است». نقل می‌کنند روزی در مجلسی که جمعی از شاعران و فرزانگان در آن حضور داشتند، ملک‌الشعرای بهار می‌گوید: «من از وقتی‌که این کتابچه شهریار را به دست آوردم، هر وقت می‌خواهم شعر بگویم، آن را باز می‌کنم و چند غزل از آن را می‌خوانم طبعم را تشحیذ می‌کنم.» این در حالی بود که بیش از ۲۳ بهار از عمر شهریار سپری نمی‌شد.

چاپ دیوان شهریار

کلیات اشعار شهریار در سه مجلد به چاپ رسیده است و مجموعه اشعار او را بالغ‌بر پانزده هزار بیت ذکر کرده‌اند. استاد شهریار خود درباره چاپ کلیات اشعارشان می‌گوید: «بعد گرفتار شهریور ۱۳۲۰ شدم من اصلاً حقّ حیات نداشتم. نه اسمی از من گذاشتند، نه شعری چاپ می‌کردند. امّا خود شعر پا می‌گرفت و جلو می‌رفت. هرچه خواستند آن را بپوشانند ممکن نشد». چاپ مجموعه اوّل آثار شهریار در سال ۱۳۲۵ شروع شد، ولی مدت‌ها در چاپخانه ماند و سرانجام در سال ۱۳۲۹ منتشر شد. استاد شهریار به دوستان خود که درصدد برآمده بودند دیوان او را به چاپ برسانند، می‌نویسد: «اشعاری که گفته‌ام خوب دارد، بد هم دارد. همه این‌ها محتاج رسیدگی و مرور است. باید آنچه قابل و ناقابل است از یکدیگر تفکیک شود. خیلی‌ها شعر می‌گویند و چاپ می‌کنند ولی شاعر و نویسنده‌ای احترام خود را مرعی می‌دارد که برای خواننده‌اش احترامی قائل شود. همه‌چیز را نمی‌شود چاپ کرد».

ویژگی شعر شهریار

بیشتر اشعار شهریار به مناسبت حال و مقال سروده شده و از این‌روست که شاعر همه‌جا، حتی در بلندترین غزل‌های خود که با سخن استادان بزرگ شعر پارسی برابری می‌کند، از آوردن لغات و تعبیرات روز و اصطلاحات معمول عامیانه امساک نمی‌کند و تنها صبغه زمان است که شعر او را از سخنِ گویندگانِ قدیم جدا می‌سازد. طبع شهریار در قالب‌گیری بسیار قوی است. کلمات زیبا و قافیه‌های سنگین را با تردستی و چالاکی شکار می‌کند. فکر و اندیشه و مضامین نو را با مصالحی که غالباً از استادان قدیم به عاریه گرفته، کار می‌گذارد. شمع و شاهد و اشک و چاه و غم کار او هستند، ولی شهریار در این لباس فاخر کهنه دیگران، آزاد و مستقل است.

شعر شهریار در نگاه صاحب‌نظران

مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای عالی‌رتبه فرهنگی جمهوری آذربایجان و برگزارکنندگان کنگره بزرگداشت استاد شهریار فرمودند: «شهریار یکی از بزرگ‌ترین شاعران معاصر ما، هم در شعر فارسی و هم در شعر ترکی، است…. شعر فارسی شهریار، اوج بیشتری از شعر ترکی او دارد. در شعر فارسیِ شهریار، خصوصیت عمده‌ای که وجود دارد این است که شعر به معنای واقعی و حقیقی کلمه است؛ یعنی فقط نظم کلمات نیست؛ لب احساس و خیال است. گاهی این زبان تا آنجا اوج می‌گیرد که ما غزل‌هایی را در اشعار فارسی شهریار می‌بینیم که در ردیف غزل‌های درجه‌یک اشعار فارسی است. البته زیاد نیستند، ولی هستند. گاهی هم این زبان تنزل می‌کند. البتّه ما از شاعری که در یک منطقه غیرفارسی متولد شده است، توقعی غیر از این هم نداریم. ولی آنچه از شهریار در شعر فارسی می‌بینیم او را در ردیف بزرگ‌ترین شاعرانِ زمانِ ما قرار می‌دهد».

استعداد درخشان

ذوق نوجویی و نواندیشی در بسیاری از شعرهای شهریار منعکس است، تازگیِ مضمون و صور خیال، حتی قالب شعر دیوان او را از بسیاری شاعران نسل او متمایز کرده است. در سراسر اشعار او روحی حساس و شاعرانه موج می‌زند که بر بال تخیّلِ پوینده و آفریننده در پرواز است و شعر او در هر زمینه که باشد، از این خصیصه بهره‌ور است و به تجدّد و نوآوری گرایش محسوس دارد. شهریار شاعری است نامور و پر اثر که گزیده آثار او نیز کافی است تا جایگاه او را در شعر فارسی معاصر معتبر بدارد. با همه گوشه‌گیری و انزواجویی که شهریار داشت، دستگاه‌های فرهنگی کشور در ادوار مختلف به گرامی داشت او توجّه داشتند. بدیهی است شهرت و اعتبار او بیش از آن، و بیش از آن، در پرتو شعر و شاعری بود.

هنر بزرگ شهریار

منوچهر مرتضوی در مقدمه جلد اول دیوان استاد شهریار در توصیف شعر او می‌گوید:

«هنر بزرگ شهریار، گذشته از استادی در سرودن انواع شعر، از غزل و قصیده و مثنوی و قطعه و غیره، در چهار مورد است:

نخست: در غزل‌های ازدل‌برآمده، ساده و با شیوه مخصوص او نظیر: «علی‌ای همای رحمت»، «وداع جوانی» و…؛

دوّم: در ابداع تابلوهای رنگین و توصیف دقیق شاعرانه نظیر آنچه در اشعاری چون «افسانه شب» و «هذیان دل» به چشم می‌خورد؛

سوم: در استخدام استادانه زبان و مصطلحات و تعبیرات عامیانه و زبان محاوره در شعر به ویژه در منظومه «حیدربابایه سلام»؛

چهارم: در ابداع و آفرینش آثار عاطفی بسیار عمیق مانند «ای وای مادرم» و «پیام به انیشتین» و…

حیرت بزرگان

در یکی از سفرهای استاد شهریار به تهران، به دیدن استاد جلال‌الدین همایی می‌رود. استاد همایی پس از استقبال گرمی که از شهریار می‌کنند از گذشته‌ها یاد کرده به همراهان استاد شهریار در آن مجلس می‌گوید: وقتی استاد شهریار این شعر «جویبار دیده» را منتشر کرد، استادان بزرگ شعر و ادبیات انگشت حیرت به دندان گرفتند؛ زیرا در آن موقع سنّشان خیلی کم بود و باور نمی‌شد که این شعر از شهریار جوان باشد.

