نوشته‌ها

طرح گردشگری «تهران من حرف دارد» کارش را آغاز کرد

مدیر روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان تهران اعلام کرد: طرح «تهران من حرف دارد» در راستای معرفی بیشتر جاذبه های تاریخی پایتخت و توجه به ظرفیت اقامتی این بناها پس از بازسازی و مرمت از امروز کار خودرا آغاز کرد.

مهدی وحیدی روز سه شنبه افزود: این طرح گردشگری با معرفی بنای واجد ارزش مربوط به دوره پهلوی اول در خیابان انقلاب آغاز شده تا در این طرح معرفی جاذبه های کمتر شناخته شده پایتخت را به گردشگران داخلی و خارجی بیشتر معرفی کنیم.

وی با بیان اینکه در نظر است در این برنامه های مجازی و در گفت و گو با کار آفرینان از ایده و توانمندی آنان بیشتر مطلع شویم، گفت: این اقامت گاه سنتی سال گذشته توسط وزیر میراث فرهنگی و استاندار تهران فعالیت خود را شروع کرده است.

مدیر روابط عمومی میراث فرهنگی استان تهران تصریح کرد: این اقدام ارزشمند ضمن آنکه زمینه اشتغال ۱۰نفر به صورت دائم مهیا شده، این کار آفرینان (مهربان جلالی و سرمد اعظامی) توانستند زمینه ساز حفظ خانه های تاریخی شوند.

براین اساس اقامتگاه سنتی مذکور با هزینه شخصی با اعتباری حدود یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان اعتبار به بهره برداری رسید که روزانه می تواند پذیرش ۳۰ توریست را با هزینه‌ای ارزان فراهم کند.

این اقامتگاه با ۳۰۰ متر مربع زیربنا و در ۲ طبقه ساخته شده که عمر آن ۸۰ سال تخمین زده شده که در خیابان انقلاب- خیابان فلسطین، خیابان لبافی نژاد، نرسیده به خیابان ابوریحان – نبش کوچه باقری قرار دارد.

گفتنی است که از زییایی این خانه وجود آب انبار در بخشی از کف ساختمان، کاشی کاری و فرم مطلوب این بنای تاریخی عنوان کرد که در مرمت آن نیز به حفظ اصالت آنها تاکید شده است.

وحیدی با اشاره به اینکه تغییر کاربری این بناهای تاریخی به موضوعات فرهنگی می تواند جذابیت زیادی را برای گردشگران خارجی به همراه آورد افزود: در این راستا علاقه مندان می توانند با اجرای طرح اصولی و معرفی بنای خاص خود مجوز های لازم را از میراث فرهنگی استان تهران اخذ کنند.

به گفته وی؛ یکی دیگر از برنامه های جدید گردشگری استان تهران اجرای طرح بوتیک هتل ها  و توجه به بخش گردشگری روستایی در سطح استان است چرا که این طرح ها در کشورهای گردشگر پذیر و توریستی بسیار مورد توجه قرار گرفته است.

مدیر روابط عمومی میراث فرهنگی استان تهران بیان کرد که نخستین بوتیک هتل هفته گذشته در خیابان کشاورز در ویدئو کنفرانسی با حضور رییس جمهور، وزیر میراث فرهنگی و استاندار تهران به بهره برداری رسید.

بوتیکْ هتل به آن دسته از هتل‌ها گفته شده که به خاطر خاص بودن سبک هنری و معماری خود شهرت دارند. این هتل ها معمولاً کوچکتر از گراندهتل‌ها بوده که علاوه بر توجه به لوکس بودن نیز به زیبایی بنا به چیدمان هنری کار دقت شده است.

منبع:ایرنا

مرتبط:

خانه سردار اسعد بختیاری تهران

موزه هنرهای معاصر تهران

کلیسای تادئوس و بارتوقیمئوس مقدس، کلیسایی متفاوت در دل بازار تهران

خانه سردار اسعد بختیاری تهران

خانه تاریخی سردار اسعد، تنها بنای باقیمانده از مجموعه تاریخی و معروف باغ ایلخانی دوره ناصری و یکی از زیباترین یادگارهای تاریخی شهر تهران است.
این خانه به عنوان یکی از زیباترین خانه‌های مسکونی تهران در سال ۱۲۹۱ شمسی به هزینه جعفر قلی خان بختیاری (سردار اسعد سوم)، در ضلع شمال غربی میدان توپخانه در کوچه باغ ایلخانی که بعدها خیابان علاء الدوله نام گرفت، ساخته شد.
باغ ایلخانی در قسمت غربی خیابان فردوسی یا علاء الدوله سابق شامل مجموعه بزرگی از کوچه میرشکار فعلی تا خیابان جمهوری بوده است که در حال حاضر از این باغ وسیع، تنها قسمت‌های کوچکی به صورت فضای سبز در محوطه بانک ملی شعبه مرکزی باقی مانده است.

خانه سردار اسعد بختیاری تهران
این بنای تاریخی در محوطه بانک ملی در خیابان فردوسی شهر تهران قرار دارد و به عنوان باشگاه بانک از آن استفاده می‌شود.
این باغ در اوایل قرن بیستم جهت ایجاد بانک ملی ایران توسط دولت به تملک بانک ملی درآمد.

بانک ملی موزه خصوصی خود را در این خانه دایر کرد و مجوزی هم برای بازدید علاقمندان از آن مجموعه نمی‌دهد. این بنا نمودی از ذوق و هنر معماری اواخر دوره قاجاریه است.
کوچه باغ ایلخانی با کف سنگ فرش و کناره‌های درخت‌کاری شده محل سکونت بسیاری از درباریان قاجار و سفرای خارجی بود. بعد از تغییراتی که در اجرای طرح توسعه شهری مبتنی بر استقرار نظام مدنی که بین سال‌های ۱۲۹۹ تا ۱۳۲۰ شکل گرفت خیابان علاء الدوله به خیابان فردوسی تغییر نام یافت.

خانه سردار اسعد بختیاری تهران
طی ساخت و سازهایی که در سال ۱۳۰۷ در خیابان فردوسی انجام گرفت، بنای صندوق پس‌انداز ملی و دیگر بناهای ادارات مرکزی بانک ملی ساخته شد.
خانه سردار اسعد بختیاری هم که در داخل این مجموعه قرار داشت، توسط بانک ملی ایران خریداری و مورد استفاده‌های گوناگونی از جمله دایره فلاحت و کشاورزی، باشگاه ورزشی، محل پذیرایی از میهمانان، کتابخانه و … قرار گرفت تا اینکه بانک ملی بر آن شد با به نمایش گذاشتن پیشکش‌ها و هدایای نفیسی که از بانک‌های سراسر جهان به بانک ملی ایران فرستاده شده است، این بنا را به موزه بانک ملی ایران تغییر کاربری دهد.
اما موزه بانک ملی، نه برای استفاده عام که موزه‌ای خصوصی شد که تنها میهمانان بانک ملی امکان بازدید از آن را دارند.

مرتبط:

سرای بدیع یا خانه حاج رسولی ها اصفهان

آشنایی با خانه سرتیپ سدهی

خانه های سنگی اشتهارد

سفرنامه ی تهران _ شهر ۷۲ ملت

سفر یعنی تجربه  و من زندگیم را با تجربه هایی که از  سفرهایم بدست آورده ام ساخته ام .  این بار برخلاف همیشه برای دیدار خانواده به تهران نرفتم بلکه برای یادآوری خاطرات کودکی و گذشته ام تنها به این سفر رفتم هیچ کس در تهران حوصله اش سر نمی رود چرا که جاذبه های دیدنی و مختلف تهران تقریبا برای تمامی   مردم آماده است. هر کسی می تواند در این شهر سر گرمی خاص خود را پیدا  کند.

