نوشته‌ها

موزه منطقه‌ای فارس با اعتبارات ملی تکمیل خواهد شد

معاون توسعه مدیریت وزارت میراث‌ فرهنگی، گردشگری و صنایع ‌دستی گفت: اعتبارات مناسبی به پروژه‌های تأثیرگذار استان فارس تخصیص یافته و از جمله آن‌ها، موزه منطقه‌ای فارس است که با اعتبارات ملی تکمیل خواهد شد.

روابط‌ عمومی اداره کل میراث‌ فرهنگی، گردشگری و صنایع‌ دستی استان فارس، در گزارش روز شنبه این نهاد فرهنگی از قول محمد خیاطیان بیان کرد: شاهد پیشرفت خوبی در پروژه‌های فارس بوده‌ایم و موزه منطقه‌ای فارس از پروژه‌های عظیمی است که نشان‌دهنده برنامه‌ریزی مطلوب در این زمینه است.

وی با اشاره به تامین نیاز کشور در موزه منطقه‌ای و مخازن امن آن، اظهار داشت: در سال ۱۳۹۹ یک ردیف خاص اعتبارات ملی این وزارتخانه باعنوان اعتبار موزه منطقه‌ای فارس دیده‌شده است که می‌کوشیم این تخصیص به‌موقع نیز انجام شود و امیدواریم با اهتمامی که تاکنون در این زمیه صورت گرفته و با اختصاص این اعتبار، در اسرع وقت این موزه به اتمام و بهره‌برداری برسد.

معاون توسعه مدیریت وزارت میراث ‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌ دستی افزود: بعد از افتتاح موزه منطقه‌ای فارس و باغ‌ موزه مشاهیر، شاهد بزرگ‌ترین موزه امن کشور در استان فارس خواهیم بود که الگوی مناسبی برای سایر استان‌هاست.

خیاطیان، در باره مجموعه فرهنگی تاریخی سعدیه نیز گفت: این مرکز که به همت بخش خصوصی در دست احداث است، با توجه ‌به پیشرفت فیزیکی صددرصدی آن در کوتاه‌ترین زمان و تا پایان سال ۹۹ به‌ صورت رسمی افتتاح خواهد شد.

وی ادامه داد: باید از توان ‌بخش خصوصی در کنار وزارت میراث ‌فرهنگی، گردشگری و صنایع ‌دستی بیش از بیش استفاده کنیم و سایر استان‌ها با الگوبرداری از استان فارس و با کمک بخش خصوصی به نتایج مطلوبی برسند.

منبع:ایرنا

مرتبط:

آرامگاه شاه شجاع در شیراز

باغ موزه شیراز؛ توسعه یا تخریب

خانه فروغ الملک شیراز

ایجاد کارگروه “احیای گردشگری” شورای گفت وگوی فارس

رئیس کمیسیون گردشگری و کسب و کارهای وابسته اتاق بازرگانی فارس گفت: به زودی کارگروه احیای گردشگری ذیل شورای گفتگوی دولت و بخش خصوصی استان فارس برای پیگیری تخصصی مسائل مربوط به صنعت گردشگری استان در استانداری فارس راه‌اندازی خواهد شد.

سهراب شرفی دوشنبه ۲۲ دی در جلسه کمیسیون گردشگری و کسب و کارهای وابسته اتاق بازرگانی فارس که با حضور برخی از فعالان اقتصادی در این اتاق برگزار شد، بیان کرد: این کارگروه با محوریت احیای طرح گردشگری مثلث طلایی راه‌اندازی خواهد شد.

او افزود: فعال شدن و احیای طرح گردشگری مثلث طلایی با مشارکت استان‌های اصفهان و یزد در دستور کار این سه استان قرار گرفته و جلساتی در این زمینه برگزار شده که دبیرخانه این طرح در استانداری استان فارس مستقر و فعالیت خود را آغاز کرده است.