عمرم به هجرِ آن مهِ نامهربان گذشت/ دل پایبند اوست، مگر می‌توان گذشت؟

عمری گذاشتم به آه و به فغان، ولی/ آخر گذشت گرچه به آه و فغان گذشت

خون می‌خورم چو نرگس مستش که آن حریف/ سرمست ناز بود و ز من سرگران گذشت

طبعی سرشتم از تن و جان تا به این جهان/ هم دل توان سپرد، هم از او توان گذشت

از جویبار دیده مددی جوی «شهریار»/ دیگر صفای چشمه طبع روان گذشت

توصیه به جوانان

وقتی از استاد شهریار درخواست می‌شود که چندکلمه‌ای به عنوان اندرز برای جوانان بیان کنند، در پاسخ می‌گویند: «قرآن می‌فرماید: وَ أعتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جمیعا؛ همگی به ریسمان الهی چنگ بزنید. توسل به حبل الهی در مقابل قضا و قدر. باید امر به معروف و نهی از منکر کنیم که جهاد دائمی است و صبر هم بکنیم که ناملایمات برطرف بشود ولی وجود خود شیطان هم واجب است. اگر شیطان نباشد همه می‌روند قبرشان را می‌کنند و می‌نشینند و اشک می‌ریزند که خدایا ما را ببخش…. شیطان… باید باشد و دنیا را زینت بدهد…. خدا هم منظورش این است که امتحان بدهیم…. باید سربزنگاه برسد و رشوه را بیاورند تا معلوم شود که شما رشوه را می‌گیرید یا نمی‌گیرید. و الاّ خدا که خودش می‌داند. شما باید عملاً نشان بدهید. میدان باید برای بدکار و افراد سالم باشد تا عملاً امتحان بدهند.»

شهریار

سفارش به شاعران

استاد شهریار به شاعران و اهل ادب می‌گوید: «به شما توصیه می‌کنم شعر متوسط را نخوانید. شعر متوسط آدم را متوسط می‌کند…. انسان باید از خدا نَبُرَد. وقتی از خدا نبرید، خدا خودش تلقین می‌کند: الرّحمان علَّم القرآن؛ یعنی خداست معلّم قرآن. شاعر هم همین‌جور است. شاعر یک درجه پایین‌تر از پیغمبر است. شعر خوب و کامل و عرفانی از روحِ مجرّد است. منت‌ها به انبیا وحی می‌شود ولی به شاعر الهام. امّا بالاخره باید شعر همه‌اش یک موضوع باشد؛ همه‌اش بیان توحید باشد…. شعر باید به مقام ذکر برسد و جزو عبادت بشود.»

و درباره صناعات ادبی می‌فرماید: «اوّل این‌که صنعت شعر بسیار صنعت ظریفی است. باید تمرین کرد باید شعرهای خوب خواند، باید شاهکار بخوانند. شعر فنی را تمرین کنند. تا واقعاً شعر نشده، اصلاً چاپ نکنند که بعد پشیمان می‌شوند. شعر متوسط فایده‌اش چیست؟ کم‌گوی و گزیده گوی چون دُرّ. بی‌خود در چاپ کتاب عجله نکنید.»

شخصیت شهریار در کلام رهبری

مقام معظم رهبری درباره مقام شهریار می‌فرمایند: «بیش از نیم‌قرن، شهریار، زمین و دل دوستدارانِ ادبیات و هنر را با شعر خود و با صفا و خلوصی که از آن چلچراغ رنگارنگ می‌تراوید، نورباران می‌کرد و با زبانی که اگر نه زبان مادری او، امّا زبان دل و روح و احساس او بود، به دل‌های شیدا، شور و حال می‌بخشید…. در ده سال آخر عمر، این مرد بزرگ و این شاعر کهن با دلی جوان و لبالب از شوق و احساس و با درک وظیفه بزرگِ شاعر دوران انقلاب، همه سرمایه عظیم ذوق و هنر خود را در خدمت هدف و راهی گذاشت که کشور او و مردم او برگزیده و برای آن تن به فداکاری داده بودند. او پیام انقلاب اسلامی را با دلی شنید که از کودکی به پیام قرآن گوش سپرده و در همه آخر عمر، در اسرار و معارف آن به غور و تدبّر پرداخته بود. درخشان‌ترین هنر شهریار آن است که وظیفه تاریخی خود را شناخت و با همه وجود و با کمال خلوص به آن عمل کرد.»

لحظه رحلت

به دنبال تشدید بیماری، وقتی استاد شهریار امید به بهبود را از دست می‌دهد، به دوستانش می‌گوید: «بیش از هشتاد سال زندگی کرده‌ام. آثار و اولادی دارم که آن‌ها باقیات‌الصالحات من هستند… تمایل من چنین است که بعد از مرگم اگر در تهران خواستند مدفونم سازند، مرا در جوار مرقد مطهر حضرت عبدالعظیم به خاک سپارند و اگر در موطنم آذربایجان خواستند دفنم کنند، یا در دامن کوه «حیدربابا» که آن‌قدر آن را دوست داشته‌ام، یا در مقبره الشعرای تبریز در «سُرخاب» مدفونم سازند. »

چند روزی بعد از این سخنان شاعر محبوب ایران اسلامی، در حالی که این ابیات از شعر «یاعلی» را زیر لب زمزمه می‌کردند، جان به جان‌آفرین سپردند:

ای جلوه جلال و جمال خدا علی/ در هرچه جز خدا به جلالت جُدا علی

در تو جمالی از ابدیّت نموده‌اند/ ‌ای آبگینه ابدیت‌نما علی

ای مظهر جمال و جلال خدا، علی/ یا مظهر العجایب و یا مرتضی علی

از شهریارِ پیرِ زمین‌گیر دست‌گیر/ ‌ای دست‌گیر مردم بی‌دست‌وپا علی

* گزارش از نویده رئوف فرد

مرتبط:

برج پیر شهریار _ برج اسرارآمیز لمرز

مهمانخانه ای نوین در تبریز قدیم

این کاروانسراها، مسافرخانه‌ها و خانقاه‌ها که اغلب مسافران در آن‌ها اتراق می‌کردند، جنب دروازه‌های شهر بنا می‌شدند که مسافرها مجبور نباشند برای توقف در شهر، راه طولانی را بپیمایند و به مرکز شهر بروند، به همین سبب در جوار آن‌ها امکاناتی نظیر حمام، مسجد و بازارچه‌هایی پدید می‌آمد که احتیاجات کاروانیان را تأمین کند.

در وقف نامه‌های قدیمی تبریز نیز اغلب مطالبی در این زمینه به چشم می‌خورد که واقف، مکانی را برای استراحت مسافران تعیین کرده و شرایطی برای پذیرایی از آن‌ها و مدت‌زمانی که می‌توانستند در آنجاها توقف نمایند، قرار داده است. چنانکه در وقف نامه ربع رشیدی در بحث “دارالضیافه” به طور تفضیلی در این خصوص ذکر شده است.