این شهر خاکستری  ابهتی دارد که بی برو برگرد شما را درون خود جای می دهد. البته قصد نداریم این شهر را با بزرگ ترین شهر های جهان مقایسه کنیم. ولی تهران بزرگ ترین کلان شهر ایران است. شهری پر دود و هیاهو با اتوبوس های مملو از مردم و یا متروهایی که لبالب مسافران را جابه جا می کند؛  مردمانی که مدام در حال دویدن هستند و کارهای خود را به سرعت انجام می دهند. تصور کنید چند روز را بخواهید در این شهر سپری کنید  پیش نهاد می کنم قبل از آن مختصری با  زادگاهم آشنا شوید.

شهر تهران در جنوب استان تهران قرار دارد، بزرگ ترین و پر جمعیت ترین شهر کشور است و سومین کلان شهر در کل خاور میانه به حساب می آید. طبق سر شماری سال ۱۹۹۵ جمعیت شهری تهران نرسیده به ۹ میلیون نفر است و به همین جهت تهران شهری شلوغ و پر سر و صدا است و همین موضوعات به اضافه معضل ترافیک و آلاینده های شهری رتبه سلامت شهری آن را کاسته است.

تهران یکی از دیدنی ترین جاهای ایران است که هر ساله گردشگران زیادی را به خود می پذیرد و نه تنها این گردشگران همه ایرانی نیستند، بلکه از کشورهای دور و نزدیک برای دیدن تهران برنامه ریزی می کنند. پس من هم می توانم با یک برنامه ریزی دقیق چند روز به یادماندنی را برای خودم بسازم.

طبق برنامه ریزی ام روز اول اقامتم را برای بازدید از موزه های تهران گذاشتم و به همین جهت از هتل درخواست یک راهنما کردم تا برای بازدید از موزه ها با من همراه شود. شیما راهنمای جوان و خبره و پر انرژی بود.  در مسیر همین طور که از  موزه ملی ایران، موزه فرش، موزه عبرت، موزه جواهرات، موزه رضا عباسی، موزه هنرهای زیبا ویا موزه سکه تهران بازدید می کردیم؛  شیما از تاریخ احداث  موزه ها و چگونه شکل گیری آن ها برایم می گفت و اینکه در  این شهر بزرگ چه مکان های با ارزشی وجود دارد . دیدن آن همه فرش های نفیس از قوم های ایران و یا جواهراتی که  از سلسه های مختلف به جای مانده است برام جذاب بود ویا موزه هنرهای زیبا چشمم را خیره کرده بود و یا سکه هایی از دوران کهن تا به امروز ارزش آن ها را برایم دوچندان کرد.

در پایان بازدیدمان از موزه ها از اینکه با شیما آشنا شدم و توانستم اطلاعات با ارزشی درباره شهرم کسب کنم بسیار خوشحال بودم . من از او دعوت کردم که به شیراز بیاید تا بتوانم میزان او در شهر رازها باشم. سپس از همدیگ جداشدیم و در آخر روز هم با گرفتن یک ماساژ و خوردن غذا در هتل خستگی تنم را در کردم.

به دلیل بزرگی تهران و وقت کم نمی توانم تمام جاذبه های تهران را در یک سفر سه روزه بگنجانم پس تصمیم گرفتم به دیدن بازار بزرگ تهران بروم.

فضای سنتی بازار تهران شباهت اندکی به فضای سنتی شیراز را دارد. قسمت اصلی بازار تهران با کاخ گلستان فاصله چندانی ندارد و این فرصت خوبی بود که من هم از این کاخ زیبا دیدن کنم. بازار  یکی از شلوغ ترین مناطق تهران است. خصوصا در ایام اسفند. بازار تهران سراهای مختلف زیادی دارد و تقریبا بر اساس شغل طبقه بندی شده است. باید بدانیم دقیقا برای چه و به چه منظوری به این بازار می روید و اینکه راه خود را بشناسید چرا که احتمال گم شدن شما بسیار است.

بازار تهران

بازار سنتی تهران همانند بازارهای قدیمی شهرهای دیگر نیست که اغلب صنایع دستی می فروشند یا به دورانی کهن تر تعلق دارند. هسته بازار از زمان صفوی بنا شد اما در دوران قاجار پیرامون خیابان های منتهی به کاخ گلستان و محله های جنوبی اطراف گسترش یافت و مسقف شد و امروزه با داشتن یک ایستگاه متروی خاص (ایستگاه ۱۵ خرداد، خط ۱) دسترسی به آن راحت تر شده و مردم می تواند اکثر نیازهای خود را در این بازار تهیه کنند.

در بازار تهران دو امام زاده وجود دارد که در یکی از آن ها امام زاده زید است.

بازار تهران برایم بسیارجالب بود. هرچه که من لازم داشتم در آن پیدا می کردم  برخلاف آیین و سنت های مختلف، مردم با آرامش و احترام در کنار یکدیگر مشغول کار و معامله بودند و فرهنگ شهری و اجتماعی را به خوبی می توان در این بافت دید.

در لابه لای بازار تهران چشمم به چایخانه ای که صد و خرده ای ساله در قلب بازار تهران کار می کند افتاد. این چای خانه به عنوان کوچکترین چایخانه دنیا در میراث ایران ثبت شده و می تواند برای شما بسیار خاطره انگیز شود. چرا که حاج کاظم، صاحب این چایخانه انسانی پر معلومات است که تقریبا درباره هر چیزی اطلاعات دارد و به راحتی با شما هم کلام خواهد شد. دکور این چایخانه بسیار نوستالژیک و زیباست و طعم چای های آن بی نظیر هستند. حاج کاظم دو کار با ارزش می کند اول اینکه از دانشجویان پولی دریافت نمی کند، دوم اینکه بقیه درآمد چایخانه را صرف امور خیریه می شود. بسیاری از مغازه و حجره های اطراف که مشتریان روزانه چایخانه درویش هستند و استکان ها شماره دارِ مخصوص به خود را دارند.

دوباره به گشت و گذار در بازار پرداختم . کم کم احساس گشنگی  کردم به همین بهانه به قدیمی ترین رستوران تهران در ناف بازار رفتم و غذای معروف تهرانی ها را که چلوکباب مخصوص با دوغ است  را خوردم.

بعد از یک پیاده روی در بازار با تنی خسته به هتل برگشتم و کمی استراحت کردم و خود را برای شب های تهران آماده کردم . در تهران باشی و به دربند نروی، نمی شه. حدود ۸ شب به منطقه دربند رسیدم هوای بسیار مطلوبی داشت . مغازه ها مختلف، دست فروش های پر انرژی و کافه های متنوع بسته به صلیقه مشتری؛ در یکی از کافه ها نشستم و درآن هوای دلچسب با مردمانی که شاد بودند و یا فضای شادی را برای خودشان بوجود آورده بودند را تماشا می کردم . موزیک شادی هم در کافه پخش می شد. درآن حال و هوا  آش رشته می چسبه من هم از خودم پذیرایی کردم.

کافه های تهران

کم کم داشت وقت سفرم به پایان می رسید. طبق برنامه ریزی ام روز سوم را اختصاص به بازدید از تعدادی از کاخ ها و عمارت های تهران دادم. چون می دانستم دراین مکان ها راهنما حضور دارد با خیال راحت برای بازدید رفتم در این روز از مجموع کاخ سعدآباد، کاخ نیاوران، کاخ صاحبقرانیه، کاخ شهربانی یا وزرات خارجه تهران، عمارت مسعوریه تهران، خانه مقدم که ارزش مندترین خانه ایران است و همچنین بنای شمس العماره بازدید کردم. چو ن وقت کم داشتم نتوانستم دیگر بناهای با ارزش تهران را ببینم.

برای اینکه بهتر از وقتم استفاده کنم و هم خستگی در کنم برای صر ف نهار و بازدید از بلندترین برج تهران به برج میلاد رفتم.