شرفی با بیان اینکه اهتمام هر سه استان بر احیای این طرح است اظهار کرد: بنا بر تصمیمات اتخاذ شده مقرر شده این طرح به صورت تخصصی و در قالب کارگروه احیای گردشگری ذیل شورای گفتگوی دولت و بخش خصوصی هر سه استان تشکیل و مسایل آن را دنبال کند.

او اضافه کرد: در این کارگروه نخبگان، خبرگان و فعالان هر سه استان در حوزه گردشگری حضور خواهند داشت و عملکرد و رویه این کارگروه مشابه ستاد تسهیل و رفع موانع تولید خواهد بود و مصوبات و راهکارهای برون رفت از مشکلات به منزله مصوبه شورای گفتگو لازم الاجراست.

شرفی ادامه داد: ما در فارس باید زیرساخت‌های صنعت گردشگری خود را تقویت و به روز کنیم و در این زمینه نیاز استان فارس و شهر شیراز انجام پروژه‌های کلان در حوزه‌های مختلف گردشگری از جمله سلامت است.

او با بیان اینکه ما در استان در مباحث زیرساختی و آموزشی صنوف گردشگری در استان با کاستی‌هایی روبرو هستیم، عنوان کرد: ما در حوزه گردشگری استان به دنبال ایجاد ساختار و سند راهبردی هستیم تا از اعمال سلیقه و رفتارهای جزیره‌ای جلوگیری و این صنعت استان متناسب با جایگاه آن رشد کند.

شرفی تصریح کرد: صنعت گردشگری از مزیت‌های اصلی  فارس است و فارس باید طلایه دار حرکت‌های خلاقانه و موثر در این حوزه در کشور باشد و این در حالی است که صنعت گردشگری و توریسم بر روی سایر بخش‌ها نیز تاثیر مثبت دارد که امیدواریم مصوبات این کارگروه راهگشایی برای حوزه گردشگری داخلی و استان‌ها باشد.

علی عوض پور، دبیرکل اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی فارس نیز گفت: درپی ایجاد شرایط جدید در دنیا، کشور ما و استان فارس نیز باید اقدام به پذیرش گردشگر و به حرکت در آمدن صنعت گردشگری کند و متناسب با شرایط موجود و رعایت پروتکل‌های بهداشتی فعالیت‌های خود این حوزه را برنامه ریزی کند.

او با بیان اینکه رونق صنعت گردشگری یکی از اولویت‌های ما در اتاق بازرگانی فارس است، افزود: بخش خصوصی باید چرخ صنعت گردشگری استان را به حرکت در آورد و هر صنف گردشگری ما باید اقدام به تهیه پروتکل‌های خاص کند تا مردم بتوانند از این صنعت استفاده کنند.

علیرضا دژبد، مشاور عالی کمیسیون گردشگری اتاق بازرگانی ایران هم گفت: طرح گردشگری مثلث طلایی از سالهای پیش با پیشنهاد استان فارس در سه استان اصفهان، یزد و فارس مطرح و مورد استقبال قرار گرفت اما در اجرای آن موفق عمل نشد.

او اظهار کرد: استقرار دبیرخانه دائمی این طرح در فارس و پیگیری این طرح توسط بخش خصوصی از نقاط قوت رویکرد جدید عملیاتی کردن این طرح است که نکته حائز اهمیت این طرح این است که هر سه استان باید شرایط متقابل و برابر را ارائه و اجرا کنند.

دژبد اضافه کرد: صنعت گردشگری یکی از بخش‌های اصلی استان فارس است لذا برای رونق و توسعه این بخش همه بخش‌های استان باید همت و مشارکت کنند، زیرا منافع استان است.

مشاور عالی کمیسیون گردشگری اتاق بازرگانی ایران ادامه داد: فارس در بسیاری از بخش‌های گردشگری در کشور پیشگام بوده است لذا فعالیت در این حوزه باید متناسب با شرایط روز پیش رود.