طی ۲۰۰ سال گذشته رفت‌وآمد اروپاییان به ایران بیشتر شد، اغلب جهانگردان از اقامتگاه سفیران و کنسولگری‌ها یا نزدیکانی که در تبریز سکونت داشتند، استفاده می‌کردند و چراکه به‌جز کاروانسرا، مهمانخانه‌ای برای پذیرایی از آن‌ها در شهر وجود نداشت.

ازاین‌رو نخستین مهمانخانه به سبک جدید شهر تبریز در سال ۱۳۲۱ه.ق / ۱۲۸۲ه.ش توسط میرزا اسحق خان معززالدوله، فرزند حاجی میرزا مهدی کلانتر و بیگلربیگی تبریز و برادر میرزا ابراهیم‌خان شرف الدوله، از نخستین نمایندگان مجلس شورای ملی در مشروطه، ایجاد شده است.

این خاندان از سرشناسان و آزادیخواهان تبریز بودند و در کوی “باغمیشه” بیرون از قلعه شهر زندگی می‌کردند.

حاجی کلانتر در نزدیکی بازارچه و دروازه باغمیشه، جنب سربازخانه و میدان مشق قدیم سر کوچه میرزا نصرالله که اکنون عمارت دانشسرای مقدماتی و کتابخانه تربیت بر روی آن قرار گرفته، کاروانسرای بزرگی داشت که به کاروانسرای “کلانتر” معروف بود. این کاروانسرا از راه توارث به میرزا اسحق خان، کدخدای باغمیشه تعلق گرفته بود که او آنجا را تخریب کرده و ساختمانی با اتاق‌های متعدد، آشپزخانه، سالن غذاخوری و رستوران پدید آورد و نام آن را “مهمانخانه نظافت” نهاد و در جوار آن، قرائت‌خانه‌ای نیز بنا نهاد که آن نیز نخستین قرائت‌خانه تبریز محسوب می‌شود.

طی اعلانی که در بیست و پنجم شعبان ۱۳۲۱ ه.ق درباره افتتاح این مهمانخانه به خط نستعلیق و چاپ سنگی انتشاریافته، مطالبی درباره محل پذیرایی و دادن غذا به بیرون درج‌شده که در آن زمان به‌کلی تازگی داشته است.

در مورد این مهمانخانه و قرائت‌خانه، مرحوم تقی زاده در کتاب” تهیه مقدمات مشروطه در آذربایجان”می‌نویسد: «برادران کلانتری باغمیشه، خصوصاً برادر کوچک‌تر معززالدوله که ازجمله ترقی‌طلبان بزرگی بود، قرائت‌خانه‌ای در نزدیکی “قاری کورپوسی” تأسیس نمود و مهمانخانه‌ای بنا کرد که بسیار زیبا و مفید بود. در جای دیگر با تعجب متذکر شده است: «این مهمانخانه “زنگ اخبار” نیز داشت.»

این قرائت‌خانه در اوایل مشروطه، سه بار مورد هجوم قرارگرفته و به غارت رفت و از نو دایر شد.

منبع: میراث آریا

افتتاح بزرگ‌ترین پارک آبی کشور با حضور دکتر مونسان در تبریز

به‌نقل از روابط‌عمومی اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی آذربایجان شرقی، دکتر علی‌اصغر مونسان امروز دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ در آیین افتتاح بزرگ‌ترین پارک آبی کشور گفت: «در این سفر شاهد پروژه‌هایی بودیم که برای نخستین بار در سطح کشور به همت فعالان حوزه گردشگری افتتاح شدند که قطعا در توسعه گردشگری استان نقش بسزایی خواهد داشت.»

وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی با تاکید به نقش موثر بخش خصوصی در توسعه گردشگری، بیان کرد: «با حضور فعال بخش خصوصی در کشور شاهد پیشبرد اهدافی هستیم که بدون آن‌ها این اهداف دست یافتنی نبود. پروژه سرمایه‌گذاری مجتمع گردشگری هلیا نیز از جمله پروژه‌های بزرگ و شایسته‌ای است که قطعا سبب رونق بیش از پیش گردشگری منطقه خواهد شد، چرا که با پوشش گسترده حوزه‌های مختلف گردشگری اعم از هتل پنج ستاره، پارک آبی و رستوران‌های مدرن و سنتی به ارائه خدمات خواهد پرداخت.»

بخش خصوصی پیشران توسعه گردشگری آذربایجان شرقی

محمدرضا پورمحمدی استاندار آذربایجان شرقی در آیین افتتاح این مجتمع آبی، بخش خصوصی را پیشران توسعه گردشگری استان عنوان کرد و گفت: «داشتن مردان و‌ زنان با همت در استان که در زمینه توسعه هرچه بهتر و بیشتر استان می‌کوشند نیز مهم‌ترین و بهترین مزیت استان به شمار می‌آید.»

او افزود: «برخورداری استان آذربایجان شرقی از مواهب و جاذبه‌های مختلف فرهنگی، گردشگری و تاریخی از جمله مهم‌ترین ظرفیت‌های این منطقه از کشور محسوب می‌شود.»

 پورمحمدی اظهار کرد: «مجموعه بزرگ گردشگری هلیا از جمله پروژه‌های باشکوه و ارزشمند استان است که به دست پرتوان بخش خصوصی احداث شده و فرصت توسعه بیشتر گردشگری استان را فراهم کرده است، این مجموعه در آینده نزدیک و با رعایت پروتکل‌های بهداشتی، فعالیت خود را آغاز خواهد کرد.»

مجتمع بزرگ گردشگری هلیا، از بزرگ‌ترین پروژه‌های سرمایه‌گذاری گردشگری استان آذربایجان شرقی توسط بخش خصوصی است که عملیات احداث آن در سه فاز ایجاد رستوران‌های مدرن و سنتی، پارک بزرگ آبی کشور و هتل پنج ستاره طی سال‌های اخیر آغاز شده و تاکنون دو فاز از این عملیات به اتمام رسیده است.

پارک بزرگ آبی مجتمع گردشگری هلیا که امروز با حضور وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی کشور به بهره‌برداری رسید در دو بخش آقایان به مساحت ۱۰ هزار مترمربع و بانوان به مساحت ۸۷۰۰ مترمربع احداث شده است.

این مجتمع بزرگ گردشگری با حجم سرمایه‌گذاری بالغ بر ۳۵۷ میلیارد تومان احداث شده که در بخش پارک بزرگ آبی آن، برای ۱۱۰ نفر بصورت مستقیم فرصت اشتغال ایجاد شده است.

منبع: میراث آریا

وجود ۱۲۰۰ واحد خانه تاریخی در تبریز

رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی آذربایجان‌شرقی از وجود بیش از ۱۲۰۰ واحد خانه تاریخی و باستانی در تبریز خبر داد و گفت: کاندیداهای شورای شهر به هویت تاریخی و فرهنگی تبریز بپردازند.