برج میلاد ویژگی هایی دارد که آن را در میان دیگر بناهای تهران شهره می کند. اولا که به دلیل ارتفاع زیاد ۴۳۵ متری اش تقریبا از هر جای تهران پیداست. دوم شکل زیبا و نور پردازی آن در شب که در کنار ساختمان ها و برج های شهرک غرب واقعا تهران را به یکی از کلان شهر هایی که با شهرهای اروپایی- آمریکایی قابل قیاس است تبدیل می کند. از طرفی، موقعیت برج میلاد به بازدید کنندگان امکان می دهد که (در صورت مطلوب بودن هوا) منظره ای بسیار زیبا از شهر را ببینند و در ارتفاعی قرار بگیرند که قابل تامل باشد.

در مسیر برگشت به فرودگاه نیز از برج معروف و قدیمی تهران یعنی شهیاد نیز بازدید کردم. این برج و میدان اطراف آن نقشی بسیار موثر در ترسیم روحیه ایرانی ایفا می کند. در ادبیات نوین و اشعار تازه یا برچسب هایی که این روزها میان مردم برای چسباندن به کیف و دیگر لوازم خود از آن استفاده می کنند تا علایق خود را به دیگران نشان دهند،

برج آزادی

در پایان سفرم حالا که فکر می کنم می بینم که چرا تهران را پایتخت ایران قراردادن . علاوه بر جاذبه های گوناگون، حضور سفارت خانه های ایران، مراکز بزرگ تجاری و خیلی چیزهای دیگر؛ تمامی راه هایی که به این استان می رسند همگی آزاد راه بوده  و وضعیت خوبی دارند. بنابراین چه از راه زمینی، و چه هوایی بخواهید به این استان دسترسی پیدا کنید دردسری نخواهید داشت. از طرف دیگر استان تهران می تواند مرکز اتصال بسیاری از راه های دیگر به استان های دیگر باشد و شاید به همین جهت بتوانیم آن را قلب شاهراه های ایران بنامیم. به قول معروف همه جاده ها (اینبار) به تهران ختم می شوند.

مرتبط:

بام تهران بهترین مکان برای تماشای پایتخت

لفور _پهنه بی‌کران زیبایی در نزدیکی تهران

عمارت مسعودیه تهران

کلیسای سرکیس مقدس، بزرگترین کلیسای ارامنه تهران

در میان جاذبه های متعدد و فراوانی که در تهران، پایتخت ایران وجود دارد می توان به کلیساهای تهران اشاره کرد. امروز در این مقاله قصد داریم شما را با یکی از بزرگترین کلیسای ارامنه تهران به نام کلیسای سرکیس مقدس آشنا کنیم.

 کلیسای سرکیس مقدس کجاست؟

کلیسای سرکیس، مقدس نام یک کلیسای ارمنی در تهران واقع در خیابان کریمخان زند، ابتدای خیابان نجات الهی است. کلیسای سرکیس مقدس، بزرگ ترين کلیسای ارامنه تهران است و به محل خلیفه گری ارامنه تهران شهرت دارد.

کلیسای سرکیس

کلیسای سرکیس مقدس امروزه هم مورد استفاده ارمنیان مسیحی و مرکزیت امور ارمنیان را در تهران دارد. ساختمان این کلیسا جذابیت خاصی برای بازدیدکنندگان و علاقه مندان به معماری کلیساها و طرفداران دین مسیحیت دارد و فضای معنوی درون آن بسیار تسکین دهنده و متفکرانه طراحی شده است.

تاریخچه ساخت کلیسای سرکیس مقدس:

کلیسای سرکیس، مقدس به دستور مارکا سرکیسیان از ارامنه قدیمی ایران و با طراحی مهندس معمار اوژن آفتاندلیانس ساخته شده است. ساختمان کلیسای سرکیس مقدس تلفیقی از سبک معماری قرون وسطی و بناهای ارمنستان است.

علت نامگذاری کلیسای سرکیس مقدس:

نام این کلیسا از یکی از قدیسان کلیسای ارمنی، یعنی سرکیس مقدس گرفته شده است.

کلیسای سرکیس

    سبک معماری کلیسای سرکیس مقدس:

    کلیسای سرکیس، مقدس تهران دارای ساختمانی زیبا با معماری بی‌نظیر قرون وسطی و عصر جدید  است.کلیسای سرکیس، مقدس ابعادی به طول ۳۶/۵ متر و عرض ۱۷/۸ متر دارد و از آن به عنوان بزرگترین کلیسای تهران یاد می کنند.

    کلیسای سرکیس، مقدس بر پایه ی نقشه بازیلیکا (به کلیسا های بزرگ و مهم که به شکل صلیب هستند بازیلیکا می گویند) ساخته شده است و این نقشه چه در معماری خارجی و چه در معماری داخلی اجرا شده است و از بیرون کلا ساختمان به شکل یک مستطیل از شرق به غرب است.

    ورودی‌های کلیسای سرکیس، مقدس تهران در دیوار غربی بنا واقع شده و از یک ورودی اصلی و بزرگتر در وسط بنا و دو ورودی کوچکتر که در دو طرف شمال و جنوب دیده می‌شوند تشکیل شده‌است. در ورودی ضلع غربی کلیسای سرکیس مقدس دو ناقوس‌خانه در دو طرف راهروی ضلع غربی به  صورت گنبدهایی شبیه به گنبد اصلی کلیسا با ناقوس‌خانه‌های کلیسای سرکیس، مقدس شهر ایروان طراحی شده که زیبایی بی‌نظیری را به هر بیننده‌ای به ارمغان می‌دهد.

    کلیسای سرکیس

    دیوارهای بالای محراب و دو سمت آن با نقاشی‌های دیواری مزین است. موضوع های این نقاشی ها از کتاب مقدس، اثر ادمان آیوازیان، بر گرفته شده اند.

    بلندی سقف کلیسا متاثر ازکلیسای مریم مقدس در شهرِ آنی است. این بنا، نمای سفیدش را مدیون سنگ مرمر سفیدی است که در دیوار خارجی آن به کار رفته است. دیوارهای داخلی و سقف نیز با گچ پوشانده شده اند و به همین دلیل، فضای درونی بنا همخوانی جالبی با نمای بیرونی دارد.

    مرتبط:

    کلیسای وانک زیباترین کلیسای جلفای اصفهان

    جاذبه ی گردشگری جالبی به نام کلیسای صد در

    کلیسای جامع فلورانس

    کوهنوردی یک روزه در پارک جمشیدیه

    اگر قرار باشد یک روز خود را در گردشگاه های طبیعی تهران بگذرانید، از کدام مسیر راهی می شوید؟ شمال؟ شرق؟ غرب یا جنوب؟ شاید بتوان گفت که یكی از بهترین و كم خطرترین مسیرهای طبیعت‌گردی و كوهپیمایی كشور مسیر كلكچال است. خیابان فیضیه كه از اواسط خیابان شهید باهنر (نیاوران) شروع می‌شود، حدود ۲ كیلومتر طول دارد و در انتها به پارک جمشیدیه می‌رسد.

    پارک جمشیدیه

    معرفی

     

     

    پارک جمشیدیه یکی از قدیمی‌ترین و زیباترین پارک‌های شمال تهران است که در فصل پاییز زیبایی خاصی دارد. بوستان جمشیدیه یا پارک سنگی جمشیدیه در انتهای خیابان شهید باهنر (نیاوران) واقع شده است. به علت اینکه این پارک در نزدیکی کوه‌های شمال تهران قرار دارد همیشه یکی از اولین نقاط پایتخت است که بارش‌‌ برف و باران در آن شروع می‌شود. این پارک معماری متفاوتی با سایر پارک‌های تهران دارد و در آن یک آبشار مصنوعی و یک حوض زیبا و تعدادی المان هنری تجسمی قرار دارد. با بالا رفتن از پله‌های پشت آبشار به طبقات بالایی پارک می‌رسید و از آن‌جا نمایی زیبا از شهر تهران را خواهید دید.