داوود بهبودی در حاشیه بازدید از چند پروژه مهم میراث فرهنگی شهر تبریز، در گفت‌وگو با خبرنگاران، اظهار کرد: انتظار می‌رود شهرداری کلانشهر تبریز حضور پررنگ و موثرتری در تملک، احیا، مرمت و نگهداری پروژه‌های تاریخی و فرهنگی شهر که نماد هویت تبریز هستند، داشته باشد.

وی افزود: حال که در آستانه انتخابات شورای اسلامی شهر هستیم، لازم است تا کاندیداها در برنامه‌های خود به آثار تاریخی و فرهنگی شهر بپردازند و هم شهروندان در ملاک‌های انتخاباتی خود، این عامل بسیار مهم را مورد توجه قرار دهند.

وی تصریح کرد: مثلا بازار تاریخی تبریز علاوه بر نقشی که در زندگی اقتصادی مردم دارد، یادآور گذشته اقتصادی و اجتماعی مردم این دیار و در واقع شناسنامه کهن‌شهر تبریز است.

بهبودی افزود: این بازار تاریخی که به ثبت جهانی رسیده است، جایگاه ارزشمندی در هویت تبریز و جلب گردشگران داخلی و خارجی دارد، بنابراین عملیات مرمت و احیای آن باید با دقت و ظرافت خاص به طور مستمر انجام شود.

وی خاطرنشان کرد: بروز هرگونه حادثه ناخواسته از قبیل آتش ‌سوزی در این بازار فاجعه ‌بار است و دستگاه‌های مسوول و خدمات رسان همانند اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، شهرداری تبریز و … باید با برنامه عملیاتی دقیق و جامع مشارکت بازاریان و کسبه محترم را جلب کرده و در جهت ساماندهی، مناسب سازی و اقدامات پیشگیرانه اهتمام جدی داشته باشند.

وی در ادامه تصریح کرد: بخشی از خانه‌های تاریخی تبریز احیا و مرمت شده است. احیای مجموعه‌هایی مثل خانه حریری و حسن پادشاه نیز بسیار مهم است و در آینده فرهنگی شهر تبریز می‌تواند اثرگذار باشد.

رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی آذربایجان‎ شرقی، گفت: انتظار می‌رود شهرداری تبریز و سایر دستگاه‌های مسئول با مشارکت و همراهی بیشتر در تملک، احیا و بهره‌برداری از این مجموعه‌ها تمام توان خود را بکار گیرند؛ هم‌چنین ضوابط دقیق و سخت ‌گیرانه‌تگ تری در ساخت و سازهای بافت تاریخی و فرهنگی اعمال کنند.

به نقل از روابط عمومی سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان، بهبودی به همراه رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و معاون بودجه سازمان مدیریت و برنامه ‌ریزی از مجموعه‌های خانه حریری، حسن پادشاه، مسجد چهارمنار و بازار تاریخی تبریز بازدید کرده و در جریان مراحل احیای این پروژه‌ها و مسائل پیش رو قرار گرفتند.

منبع: ایسنا

مرتبط:

تاریخچه و معماری آرامگاه صائب تبریزی

فرش دستباف تبریز ، شکوه هنر ایرانی

خانه بهنام تبریز

توصیف سفیر جمهوری ونیز از میدان تاریخی صاحب آباد تبریز

در نوشته سفیر جمهوری ونیز او شکوه، عظمت و زیبایی مجموعه صاحب آباد تبریز توصیف شده است.

در بخشی از این نوشته آمده است:

«کاخی که در آنجا به پیشگاه شاه بار یافتم بدین شرح بود. نخست دروازه‌ای بود با جلوخانی به مساحت چهار یا پنج قدم مربع که هشت یا ده تن از رجال دربار شاه در آنجا نشسته بودند. سپس دری دیگر بود نزدیک درِ نخستین و دربانی که چماق کوچکی در دست داشت و کنارش ایستاده بود.

چون به این دروازه وارد شدم از باغی سبز و خرم گذشتم که مانند چمنی پر از دنبلان بود با دیوارهای گلی، که در سمت راست آن پیاده‌رویی ساخته بودند. سی گام بالاتر سرایی بود به فراخور حال ما. چهارصد پانصد قدم بلندتر از پیاده‌رویی که یاد کردم. در وسط این حوض‌خانه‌ای بود کوچک و پیوسته پر از آب و شاه در مدخل آن روی بالشی زربفت نشسته و بر بالشی دیگر تکیه داده بود. در کنارش نگهبانی با شمشیر آخته ایستاده بود.

در سراپای سراچه فرش گسترده و مهم‌ترین شاهزادگان گرداگرد نشسته بودند. در همه جای سراچه موزاییک به کار برده‌اند نه به کوچکی موزاییک‌هایی که ما به کار می‌بریم بلکه بزرگ، بسیار زیبا و به رنگ‌های مختلف.»

در ادامه باربارو سفیر ونیز به دعوت حسن پادشاه برای تماشای تفرج در میدان اشاره کرده و می‌نویسد:

«شاه پیغام داده بود که باید به میدان بروم و تماشای تفرج یعنی بازی کنم. من سوار بر اسب به آنجا رفتم و در آنجا سه هزار سوار دیدم و بیش از دو برابر این عده پیاده. از این گذشته فرزندان خردسال شاه در آنجا بودند که از بعضی پنجره‌ها بیرون را نظاره می‌کردند. چند تا گرگ که به پاهایشان ریسمان بسته بودند به میدان آوردند و آن‌ها را یکایک رها کردند تا به میان میدان بروند.

اسب‌ها از ترس از میان میدان گریختند و بسیاری از آن‌ها بر زمین افتادند، گروهی در خود میدان و برخی دیگر در رودخانه‌ای که در میان شهر جاری است.

هر روز آدینه این بازی برقرار است. پس از این تفرج و تماشا مرا به پیشگاه شاه به محلی که پیش از این یاد کرده‌ام بردند و با عزت و احترام در جایی نشاندند. دیگران نیز هر کدام در جاهای خود به نسبت گنجایش سراچه قرار گرفتند و بقیه به نسبت درجات و مقاماتی که داشتند به رسم مسلمانان بر روی فرش نشستند.

در این اثنا چند مرد که از جانب پادشاه هند فرستاده شده بودند، آمدند که جانورانی عجیب همراه داشتند. آنگاه مرا به بالاخانه بردند و در آنجا ناهار خوردم.»

سفیر جمهوری ونیز باربارو به تشریفاتی که برای ورود سفیر هند برپا شده بود نیز اشاره کرده و می‌نویسد:

«او در محلی بود که پیش از این یاد کرده‌ام و به دستور او مانند دفعه قبل در حضورش نشستم. آن روز، روز تعطیل بود و برای ورود سفیر هند تشریفاتی مهم برقرار کرده بودند. درباریان جامه‌های زربافت و ابریشمین و پشمین به رنگ‌های گوناگون در برداشتند. چهل تنی از محترم‌ترین رجال در کوشک نشسته بودند و در مدخل‌های آن صد تن و در خارج از مدخل‌ها حدود دویست تن و در میان دو دروازه کوشک نزدیک به پنجاه تن و در کوچه‌های خارج قریب بیست تن، همه آماده پذیرا شدن سفیر بودند و در میان میدان چهار هزار سوار دیده می‌شد. همه با این نظم و ترتیب ایستاده بودند که دو سفیر هند وارد شدند و ایشان را در برابر شاه نشاندند.»

سفیر جمهوری ونیز در دیدار دیگری که با حسن پادشاه داشته به توصیف سایر فضاهای باغ دولت‌خانه نیز پرداخته است:

«وقت دیگر هنگامی که به نزدش رفتم، او را در تالاری یافتم که در زیر قبه‌ای بود به راستی آن بنایی بود سخت زیبا. زیرا چوب و تیر را به شکل قبه گنبد در آورده و از اطراف آن پارچه‌های ابریشمین گلدوزی و زربافت آویخته و بر کف تالار خرگاه، خیمه فرش‌های بسیار عالی گسترده بودند که بیش از چهارده قدم، طول هر یک از آن‌ها بود. در آن‌سوی تالار چادر چهارگوش بزرگ قلاب‌دوزی دیده می‌شد که میان چهار ردیف درخت بر پا کرده بودند تا بر آن سایه افکند، و میان این چادر و آن قبه، سراپرده‌ای بود از بوکازین که درونش همه گلدوزی بود. درب تالار از چوب صندل بود که از داخل شبکه‌های گلابتون دوزی و مرواریددوزی روی آن کار کرده بودند. شاه در آنجا نشسته بود و بزرگان بر گردش.»

* برگرفته از کتاب سفرنامه‌های ونیزیان در ایران، باربارو، ج. ، کنتارینی، آ. و دیگران- ترجمه منوچهر امیری، انتشارات خوارزمی، تهران

منبع: میراث آریا

مرتبط:

تیمچه‌ مظفریه تبریز

خانه‌موزه شیخ محمد خیابانی و احیای هویت تاریخی محله خیابان تبریز

ایجاد نخستین خانه موزه تمبر ایران در تبریز

فعال‌سازی دبیرخانه “تبریز، پایتخت جهانی فرش دستبافت”

مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی آذربایجان‌ شرقی از مشارکت دستگاه‌های اجرایی استان در فعال‌سازی دبیرخانه تبریز، پایتخت جهانی فرش دستبافت خبر داد.

روز یکشنبه پنجم اردیبهشت‌ماه، جلسه مشترک مابین اداره‌کل میراث‌فرهنگی، سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی، سازمان صمت، شهرک‌های صنعتی و شهرداری تبریز به ریاست علی جهانگیری_ معاون هماهنگی امور اقتصادی استانداری آذربایجان‌شرقی و دبیر تبریز شهرجهانی فرش دستبافت از سوی وزیر میراث‌فرهنگی، با هدف فعال سازی این دبیرخانه برگزار شد.

احمد حمزه زاده، مدیر کل میراث فرهنگی در این جلسه با بیان این‌که نام تبریز سال ۱۳۹۴ به عنوان پایتخت جهانی فرش دستبافت در یونسکو به ثبت رسیده است، ادامه داد: با توجه به سبقه غنی آذربایجان به مرکزیت تبریز در تولید فرش‌های نفیس دستبافت توسط هنرمندان خوشنام و ماهر، سال ۹۴ این شهر به عنوان پایتخت جهانی فرش دستبافت در یونسکو به ثبت رسید و خانه کلکته‌چی (صلح‌جو) به عنوان دبیرخانه آن انتخاب شد.

وی با بیان این‌که در این جلسه مشترک، فعال‌سازی مجدد این دبیرخانه با مشارکت همه‌جانبه دستگاه‌های ذیربط به طور جدی در دستور کار قرار گرفت، گفت: در این جلسه با توجه به ارائه برنامه‌های مشترک تدوین شده پس از بررسی‌های تخصصی تشکیل گروه‌کاری اقتصاد فرش تبریز ذیل کارگروه اقتصادی آذربایجان‌ شرقی، تشکیل شورای راهبری و تعیین مسئول دبیرخانه در دستور کار قرار گرفت.

حمزه‌زاده اظهار کرد: به دنبال تشکیل این جلسه مشترک به ریاست معاون هماهنگی امور اقتصادی استانداری آذربایجان شرقی، توسعه فعالیت‌های دبیرخانه، رسیدگی مستمر به امور هنرمندان فعال در حوزه تولید فرش دستبافت، برنامه‌ریزی در راستای جذب اعتبار لازم برای پیشبرد اهداف توسعه‌ای، معرفی جامع ملی و بین‌المللی ظرفیت‌های تبریز به عنوان پایتخت جهانی فرش دستباف در دستور کار دستگاه‌های اجرایی دخیل در این موضوع قرار گرفت.

منبع: ایسنا

مرتبط:

قاری کورپوسو _پل چراغ تبریز

باغ گلستان _باغ گل تبریز

آشنایی با خانه حیدرزاده تبریز

چرنداب، اهراب و لیل‌آباد، ۳ محله کلیدی در تاریخ تبریز

این محله از شرق با نوبر، از غرب با گجیل و کوچه باغ، از شمال با محله خیابان کوچک و از جنوب با اراضی یانیق آن روزگار همسایه بوده است. خیابان خیام این محله را از کوچه باغ و خیابان‌های فردوسی و طالقانی آن را از محله نوبر جدا می‌کند.

طبق نقشه قدیم مرز نوبر و میارمیار از کاروانسرای حاج علی‌اکبر در جنوب خانه بیگلربیگی واقع در محله خیابان کوچک شروع و به سمت ارک امتداد می‌یابد، به طوریکه مساجد استاد و شاگرد و دال ذال در محله مهاد مهین و قراولخانه و حمام داداش در محله نوبر واقع می‌شوند.

پس از ارک بر پهنای محله مهاد مهین رفته‌رفته افزوده می‌شود و می‌توان از ارک به پایین خیابان طالقانی امروز را مرز بین دو محله قلمداد کرد. در مورد علت نام‌گذاری مهاد مهین به معیار اختلاف‌نظر وجود دارد. دکتر مشکور در مورد نام این محله  به وقف‌نامه مسجد جهانشاه (کبود) اشاره کرده و نام آن را‌ مهاد میان ذکر می‌کند. نادر میرزا نیز در مورد این محله چنین می‌نویسد: «این کوی را پیشینیان این روزگار مهاد میهن، باستانیان معیار میان و امروزه بومیان تبریز معیار گویند و به دفتر همان مهاد مهین نویسند.»