    پارک جمشیدیه با درختان، گیاهان و گل‌های فراوانش یكی از وسیع‌ترین پارك‌های ایران است كه می‌تواند برای یك ورزش صبحگاهی مورد استفاده قرار گیرد. برای رفتن به كلكچال باید به این پارك بیایید؛ به سوی غرب پارك بروید، آنجا كه پیاده‌روی سنگفرش به سوی شمال غرب ادامه می‌یابد. پس از طی حدود ۴۰۰ متر به چشمه‌ای می‌رسیم كه آب خنك و گوارایی دارد. از اینجا به بعد راه به صورت مارپیچ رو به بالا می‌رود و بعد از گذر از چند محل استراحت كه در آنها مواد غذایی هم عرضه می‌شود به منطقه‌ای نسبتا وسیع می‌رسیم كه ارتفاعش حدود ۲۳۰۰ متر است.

    در سال‌های اخیر جاده‌ای اختصاصی از شهر تا این منطقه كشیده شده است. از اینجا مسیر به صورت مستقیم با سربالایی تندی ادامه می‌یابد و بعد از ۲ پیچ، منظره پناهگاه، مسجد و برج كلكچال از دور نمایان خواهد شد. این منظره شما را برای ادامه مسیر ترغیب خواهد كرد. از اینجا به بعد منظره شهر هم دیدنی‌تر می‌شود؛ جایی كه خانه‌های كوچك شهر را زیر پایتان احساس می‌كنید.

    اگر همت كنید باید از پارك جمشیدیه تا پناهگاه كلكچال را ۲ تا ۵‌/‌۲ ساعته بالا بیایید. وقتی به پناهگاه رسیدید می‌توانید در كنار برج كلكچال كه سالیان دور محل استقرار گروه‌های پیشاهنگی بوده استراحت كنید و یا به غذاخوری‌های بزرگ پناهگاه بروید و غذایی نوش جان كنید.

    حتما تجربه كرده‌اید كه بعد از چنین ورزشی غذا چقدر خوشمزه‌تر است. یك سرویس بهداشتی بزرگ هم در كنار پناهگاه وجود دارد كه در این منطقه نعمت بزرگی است. حدود ۹۰ درصد طبیعت‌گردان، پناهگاه را انتهای مسیر می‌دانند و پس از استراحتی راه بازگشت را در پیش می‌گیرند. به این ترتیب برنامه حداكثر یك نصفه روز به طول می‌انجامد. یعنی شروع ۶ صبح و اتمام ۱۲ ظهر.

    اگر بخواهید كوهنوردی كامل‌تری داشته باشید مسیر پاكوب پناهگاه به سوی قله كلكچال این فرصت را در اختیارتان قرار می‌دهد. از پناهگاه كه در ارتفاع ۲۶۰۰ متری قرار دارد مسیر پاكوب خوبی به سوی ارتفاعات وجود دارد. با ۵‌/‌۱ ساعت كوهنوردی به خط‌الراس خواهید رسید و از آنجا مسیر دو راهی می‌شود؛ یك راه رو به پایین و به سوی شمال است كه به پناهگاه شیرپلا می‌رود و راه رو به شرق از روی خط الراس ادامه می‌یابد تا به قله ۳۳۰۰ متری كلكچال برسد.

    مسیر كوهپیمایی كلكچال در قسمتی كه بین پارك و پناهگاه است بسیار عریض و بدون خطر است؛ اگر جانب احتیاط رعایت شود این راه برای همه سنین در تمامی فصول سال می‌تواند برنامه گردشی ـ ورزشی یك روزه‌ مناسبی باشد. خانواده‌ها می‌توانند در روزهای تعطیل در كنار یكدیگر ورزش جمعی و گردشی در هوای پاك را تجربه كنند. حتی در فصل زمستان و بعد از بارش برف هم می‌توان این مسیرها را با وسایل كامل مثل كرامپون و كفش و لباس مناسب طی كرد.

    پارک جمشیدیه

    دیدنی های پارک جمشیدیه
    • گذرگاه های سنگی و رویایی: فرقی نمی کند که از کدام یک از چهار ورودی پارک به آن وارد شوید. از همان ابتدا این فضای سنگی پارک و آرامش آن است که شما را مسحور خود خواهد کرد. می توانید در گذرگاه‌های سنگفرش شده قدم بزنید و گوشه گوشه پارک را از نظر بگذرانید. درختان سر به فلک کشیده در دو سوی این گذرگاه ها منظره‌ای رویایی و مسیری چشم نواز را پیش روی تان قرار می‌دهند و شما را با خود به دنیایی دیگر می برند.
    • دریاچه، آبشار و آبنماهای سنگی: یکی از دیدنی‌هایی که نگاه هر کسی را به خود جلب می‌کند، رقص آب در جای جای جمشیدیه است که در محل دریاچه به اوج خود می‌رسد. حضور آب در این پارک طراوت خاصی به آن بخشیده و به نوعی، تصویری از باغ های ایرانی را در ذهن تداعی می کند. در مجاورت آبشار و دریاچه نیمکت‌هایی وجود دارند که به شما فرصت می‌دهند برای ساعت ها به این جلوه روح نواز آب خیره شوید و از رقص ماهی ها در آب نیز لذت ببرید. اردک ها و مرغابی ها نیز سر و صدای خودشان را دارند و در میان دریاچه چرخ می‌زنند. حضور این جانداران نیز زیبایی این مکان را دوچندان می‌کند.
    • حیوانات و تندیس های سنگی: یکی از دیدنی های جالب توجه جمشیدیه، تخته سنگ‌هایی هستند که تغییر شکل داده شده‌اند و هیبت حیوانات مختلف را در ذهن تداعی می‌کنند. کافیست کمی از قدرت رویاپردازی خود بهره بگیرید تا غرق تماشای این حیوانات سنگی شوید. این باغ وحش سنگی به حدی جذاب است که گردشگران رنج پیمودن ۶۰۰ پله را برای تماشای این حیوانات، به جان می خرند و از گردش خود لذت می برند. در این میان، به جز حیوانات، تندیس های دیگری هم دیده می شوند که مفاهیم طبیعی، فرهنگی و عرفانی دارند و با شکل و شمایل خاص خود قوه تخیل شما را به کار می‌اندازند.
    • بوستان فردوسی: بوستان جمشیدیه تا به امروز ۲ بار مورد بازسازی قرار گرفته تا زیبایی‌هایش حفظ شوند و مردم بتوانند به راحتی از امکانات آن استفاده کنند. یکی از این بازسازی‌ها در سال‌های ۱۳۷۵- ۱۳۷۴ صورت گرفت که طی آن حدود ۱۶‌ هکتار دیگر به جمشیدیه اضافه شد؛ اما نام تازه‌ای به خود گرفت و به پاس ۳۰ سال رنج شاعر نامدار در سرایش شاهنامه، با نام فردوسی مزین شد. بیش از ۶۳۱۷ متر مربع از این پارک به گل‌کاری اختصاص یافت و آمیزش دو عنصر سنگ و گیاه، جلوه‌ای متفاوت به آن داد. حالا این بوستان همچون فرزند پارک جمشیدیه است و با داشتن فضایی روح‌نواز مردم را به سوی خود می‌کشاند.
    • نمایشگاه های فصلی: در برخی ایام سال می توانید شاهد برپایی نمایشگاه های هنری مختلف در جمشیدیه باشید. به عنوان مثال ممکن است در این پارک با هنرمندان صنایع دستی مواجه شوید که گرد هم آمده اند و حاصل هنر خود را عرضه می دارند. وجود این نمایشگاه ها در فضای خاص پارک، علاقه مندان بسیاری را راهی جمشیدیه می کند تا لحظات خوبی را در آن بگذرانند.

    پارک جمشیدیه

    باغ فردوسی

    ساخت باغ فردوسی در سال ۱۳۷۵، انجام گرفت. این بوستان در راستای گسترش بوستان جمشیدیه است. مساحت پارک نزدیک به ۱۳۲٬۷۰۰ متر مربع است. آمیزش دو عنصر سنگ و گیاه در این پارک کوهستانی زیبایی خاصی را نمایان می‌سازد. مساحت گلکاری در این پارک ۶٬۳۱۷ متر مربع می‌باشد. در این پارک رستوران‌های گوناگونی وجود دارد که هر یک از آن‌ها نمادی از زیبایی و آداب و رسوم قوم‌های ایرانی را به نمایش می‌گذارند.

    در سال ۲۰۰۱ جایزه بنیاد آقاخان به این باغ تعلق گرفت. طراح این باغ، غلامرضا پاسبان حضرت و فرهاد ابوضیا می باشند.

    امکانات رفاهی

    از امکانات این بوستان می‌توان به آمفی تئاتر، رستوران، آب‌نما، مبلمان پارک (نیمک، سطل زباله، آبخوری، پایه چراغ)؛ فضای سبز (گیاهان پوششی، جنگلکاری، رز و درختچه، گل و گل‌کاری) نام برد. از دیگر امکانات رفاهی این پارک سرویس‌های بهداشتی و روشنایی در شب با به‌کارگیری از ۱۷۵ تیر روشنایی است.

    این پارک نامناسب برای معلولان حرکتی و سالمندان دارای مشکل زانو و حرکتی است زیرا نمی‌توانند به قسمت‌هایی از پارک دسترسی پیدا کنند.

    پارک جمشیدیه

    آدرس

    پارک جمشیدیه در انتهای خیابان شهید باهنر (نیاوران)، انتهای خیابان فیضیه و امیدوار واقع شده است.

    دسترسی

    برای رسیدن به پارک جمشیدیه باید اول خود را به میدان تجریش برسانید. برای این کار می‌توانید در ایستگاه مترو تجریش در خط یک مترو از ایستگاه خارج شوید یا با بی‌آر‌تی‌های مسیر میدان راه‌آهن – تجریش و تاکسی‌هایی که از سراسر شهر به میدان تجریش می‌روند استفاده کنید. از میدان تجریش هم می‌توانید با تاکسی‌هایی که از سمت میدان قدس به پارک جمشیدیه می‌روند به پارک برسید. همچنین در خیابان نیاوران می‌توانید از خیابان فیضیه و امیدوار به پارک جمشیدیه برسید.

    مرتبط:

    عمارت مسعودیه تهران

    از محله «عودلاجان» تهران چه می‌دانید؟

     

     

     

     

    پس از زلزله ترک‌های صاحبقرانیه عمیق‌تر شد

    معاون میراث فرهنگی وزارتخانه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی می‌گوید: خوشبختانه بناها و موزه‌های استان تهران از زلزله‌ هیچ آسیبی ندیدند، اما سازه‌ی بناها باید به صورت دقیق و مشخص بررسی شوند.

    محمدحسن طالبیان در گفت وگو با ایسنا، با تاکید بر این‌که متولیان میراث فرهنگی در استان تهران بررسی‌های لازم را بعد از وقوع زلزله انجام داده‌اند، ادامه می‌دهد: بر اساس بررسی‌ها خوشبختانه هیچ کدام ازآثار آسیبی ندیده‌اند، اما نیاز است تا در یکی دو روز آینده، سازه‌ی موزه‌ها و آثار تاریخی به صورت کامل بررسی شوند تا در صورت وجود ترک یا هر آسیب حتی جزیی دیگری، اقدامات مورد نیاز برای حفاظت و مرمت انجام شود.

    او تنها گزارش ارائه شده از آسیب موزه‌ها، را مربوط به ایجادِ آسیب‌های جزیی به کاخ صاحبقرانیه در مجموعه‌ی فرهنگی تاریخی نیاوران مربوط می‌داند و می‌گوید: با توجه به ترک‌هایی که این کاخ تاریخی در گذشته با آن مواجه شده بود، لرزشِ زلزله‌ی گذشته، باعث وارد شدن آسیب‌های جزیی به این بنا شد و قدری ترک‌های عمیق‌تر شدند، اما گزارش دقیق‌تر در این زمینه بعد از بررسی‌های تکمیلی در روزه‌های آینده اعلام می شود.

    وی تاکید می‌کند: هیچ گزارشِ دیگری از آسیب‌های احتمالی به دیگر بناهای تاریخی در تهران هنوز به دست‌مان نرسیده است و کارشناسان همچنان در حال بررسی موزه‌ها و بناهای تاریخی در سطح استان هستند.

    کمیته مدیریت بحران به طور دائم پیگیر وضعیت موزه‌هاست

    محمدرضا کارگر – مدیر اداره کل موزه‌ها و اموال منقول تاریخی – نیز در گفت‌وگو با ایسنا، با تاکید بر ارائه‌ی گزارش همه‌ی موزه‌های تهران از ساعات اولیه وقوع زلزله از طریق کانال موزه‌ها، بیان می‌کند: هرکدام از موزه‌ها در سطح استان تهران موظف شدند تا تصاویر و وضعیت موزه‌ی خود را به صورت دقیق اعلام کند که خوشبختانه هیچ گونه آسیبی وارد نشده است.

    وی با این وجود از فعالیت دائم کمیته‌ی مدیریت بحران که توسط معاونت میراث فرهنگی در وزارتخانه ایجاد شده، خبر می‌دهد و می‌گوید: خوشبختانه این کمیته در همه‌ی استان‌ها و  موزه‌های زیر نظر وزارتخانه اقدام به ایجاد ستاد بحران کرده است که از این طریق می‌توانیم وضعیت همه‌ی موزه‌ها را در زمانِ بحران به طور کامل بررسی کرده و زیرنظر داشته باشیم.

    او بحران‌های مختلف مانند زلزله، سیل، مسایل اجتماعی، جنگ و سیل را دارای دستورالعمل‌های خاص خود می‌داند و ادامه می‌دهد: ما بیشترین توان‌ و برنامه را برای پیش‌بینی وضعیت‌های مختلف در زمان بحران گذاشته‌ایم.

    تاریخِ دماوند سالم است

    پرهام جانفشان – مدیر کل اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان تهران – نیز در گفت‌وگو با ایسنا تاکید می‌کند: خوشبختانه هیچ کدام از آثار و موزه‌های قرار گرفته در سطح استان تهران دچار آسیب نشده‌اند.

    او همچنین با تاکید بر این‌که همه‌ی‌ آثار تاریخی و بناهای قرار گرفته درسطح شهرستان دماوند نیز از زلزله پنج و یک ریشتری آسیبی ندیده‌اند، بیان می‌کند: بررسی همه‌ی آثار در سطح استان به مدت زمان نیاز داشت که خوشبختانه به طور کامل انجام شد و اکنون مطمئن هستیم که لرزش‌ها چه به سازه‌های موزه‌ای و چه آثار داخل موزه‌ها و بناهای تاریخی و حتی تپه‌ها و محوطه‌های تاریخی هیچ آسیبی وارد نکرده است.

    منبع:ایسنا

    مرتبط:تاریخچه کاخ نیاوران

    آسارا _نگین کوه های البرز

    در هوای این روزهای تهران و خستگی ناشی از شلوغی زندگی شهری، هر مسافری دلش می‌خواهد تا برای یک روز هم که شده است، در کنار دشتی بنشیند و حسابی از طبیعت لذت ببرد.

    در این میان، آسارا با مسافت کوتاه از پایتخت و جاذبه‌های گردشگری از جنگل و درختان قطور کهن‌سال، رودخانه خروشان، بلندی‌های کوهستانی زیبا گرفته تا امامزاده‌ها، آثار تاریخی از جمله کاخ و قلعه، غارها، آتشکده‌ها، گل‌های وحشی، کوچه‌باغ‌های روستایی، حیات‌وحش، دریاچه و آبشار، وجود دائمی بلورهای سپید برف در ارتفاعات و دره‌های خوش‌منظره، همه و همه چنان فضای دل‌انگیزی فراهم کرده که هر انسانی را به‌سوی خود فرامی‌خواند.