او همچنین اشاره به آبادی، نامداری و بزرگی داشته و این کوی را دارای برزن‌ها می‌داند که یک قسمت از آن ارمنستان است. او به سکونت مسیحیان این محله اشاره کرده و آن‌ها را دارای ثروت و مکنت می‌داند و می‌نویسد: «آن‌ها زرگران، جواهرسازان و خیاطان ماهری بوده و تجار و پیله‌ورهای مسیحی پول و اعتبار زیادی دارند. سفرای دولت‌های فرنگ و عثمانی در این کوی ساکن‌اند و به هر سفارتخانه بیرق افراشته‌اند.»

در تبریز آن زمان چهار سفارتخانه وجود داشت، سفارت عثمانی، سفارت روس، سفارت فرانسه و سفارت انگلستان. محله مهاد میهن محله‌ای با افراد ثروتمند و متشخص بود و به همین دلیل مهاد مهین یا مهد بزرگان نامیده شده است. این کوی دو کدخدا داشت یکی حبیب‌الله خان که برادر حاجی‌آقا خان قلعه بیگی، جوانی با دانش و نیک نهاد که کدخدای اهل اسلام بود و دیگری حاجی محمدتقی خان معروف به حاجی امیرخان فرزند قلعه بیگی جوانی موقر و دانا که کدخدای مسیحیان بود. امروزه در میان اهالی محله  مهاد مهین را معیار می‌نامند و ظاهراً به معنای منار میان است.

دروازه میارمیار

این دروازه یکی از دروازه‌های هشتگانه تبریز بود که بر روی باروی احداث شده از سوی نجفقلی خان دنبلی قرار داشت. محل دقیق این دروازه که امروزه اثری از آن بر جای نمانده است نزدیکی چهارراه شریعتی امروزی بوده است. در میان اهالی قدیم تبریز دروازه میارمیار به قالا قاپوسی (درب قلعه) شهرت داشته است. شکل تمام دروازه‌های تبریز از اصول واحد پیروی می‌کرد.

چرنداب مهم‌ترین کوی محله میارمیار است و از سمت شرق با محله نوبر همسایه است. این کوی در نقشه دارالسلطنه تبریز با عنوان چهار انداب میارمیار نوشته شده است. چرنداب از واژه چهار انداب گرفته شده است و با توجه به اینکه انداب محل گذر آب است لذا چرنداب به معنی محل گذر ۴ رود آب است. اهمیت این کوی بیشتر به خاطر گورستان تاریخی آن است که در میان مورخان به مقبره الوزرا  شهرت یافته است.

گورستان چرنداب

در محله چرنداب تبریز در خیابان طالقانی و در ایستگاه لاله زار گورستانی وجود داشت که از گورستان‌های قدیمی و تاریخی در تبریز محسوب می‌شد. این گورستان قسمت بزرگی از محله چرنداب را اشغال کرده بود. تعدادی از وزرا و صاحبان سیاست  و قلم در آن دفن شده بودند، از جمله خواجه شمس‌الدین محمد جوینی، خواجه صیرفی، سلمان ساوجی،  خواجه ابراهیم کججایی و … . تمام خانقاه‌ها، زاویه‌ها و مقابر موجود در این گورستان تاریخی در اثر زلزله‌های مکرر تبریز از بین رفته و گورستان تبدیل به مکان مخروبه و متروکه‌ای شده بود. در سال۱۳۱۳هجری شمسی اداره دارایی تبریز بخشی از گورستان چرنداب را از شهرداری خریداری کرده و برای کسب درآمد بیشتر از عوارض و مالیات عمارت بزرگی را برای تولید الکل و مشروبات الکلی احداث کرد. با همت مدیرکل فرهنگ آذربایجان و با همکاری شهرداری و اداره اوقاف تبریز در تمام اراضی گورستان چرنداب از جمله در بخش جنوبی آن دبیرستان امیرخیزی، اداره آموزش ضمن خدمت، مدرسه عدالت، مدرسه جاوید، مدرسه شهید محمودی، دبیرستان شکیب و مولانا و اداره آموزش و پرورش ناحیه ۳ و هنرستان بزرگ شهید چمران، در قسمت شمالی گورستان متروکه دبیرستان زینب کبری یا امیرنظام سابق، خانه پیشاهنگی و خانه معلم  احداث شد و کارخانه مشروب سازی به خارج شهر انتقال یافت.

محله اهراب نیز یکی از کوی‌های معروف مهاد مهین است و می‌توان آن‌ها را محدوده بین خیابان خیام و کوچه بارناوا در نظر گرفت. نادر میرزا در کتاب خود اهراب را به‌عنوان یکی از برزن‌های چرنداب معرفی کرده است. اما طبق نقشه دارالسلطنه تبریز، اهراب جزو محله بزرگ مهاد مهین است. اهراب به معنای جایی است که درختان زبان گنجشک (قوش دیلی) که در کنار آب باشند یا زمین و منطقه‌ای که سراسر آن پوشیده از درخت گنجشک زبان باشد.

محله اهراب تبریز خاستگاه عده‌ای از مشاهیر و بزرگان تبریز بوده و افرادی چون میرزا جعفر خامنه‌ای بنیانگذار شعر نو (قبل از نیما یوشیج) در ایران، ابوالحسن خان اقبال آذر استاد آواز ایران، میرزا طاهر خوشنویس و حیدرخوندل شاعر مرثیه‌سرای آذربایجان روزگاری در این محل سکونت داشتند.

ارمنستان یکی دیگر از کوی‌های مهم محله مهاد مهین است که در شمال غربی این محله و در همسایگی محله گجیل واقع شده است. از کوچه‌های معروف این کوی می‌توان به کوچه آرامیان و کوچه بارناوا اشاره کرد که بسیاری از ارامنه تبریز در این کوچه سکونت دارند. کنسولگری‌های دولت‌های خارجی که دوران قاجاریه در کوی ارمنستان واقع بودند که متأسفانه پس از روی کار آمدن رضاخان از اهمیت سیاسی تبریز رفته‌رفته کاسته شد و در نهایت منجر به تعطیلی آن‌ها شد.

کوچه پستخانه

در زمان قاجاریه اولین پستخانه ایران در یکی از گذرهای قدیم شهر تبریز و نزدیک بازار دایر شد و این گذرگاه به نام کوچه پستخانه معروف شد. بعد از احداث خیابان شریعتی شمالی این کوچه به دو قسمت تقسیم شد. از مکان‌های جالب ‌توجه همسایه و هم‌جوار کوچه پستخانه باید از چند مکان مهم نام برد که عبارت‌اند از مسجد صمصام خان که روزگاری مرکز اجتماع مردم مبارز شهر در انقلاب مشروطه بود و یکی از کانون‌های مهم و ارزشمند پایگاه بزرگ بر علیه حکومت ستم‌شاهی محمد علیشاه بود. قبل از تشکیل پستخانه این ساختمان در انقلاب مشروطه تبدیل به بیمارستان شده بود که قهرمانان مشروطه در آن بستری بودند. در محدوده پستخانه قدیم اکثر کنسولگری‌های خارجی مقیم بودند.

کوچه پاساژ

پاساژ به معنای پیاده راه و  لغتی فرانسوی است. پاساژ بعد از کودتای ۱۲۹۹ هجری شمسی رضاخان و زمانی که عبدالله خان طهماسبی امیر لشکر، حاکم نظامی آذربایجان به احداث خیابان پهلوی سابق (امام خمینی) اقدام کردند این منطقه نیز به طرز معماری جالبی به سبک فرانسوی‌ها احداث شد که از یک طرف به کوچه پستخانه قدیم و آرامیان و ایچری ارمنستان راه ورودی داشت و از طرفی به محله معیار و خیابان امام خمینی راه ارتباطی بود. با الگوبرداری از پاساژ قدیمی فرانسه، گراند هتل نیز در این محل احداث شد و به علت کثرت اتباع خارجی در تبریز در آن دوره، پاساژ به‌عنوان محلی برای قدم زدن و گپ و گفتگو برای آن‌ها شد. بعدها با احداث خیابان شهناز شمالی معبر این پاساژ در پشت جبهه اصلی تردد قرار گرفت و باعث شد از رونق آن کاسته شده و رفته‌رفته تبدیل به محلی برای خوش‌گذرانی و عیاشی افراد معلوم‌الحال شد. چندین رستوران به‌علاوه یک سینما به نام سینما سعدی (سینما میهن سابق) که در زیرزمین آن کارخانه لیموناد سازی، باشگاه بیلیارد،  رستوران خورشید، یک کلیسا، قهوه‌خانه‌های پاتوق افراد معلوم‌الحال، دواخانه، عینک‌سازی و تعدادی خواروبارفروشی و غذاخوری ترکیب صنفی معبر مذکور در آخرین وضعیت در پیش از انقلاب بود که در قیام ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ تبریز برخی از این مراکز فساد و بدنام به آتش کشیده شد.

کلیسای معروف مستقر در پاساژ، کلیسای کاتولیک یا کلیسای عذرای توانا نام دارد و در سال ۱۹۱۰ میلادی به هزینه یک فرد ثروتمند فرانسوی بنام اوژن پوره به شیوه معماری گوتیک بنا شد که مثل اغلب کلیساهای جهان طرح صلیبی دارند. کل بنا از آجر ساخته‌شده و در سال ۱۹۲۳ میلادی آثار هنری داخل کلیسا از سوی فرانس کوردون هنرمند فرانسوی تهیه شده است. چندین تابلوی گران‌بها در اطراف محراب کلیسا وجود دارد که اغلب در فرانسه و در سال‌های ۱۹۰۰ و ۱۹۲۶ میلادی ترسیم و به این کلیسا اهدا شد.

کوچه آرامیان یکی از کوچه‌های محله ایچری ارمنستان یا ارمنستان داخلی است که در بخش شرقی آن کوچه پستخانه قرار داشت و امروزه در ضلع غربی انتهای شریعتی شمالی واقع است و یکی از راه‌های ورود به کلیسای بزرگ و معروف مریم مقدس از کوچه آرامیان است. این کوچه به نام یکی از معروف‌ترین و بزرگ‌ترین بازرگانان ارمنی نام‌گذاری شده است و اولین سالن نمایش و تئاتر ایران در شهر تبریز در این محله ارمنی‌نشین به نام صحنه آرامیان افتتاح شد. ارامنه تبریز نمایش‌هایی در این محله به روی صحنه می‌بردند. در سال ۱۲۹۱ هجری شمسی چند تن از این هنرمندان با ذوق گرد هم آمدند و یک هیئت آکتورال بنام خیریه ترتیب دادند که نمایشنامه‌هایی را کارگردانی و اجرا می‌کردند. اکثر این نمایشنامه‌ها به زبان ترکی آذری برگردانده و اجرا می‌شد.

کوچه بارناوا (بارون آواک)

محله بارون آواک یا بارناوا بین محلات لیلاوا، اهراب و میارمیار واقع شده است. مکان محله بارون آواک پس از زلزله ۱۱۹۳هجری قمری و احداث دروازه‌های هشتگانه در محدوده خارج شهر قرار گرفته است. محل برج و بارو خندق بزرگی بود که در زمان ناصرالدین‌شاه این برج، دیوار و خندق تخریب و تبدیل به کوی و محله شد و شخصی بنام بارون آواک این قسمت از اراضی شهری را از دولت گرفت و اجازه گرفت تا ارامنه متوسط‌الحال، فقیر و کسانی را که از سایر مناطق به تبریز مهاجرت می‌کردند، در آنجا اسکان دهد. بارون آواک از بزرگان ارامنه ننه بود و ریش‌سفید ارامنه به شمار می‌رفت. پس از آنکه محله بارون آواک به وجود آمد یکی از جالب‌ترین کلیساهای ارامنه بنام کلیسای سرکیس مقدس و مدارس وابسته به آن احداث شد.

این دبیرستان و مراکز آموزشی برای فرزندان ارامنه بنام مدرسه تامارا تومانیانس نامیده شد. سپس در کنار این دبیرستان تاریخی مدرسه جدیدی به هزینه یک ارمنی ثروتمند بنام ساهاکیان ساخته شد که از سوی اداره فرهنگ آذربایجان، دبیرستان اسدی نام‌گذاری شد. تاریخ احداث مدرسه تامارا تومانیانس ۱۸۹۶ میلادی و تاریخ احداث کلیسای سرکیس مقدس ۱۸۲۰ میلادی است و در سال ۱۸۴۵ تجدید بنا شده است. در محوطه کلیسا بنا و یادمان مجاهدان ارامنه به چشم می خورد.

* گزارش از نویده رئوف فرد

مرتبط:

فرش دستباف تبریز ، شکوه هنر ایرانی

قاری کورپوسو _پل چراغ تبریز

باغ گلستان _باغ گل تبریز

قیرمیزی گول آذرشهر

قیرمیزی گول منطقه ای سرسبز و دیدنی است که درختان سربه فلک کشیده و چشمه های حیات بخش آن با صدای دل نشین، ندای شکوه بیکران خدا را می رساند. گلهای سرخ این منطقه از آذربایجان که در فصل بهار فضا را عطر آگین میکند، از شهرت خاصی برخوردار است.

قیرمیزی گول از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان ینگجه بخش حومه در شهرستان آذرشهر واقع شده‌ است و از بخش مرکزی شهرستان آذرشهر نزدیک دو کیلومتر فاصله دارد. از تبریز تا آذرشهر نیز یک و نیم ساعت رانندگی نیاز است.