    بی‌شک آسارا نگینی بر تارک سلسله جبال زیبای البرز جنوبی است که با هزاران سال تاریخ نهفته در خود، گوشه‌ای از قدمت و تمدن ایران زمین را به تصویر می‌کشد.

    آسارا یکی از مهم‌ترین قطب‌های گردشگری کشور و از مناطق گردشگری هدف استان تهران به شمار می‌رود چراکه نزدیک‌ترین جاده دسترسی تهران به استان‌های شمالی کشور از این بخش می‌گذرد.

    آسارا _نگین کوه های البرز

    آسارا کجاست؟

    بخش آسارا یکی از سه بخش شهرستان کرج در استان البرز ایران بوده که شامل ۳ دهستان آدران، آسارا و نساء است. دهستان آدران دارای ۱۸ روستا، دهستان آسارا ۲۱ روستا و دهستان نساء دارای ۱۷ روستای تابعه است (جمعاً ۵۶ روستا).

    بخش آسارا با جمعیت حدوداً بیست هزار نفر که متشکل از بومیان ساکن دائمی بخش است و تعداد ۶۲۰۰ واحد مسکونی در کوه‌های البرز واقع شده است.

    حدود ۸۰ کیلومتر از مسیر جاده کرج-چالوس در این بخش قرار گرفته است که یکی از محورهای مواصلاتی استان‌های تهران و مازندران و چند استان دیگر ایران به‌شمار می‌آید.

    آسارا _نگین کوه های البرز

    جاذبه‌ها

    اکنون بومی‌ترین مردم کرج ساکن این بخش هستند و سالانه حدود ۱۳ میلیون جهانگرد و گردشگر داخلی دستکم به‌صورت عبوری از این منطقه دیدن می‌کنند.

    شایان‌ذکر است که اولین جاذبه‌ای که در ابتدای ورودی به آسارا از سمت کرج به چشم می‌خورد، قلعه تاریخی صلصال است که قدمت آن به دوران پیش از اسلام بازمی‌گردد.

    آبشار زیبا و دیدنی هفت‌چشمه در منطقه آدران آسارا واقع در کیلومتر ۱۷ جاده کرج – چالوس با ارتفاع حدود ۷۰ متر جاذبه بعدی این خطه است که می‌توان ساعت‌ها در کنار آن نشست و به زیبایی‌های آبشار و آسمانی که از میان صخره‌ها، فضایی رؤیایی را ایجاد کرده است را تماشا کرد.

    به‌طور کلی آبشارهای مواج و خروشان این بخش و تراوش ذره‌های آب که به‌صورت گرد در اطراف پراکنده می‌شود از جمله آبشار خور و آبشار روستای کل‌ها از چنان جذابیتی برخوردار است که با کلمات و جمله‌ها چندان قابل توصیف نیست و فقط دیدن آن‌ها از نزدیک می‌تواند گویای این‌همه طراوت و زیبایی باشد.

     وجود رودخانه کرج به‌موازات جاده کرج – چالوس، زیبایی‌های بخش آسارا کرج را دوچندان کرده است.

    آب این رودخانه که در پشت بلندای سد امیرکبیر کرج، دریاچه نسبتاً وسیعی را تشکیل داده و منظره بدیع و چشم‌نوازی را ایجاد کرده و بخصوص قرار گرفتن روستای کوچک و زیبای “واریان” همچون جزیره‌ای کوچک در آن‌سوی آب که یکی از راه‌های رسیدن به آن سفر با قایق است، هر گردشگر و مسافر و بهتر است بگوییم هر بیننده‌ای را مجذوب خود می‌کند.

    بخش آسارا کرج با دارا بودن سه قله بالای چهار هزار متر از جمله قله کهار و ناز، پیست اسکی بین‌المللی دیزین (مهم‌ترین پیست اسکی کشور که دارای دو هتل، ۱۹ کلبه یا شاله و پنج رستوران) و پیست اسکی خور در منطقه زیبای سرزیارت وارنگه، از ظرفیت‌ها و توانمندی‌های این منطقه در گردشگری ورزشی محسوب می‌شود.

    این بخش همچنین از نظر مذهبی می‌تواند زائران بی‌شماری را به‌سوی خود جذب کند چراکه امامزاده‌های زیادی از جمله امامزاده حسین روستای گوراب، امامزاده برادران عبدالله روستای کندر، مسجد ۹۰۰ ساله ارنگه با سنگ‌نوشته‌ای تاریخی درباره تاریخ احداث منبر و وجود امامزاده‌ای در زیر این مسجد، امامزاده ‌هارون هاشم روستای لیلستان، امامزاده سپه‌سالار روستای تکیه و امامزاده حسن روستای حسنک در، نمونه‌هایی از مکانه‌ای زیارتی این بخش به شمار می‌رود.

    لوازم ضروری سفر

    کارت ملی، کفش مناسب برای پیاده‌روی در دشت و کوه، پوشاک مناسب و راحت برای حرکت در آبشار و رودخانه، یکدست لباس اضافه، ظروف شخصی (لیوان، بشقاب، قاشق و چنگال)، لوازم بهداشتی شخصی

    هزینه سفر

    یقیناً لذت سفر به چنین منطقه‌ای زمانی دوچندان خواهد شد که در صندلی اتومبیل نشسته و نظاره‌گر منطقه بیرون باشید.

    به همین دلیل است که اغلب تورهای گردشگری هر هفته با هزینه‌ای بین ۴۰ تا ۵۰ هزار تومان به این منطقه مسافر می‌برند.

    مرتبط:آبگرم لاریجان توریستی ترین روستای البرز

    راهنمای پیاده‌روی در عودلاجان

    «محله کلیمی‌ها»، «اودلاجان»، «عودلاجان»، «سرچال» و … . این‌ها اسامی مختلفی‌ست که عودلاجان را با آن صدا می‌زنند. محله‌ای که همزمان با انتخاب تهران به عنوان پایتخت تشکیل شد و امروز از یک کوچه معمولی به یک شهر-موزه تبدیل شده است.

    محله عودلاجان کجاست؟

    عودلاجان در جنوب میدان بهارستان قرار گرفته و خیابان مصطفی خمینی از آن می‌گذرد. در واقع عودلاجان بین بازار تهران، چهارراه مولوی و میدان بهارستان واقع شده و از هر سمت یک ورودی دارد. ورودی بازار از مسیر چهارراه سیروس می‌گذرد و از روبروی بازار آهنگرها شروع می‌شود. ورودی میدان بهارستان هم  از خیابان سرچشمه در خیابان مصطفی خمینی آغاز می‌شود.

    دو ایستگاه مترو پانزده خرداد و بهارستان، نزدیک‌ترین ایستگاه‌های مترو به این محله هستند. وقتی از این ایستگاه‌ها پیاده شدیم، باید حدود ۱۵ دقیقه پیاده روی کنیم تا به محله برسیم. اگر حال و هوای پیاده‌روی را نداریم باید با تاکسی از میدان بهارستان به سمت پانزده خرداد برویم و از آنجا به سوی عودلاجان تهران حرکت کنیم.

    عودلاجان

    چرا اسمش عودلاجان است؟

    از اسم این محله می‌توان فهمید که ریشه آن به سال‌های دور و درازی می‌رسد. سال‌هایی که هنوز تهران قریه‌ای کوچک بود. عودلاجان هم به جایی گفته می‌شد که نهرهای آب تقسیم می‌شدند. به غیر از عودلاجان و اودلاجان، به این محله سرچال هم می‌گفتند. دلیل نامگذاری سرچال هم به چاله‌های زیادی برمی‌گردد که با باریدن باران، آب داخل این چاله‌ها جمع و سرریز می‌شد.