حمام قیرمیزی گول جزو آثار باستانی دوره قاجار است که به ثبت آثار ملی ایران نیز رسیده است.

قیرمیزی گول

وقتی از سمت تبریز به سمت جنوب غربی آذربایجان شرقی سفر می کنید، طبیعتی زیبا و چشم نواز اطراف جاده شما را مجذوب خود می کند. همینطور که در جاده ترانزیتی استان های غربی کشور مشغول رانندگی هستید از شهرهای سهند، خسروشهر، اسکو و ایلخچی عبور خواهید کرد و بالاخره بعد از پیمودن ۵۰ کیلومتر به آذرشهرمی رسید. این شهرستان در دامنه شمال غربی کوه های سهند و در ۲۰ کیلومتری جنوب شرق دریاچه ارومیه قرار دارد. نزدیکی به مرکز استان سبب شده تا گردشگرانی که به تبریز سفر کرده اند، به آذرشهر نیز سر بزنند و لذت گردش در طبیعت و روستاهای این شهرستان را تجربه کنند.

در سفر به آذرشهر اگر سری به قیرمیزی گؤل نزدید ، مطمئن باشید که سفرتان ناقص مانده است. این منطقه به جهت آب و هوای خاص و بی مانند خود و وجود چشمه های مختلف دارای مناظر طبیعی و خدادادی است. عطر خوش گل سرخ (محمدی) که در همه جای این منطقه به صورت خود رو رشد کرده، لطافت خاصی به این منطقه بخشیده است. بوته های گل سرخ در بیشتر باغات آذرشهر می روید و این گیاه را باغداران نیز تکثیر می کنند و در فصل بهار فضا را معطر می سازند. عمده محصول گل سرخ در مناطق ییلاقی و سردسیر به عمل می آید، از جمله قیرمیزی گؤل، ینگجه، جراغیل، هفت چشمه و خود آذرشهر و همچنین روستای گون بر (گونبرف) در شهرستان اسکو که در نزدیکی قیرمیزی گؤل واقع شده است.

قیرمیزی گول
آذرشهر و دیدنیهایش
شهرستان آذرشهر که در دامنه شمال غربي كوه هاي بلندي از سلسله كوه هاي سهند غربي و جلگه و سواحل درياچه اروميه قرار گرفته است دارای تعداد زیادی روستا با آثار تاریخی و مناظر طبیعی است و خود شهرستان و بخش های تابعه نیز از مناطق دیدنی و تاریخی برخوردار است.
شهرستان آذرشهر به جهت واقع شدن در کنار گذر جاده ترانزیتی استان های غربی، از اهمیتی ویژه برای مسافران برخوردار است.

از اماکن دیدنی روستاهای این شهرستان می توان به منطقه توریستی و روستای قیرمیزی گؤل، روستای قدیمی و مسجد سنگی چراغیل، معبد تاریخی روستای بادامیار، دربند روستای الوانق، آبهای معدنی تاپ تاپان و قزل داغی، سد خاکی و قبرهای بی بدیل تاریخی روستای ینگجه، تپه تاریخی پیرقطران، زیارتگاه دستجرد، تپه باستانی شیرامین، آثار روستای متروک تورامین و روستای بادامیار، باغات فیروز سالار و حمام باستانی چهارسوق اشاره کرد.

از مکانهای دیدنی و تاریخی بخش های این شهرستان نیز میتوان به پیرجابر ممقان، پیرمحمود تیمورلو و چشمه چهارسو، گورستان پیرحیران، مسجد چهارسو ستوباد و رومیان، مصلای تاریخی و درخت چنار هزار ساله در خود شهرستان اشاره نمود.

مرتبط:

فرش دستباف تبریز ، شکوه هنر ایرانی

خانه بهنام تبریز

باغ گلستان _باغ گل تبریز

انجام مطالعات و مستندنگاری برج خلعت‌ پوشان تبریز

معاون میراث‌ فرهنگی آذربایجان‌ شرقی از انجام مطالعات، مستندنگاری و تهیه طرح مرمت برج خلعت‌ پوشان تبریز خبر داد.

علیرضا قوچی ضمن اعلام این خبر، گفت: اداره‌کل استان به ‌عنوان متولی اصلی حفاظت و صیانت از آثار و بناهای تاریخی همواره اهداف و برنامه‌های خود را در این راستا به‌ صورت مستمر و تخصصی انجام می‌دهد، در این راستا انجام مطالعات و ارائه طرح مرمتی برای تحقق اهداف صیانتی و حفاظتی از بناهای تاریخی امری ضروری است.

وی ادامه داد: طی یک سال اخیر مطالعات و مستندنگاری برج خلعت‌ پوشان توسط معاونت میراث ‌فرهنگی استان انجام شده و فاز نخست عملیات مرمتی آن همزمان با انجام مطالعات با کسب مجوز مرمت در بخش بنا و محوطه سازی انجام شد که ادامه روند مرمت در حال حاضر نیز مراحل اجرایی خود را سپری می‌کند.

وی به شرح اقدامات انجام‌ گرفته در مراحل مطالعات و مستندنگاری برج خلعت‌ پوشان تبریز پرداخت و افزود: در مرحله نخست، مطالعات و جمع‌آوری اسناد مکتوب و مصور از برج خلعت پوشان و هم‌چنین مطالعات میدانی، مستندسازی و گردآوری اطلاعات مربوط به معماری طبقه اول، هندسه و فرم کوشک، انجام مطالعات تطبیقی و بررسی نمونه‌های هم دوره در راستای دستیابی به طرح معماری کوشک در دستور کار قرار گرفت.

قوچی بیان کرد: در ادامه انجام مطالعات برج خلعت پوشان فاز اول و دوم طرح مرمت معماری آن با اقداماتی نظیرتهیه نقشه‌های مرمتی، معماری، تزئینات وابسته به معماری، ارزیابی، معرفی و ارائه پیشنهادات مداخلات سازه‌ای، تهیه و ارائه نقشه‌های مورد نیاز باز زنده‌سازی معماری طبقه اول و نمای ساختمان و … اجرا شده است.

به نقل از روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی آذربایجان شرقی، وی با بیان این‌که در مرحله پایانی مطالعات و مستندنگاری برج خلعت پوشان تبریز تهیه طرح مرمت جداره‌ها در دستور کار قرار گرفت، گفت: در راستای اجرای عملیات مرمتی، طرح مرمتی برج خلعت پوشان تبریز به دنبال سیاست‌گذاری، ارائه طرح و ضوابط راهبردی کلی برای حفاظت از اثر و برآورد ریالی عملیات اجرایی، تمامی اقدامات انجام شد.

منبع:ایسنا

مرتبط:

برج خلعت‌پوشان یادگاری از آیین کهن خلعت‌پوشی

برج خلعت پوشان تبریز همچنان در انتظار اتمام مرمت