    عودلاجان

    چه چیزهایی در این محله منتظرمان است؟

    هر گوشه محله که بایستیم لوکیشن مناسبی برای عکس گرفتن داریم. این منطقه با کوچه‌ها و تیمچه‌های باریکی که بافت سنتی‌شان را حفظ کرده‌اند، پیاده‌روی را تبدیل به سفری یک روزه در تاریخ می‌کند.

    اینجا، سه محله اصلی به نام‌های پامنار، امامزاده یحیی و ناصر خسرو دارد. خیلی‌ها برای دیدن امامزاده یحیی، امامزاده‌ای که قدمتش به دوران مغول‌ها می‌رسد، به این محله می‌آیند. اگر از خیابان پانزده خرداد پیاده‌روی را شروع کنیم، اول وارد محله امامزاده یحیی می‌شویم. این محله، کوچه‌های خیلی باریک با خانه‌های کوچک و قدیمی چسبیده به هم دارد.

    کنار امامزاده، کهن‌ترین چنار تهران که قدمتش به ۹۰۰ سال می‌رسد، سرش را به سمت آسمان بالا برده. از سوی دیگر روبروی امامزاده و در کوچه ابوالقاسم، موزه تهران قدیم یا همان سرای کاظمی، عمارت آجری شکلی‌ست، شامل نگارخانه، موزه مردم‌شناسی، تالار مشاهیر، تماشاخانه و کتابخانه تخصصی تهران‌شناسی.

    در نزدیکی این دو، مدرسه معمارباشی، یک مدرسه وقفی قدیمی‌ست که روزی جنبش مشروطه از مقابل آن شروع شده است. داخل این بنا نمی‌توان رفت، اما می‌توان از بیرون سر در آن را نگاه و تاریخ را مرور کرد.

    همین مسیر را اگر ادامه دهیم به خانه فخر الملوک می‌رسیم که یک سفره خانه سنتی به نام نان و نمک است. بنای آن حدود ۱۲۰ سال قدمت دارد و ساختمانش با داشتن یک حیاط، حوض و شاه‌نشین بسیار زیبا، از سفره‌خانه‌های معروف محله است.

    خانه مدرس، یکی از آن خانه‌های قدیمی‌ست که مشابهش را فقط در فیلم‌های قدیمی دیده‌ایم. حیاط و ایوان آجری و حوض وسط آن به همراه گلدان‌هایی که روی ایوان گذاشته شده ما را به خاطره خانه مادربزرگ می‌برد. بعضی‌ها نه به خاطر شکل و شمایل ظاهر خانه، بلکه به خاطر اسناد، کتاب‌ها و قراردادهای مختلف به دیدن این خانه در امیرکبیر شرقی (امین حضور)، کوچه شهید جاویدی (میرزا محمود وزیری) و بن بست مدرس (کوچه نصیرالدوله ) می‌آیند.

    عودلاجان

    عودلاجان در تهران، کوچه‌هایی باریک و کم‌عرض و پیچ در پیچی دارد که در این محله مسلمان، زرتشتی و کلیمی در کنار هم زندگی می‌کردند. به خاطر اینکه کلیمی‌ها قبل از همه زندگی در این منطقه را آغاز کرده بودند گاهی آن را به محله کلیمی‌ها هم می‌شناسند. کنیسه عزرا یعقوب، روزگاری محل عبادت بوده و بعد از مدتی متروک شده است. برای پیدا کردن آن باید حواسمان را جمع کنیم و به دنبال دری زرد رنگ و زنگ‌زده با چند ستاره آهنی رویش بگردیم.

    در عودلاجان، «اولین»‌های زیادی وجود دارد. مثلا اولین بانک ایران در تیمچه اکبریان در این محله تاسیس شده است؛ البته این بنا امروز به سفره‌خانه سنتی طهرون تغییر نام داده، جایی که به خاطر دیزی‌هایش در شهر مشهور است. بنای این سفره‌خانه به ۲۶۰ سال قبل می‌رسد.

    یکی از دیدنی‌های معروف محله، بازارچه سنتی آن است. جایی که یک سرای اصلی و کوچه‌های فرعی دارد و سقفش با گنبدهای قوسی شکل پوشانده شده است. داخل بازار صنایع دستی، ظرف‌های میناکاری شده، سفالی و مسی می‌فروشند. حتی اگر نخواهیم چیزی بخریم، دیدن این مغازه‌های قدیمی با قفل و چفت دستی، ارزش دیدن دارند.

    بعد از دیدن بازارچه در عودلاجان تهران می‌توان با خرید یک بلیط سه هزار تومانی، حمامی را هم پیدا کرد که کریم آب منگل در آنجا کشته شد. حمام نواب که حالا دیگر حمام نیست و اثری از فیلم قیصر در آن دیده نمی‌شود و در عوض به مرکز فروش صنایع دستی تبدیل شده است.

    سریال پدرسالار را هم در یکی از خانه‌های قدیمی این محله به نام عمارت مهرانگیز ساخته‌اند. این خانه قاجاری امروز به خانه فرهنگ امامزاده یحیی تبدیل شده است.

    مرتبط:باغ ایرانی یکی از مکان های گردشگری تهران

    باغ ایرانی یکی از مکان های گردشگری تهران

    باغ ایرانی، با مساحتی حدود ۳ هکتار در محدوده شهرداری منطقه ۳ تهران واقع شده و بر اساس الگوی باغ ایرانی طراحی گردیده است تا به یکی از مکان های دیدنی تهران بدل شود.

    بوستان باغ ایرانی

    بوستان باغ ایرانی، در یکی از محله های قدیمی تهران به نام ده ونک قرار گرفته که با قدم زدن در کوچه پس کوچه هایش یادی از گذشته های نه چندان دور تهران می کنید. عمارت ها و خونه باغ های قدیمی یاد آور آرامش و صفای مردم آن ، از زیباییهای محله های قدیمی تهران هستند.

    در همان حوالی یکی از باغ های قدیمی سر و سامان داده شده و با استفاده از عناصر معماری سنتی ایرانی نام باغ ایرانی را به یدک می کشد.

    ۲٫۵ هکتار از سطح بوستان باغ ایرانی، به فضای سبز اختصاص داده شده و جالب اینجاست که در احداث فضای سبز آن درختان قدیمی موجود حفظ گردیده اند و گونه های گیاهی دیگر از قبیل برگ نو، برگ بو، زرشک، شیر خشت، مورد، پیراکانتا، انواع رز و نسترن و بوته های فصلی و دایمی به آن اضافه شده اند.

    گلکاری های بسیار زیبا در کنار درختان سر به فلک کشیده و نیمکت هایی که می توانید روی آنها بنشینید و از زیباییهای باغ ایرانی، لذت ببرید. بدون شک بوستان باغ ایرانی از زیباترین مکانهای تهران است.

    امکانات بوستان

    کوشک مرکزی، باغ راه های اصلی چنارستان، سروستان و نظرگاه که شامل آبنماهای محوری در طول مسیر و ۶ آبنمای مجزا در سطح بوستان باغ ایرانی هستند، کتابخانه عمومی با فضای مطالعه مجزا برای خواهران و برادران، سر در غربی، سردر شرقی، زمین بازی کودکان و محوطه وسایل ورزشی بزرگسالان، زمین ورزشی روباز، سرویس بهداشتی و رختکن غربی و سرویس بهداشتی شرقی که به سرویس بهداشتی ویژه معلولین مجهز است، نمازخانه از جمله سازه ها و امکانات باغ ایرانی به شمار می روند.

    از ویژگی های مهم باغ ایرانی می توان به مناسب سازی معابر جهت تردد معلولین اشاره کرد که استفاده از این بوستان را برای این عزیزان راحت تر می کند. بوستان باغ ایرانی، دارای ۲ ورودی اصلی با سردرهای زیبا در ضلع شرقی و غربی و ۲ ورودی در ضلع جنوبی و جنوب غربی است.

    باغ ایرانی

    آدرس بوستان 

    خیابان شیخ بهایی شمالی ،۲۰ متری پیروزان ، کوچه شهید صابری.

    مرتبط:گلابدره یکی از ییلاق‌های خوش آب و هوای تهران

    کلیسای سورپ گئورک قدیمی ترین کلیسای تهران

    کلیسای سورپ گئورک اولین و قدیمی ترین کلیسای تهران است که تاریخ ساخت آن بین سالهای ۱۱۵۳ تا ۱۱۶۹ هجری شمسی عنوان شده است. کلیسای سورپ گئورک، مربوط به اواخر دوره صفوی است که از یک نمازخانه ساده، در سال ۱۲۱۴ شمسی( ۱۸۳۵ ميلادي) تبدیل به کلیسا شد و بعد از بازسازی در ۱۲۶۱ شمسی ( ۱۸۸۲ ميلادي) بصورت کنونی درآمده است.
    کلیسا سورپ گئورگ:

    کلیسای سورپ گئورگ یا کلیسای گئورگ مقدس( به ارمنی:Սուրբ Գևորգ եկեղեցի)، تهران مربوط به اواخر دوره صفوی است.تاریخ بنای کلیسای سورپ گئورک به سال های ۱۷۹۰ تا ۱۷۹۵ ميلادي یا ۱۲۰۴ هجری قمری تا ۱۲۱۰ هجری قمری برمیگردد .دو خانواده از ساکنان تفلیس به اسم های« هُوسِپیان» و« استِپانیان» در ۱۱۷۴ خورشیدی( ۱۷۹۵ ميلادي) نمازخانهٔ گئورگ مقدس را که در ۱۸۸۲ ميلادي تبدیل به کلیسا شد احداث کردند.

    این کلیسا در ابتدا به گونه ای محراب روستايي بود که در سال ۱۲۵۱ هجری قمری و ۱۸۳۵ ميلادي در اوقات قاجار به کلیسا تبدیل و با بازآفرینی آن در سال ۱۸۸۲ ميلادي، بصورت کنونی درآمده است.

    وجه تسمیه آن به نام سرداري است که در سال ۳۰۳ ميلادي، در راه مبارزه براي ترویج مذهب مسیحیت به دست مشرکان و بت پرستان به شهادت رسید که در سالروز او مراسم دعا و نیایش خاص برپا ميشود .

    به اراده انجمن دوستداران کلیسا، انجمنی تشکیل شده از زنان نیکوکار و مومن ارمنی که در سال ۱۹۰۷ ميلادي برابر ۱۳۲۵ هجری قمری تأسیس و در محوطه این کلیسا اتاق هایی ساخته شده که در آن جا زنان سال خورده زندگی ميکنند .در محوطه پشت کلیسا هم اتاق هایی براي اسکان مردان سالمند ساخته شده که حاکی از تلاش و همت انجمن مذکور است.

    معماري کلیسای سورپ گئورک:

    محراب کلیسا در سمت شرقی آن قرار دارد. دارای دو ورودی از سمت شمالی و جنوبی است. کلیسا دارای یک گنبد با نورگیرهای گوناگون بوده و بر روی چهار ستون در دو ردیف قرار دارد که تالار کلیسا را به دو راهرو جانبی و یک فضای میانی تقسیم کرده است و ستونها در فاصله چهار متری یکدیگر ساخته شده و در بین این چهار ستون فضای مربع شکلی به ابعاد چهار متر پدیدآورده است.

    این کلیسا که کلاً با آجر بنا شده است از داخل با گچ پوشانده شده است. به علت نبود فضای کافی در سمت غرب کلیسا، برج ناقوس سه طبقه ای در ضلع جنوبی کلیسا ساخته شده است. بر روی دیوارهای خارجی کلیسا و برج ناقوس سنگ قبرهای متعددی به چشم می خورد.

    نمازخانه کلیسا با طاق بلند، ردیف ستون ها، یک دهانه طاق چشمه در وسط و دو دهانه در نزدیکی آن، درست نقشه کلیساهای دوره ساسانی را دارد.

    از نکات قابل توجه در این کلیسا این است که تعداد زيادي سنگ قبرهای باشکوه، مجلل، خوش تراش، خوش طرح و خوش خط به دیوارهای بیرون نمازخانه بصورت ایستاده نصب شده و اینگونه مشخص ميشود که این محل پیش از اینکه کلیسا شود، قبرستان ارامنه بوده است.

    کلیسای سورپ گئورک

    مدفونان معروف در کلیسای سورپ گئورک:

    • هوسپ گاسپاریان، از اولین آموزگاران مدرسه هایگازیان و یکی از بنیانگذاران انجمن دوستداران علم و دانش،( وفات:۱۸۹۸ ميلادي)

    • میکائیل مارکاریان، از بنیانگذاران انجمن دوستداران علم و دانش و مدرسهٔ هایگازیان،( وفات:۱۸۹۳ ميلادي)

    • الله وردیخان هاروتونیان، از امرای سپاه قاجار،( وفات:۱۸۳۵ ميلادي)

    • هاروتیون، فرزند الله وردیخان، از امرای سپاه قاجار،( وفات:۱۸۳۵ ميلادي)

    • ماردیروس خان داویدخانیان امیرتومان،« رییس ستاد بریگاد قزاق».( وی علاوه بر تدریس در مدرسه دارالفنون در وزارت اطلاعات و دارالترجمه خاصه دولتی بعنوان مترجم زبان های روسی و فرانسه شروع بکار کرد) ( وفات:۱۹۰۵ ميلادي).

    • سلیمان خان سهام الدوله،« از اعظای خانواده اناگولوبیان، سوقومون( سلیمان) که برادر منوچهر خان معتمدالدوله بود. سلیمان در قتل عام تفلیس به دست سپاهیان آقا محمدخان با فداکاری مادرش جان سالم به در برد. به توصیه برادرش منوچهرخان، وی با مادرش به ایران آمد. سلیمان اول به خدمت عباس میرزا نائب السلطنه درامد و بکار سپاهي گری درگیر شد، وی در جنگ های ایران و عثمانی هم شرکت جست. سلیمان خان سهام الدوله که بسیار مورد اعتماد و توجه امیرکبیر بود، بعد از چندي به حکومت لرستان و خوزستان منصوب شد.

     

    سلیمان دو پسر داشت به نام های جهانگیر خان که وی وزیر صنایع بود و منصب سرتیپی داشت و پسر ديگر وی نریمان خان قوام السلطنه به زبان فرانسوی مسلط بود و مترجم وزارت امور خارجه و دارای منصب نیابت اول آجودان باشی داشت.»( وفات:۱۸۵۳ ميلادي)

    • میرزا جهانگیر خان،« برادرزاده منوچهرخان معتمدالدوله و فرزند سلیمان خان سهام الدوله» بود. وی در سال ۱۸۳۳ ميلادي در شهر تبریز به دنیا آمد. وی درجه سرتیپی را از ناصرالدین شاه اخذ نمود و بعد هم ژنرال آجودان ناصرالدین شاه شد. وی صنعتگر قابلی بود و در سال ۱۸۸۲ ميلادي توانست براي تفنگهای سپاهیان ایران فشنگ بسازد، بنابراین شاه او را به وزیر صنایع منصوب کرد. در همین سال جهانگیرخان به درجه امیرتومانی نائل آمد و وی بانی زرادخانه در ایران بود. ساختن کوره ذوب فلزات براي ریختن توپ در زرادخانه و برپاکردن کارخانه باروت کوبی در تهران من جمله کارهای مفید وی بود.»( وفات:۱۸۹۱ ميلادي).

    نشانی کلیسای سورپ گئورک:

    تهران، خیابان وحدت اسلامی، بازارچه قوام الدوله، كوچه شهيد مغفوری