منبع:ایسنا

مرتبط:

برنامه‌های خوبی برای احیای گردشگری داریم

تابستان آینده؛ چشم‌انداز یونان برای احیای گردشگری

کاخ جهانی اردشیر در محاصره مزارها

توسعه مزارستان روستای آتشکده فارس در عرصه کاخ اردشیر ساسانی در فیروزآباد، بیم آسیب به این محوطه ثبت جهانی را افزایش داده است، بزنگاهی که هم در آن باید خواست اهالی بومی منطقه دیده و هم اصول میراث باستانی حفظ شود.

نهم تیرماه ۱۳۹۷ بود که تاریخ فارس گامی جهانی برداشت: ثبت محور ساسانی در یونسکو، محوری که از فیروزآباد با کاخ اردشیر و قلعه دختر و نقوش برجسته تا شهر گور و کاخ ساسانی سروستان و شهر تاریخی بیشاپور و تنگ چوگان در کازرون را در بر می‌گیرد.
از این زمان بود که توجه به آثار تاریخی محور ساسانی قوت یافت و اقداماتی برای دسترسی بهتر، ارائه خدمات و امکانات رفاهی و گردشگری، نورپردازی و حذف زواید از منظر آثار شتاب گرفت.

کاخ هزار و هشتصدساله اردشیر بابکان در روستای آتشکده فیروزآباد ازجمله آثار شاخص این محور است که مزارستان اهالی این روستا در حریم درجه یک آن قرار دارد.
یک سال پیش از بازدید بازرسان یونسکو از این محور، تمامی تابلوهای عمودی این قبرستان جمع‌آوری و حفر قبری جدید ممنوع شد؛ اما، این روزها دوباره سخن از دفن مردگان در این قبرستان و آسیبی که به این مجموعه وارد می‌شود، بر سر زبان‌ها افتاده است.

پیش از این نیز موضوع قبرستان‌سازی در عرصه کاخ اردشیر اعتراض‌هایی را برانگیخته بود و بارها تلاش شد با اقداماتی همچون فنس‌کشی جلوی گسترش آن گرفته شود که البته ناکام ماند.

با این حال، نمی‌توان بر اهالی این روستا هم خرده گرفت؛ چراکه آن‌ها سال‌هاست مردگان خود را در این ناحیه دفن می‌کنند؛ اما با ثبت جهانی محور ساسانی دستکم انتظار می‌رفت که مزارستان ساماندهی شود و مکانی دیگر در نزدیکی روستا در نظر گرفته شود تا مردم در فضایی جایگزین و مناسب رفتگانشان را به خاک بسپارند.

هم‌اکنون بناهای تاریخی دیگری ازجمله در شیراز وجود دارد که در محاصره گورها هستند؛ برای نمونه باید به مقبره حافظ اشاره کرد که خود، بخشی از مزارات خاک مصلای شیراز به شمار می‌رود؛ اما ساماندهی قبرستان و طراحی متناسب با فضا و نیز ارتفاع و طول سنگ قبرها مانع از آن شد که حافظیه فقط گورستان باقی بماند.

مدیر میراث جهانی منظر باستان‌شناسی‌ساسانی فارس در گفت‌وگو با ایرنا درباره حفاظت از عرصه و حریم میراث جهانی ساسانی با اتکا به منظر باستان‌شناسی، گفت: میراث جهانی ساسانیان در بخش مرکزی فارس در محدوده دشت فیروزآباد، بیشاپور و سروستان واقع است که این محدوده قلمرو مرکزی آغاز عصر ساسانی در مرحله شکل‌گیری این حکومت بزرگ بوده است.
علیرضا عسکری با بیان اینکه تعدادی زیادی از بناها، نقش‌برجسته‌ها، شهرها و کاخ‌ها از این تمدن به‌جای مانده است، عرصه میراث جهانی ساسانی را بیش از ۶۴۰ هکتار و محدوده حریم منظری این آثار را بیشتر از چند هزار هکتار برشمرد.
به گفته او، مساله مهم درخصوص چگونگی حفظ و حراست از این عرصه و حریم بزرگ میراث جهانی تعداد محوطه‌های باستانی این محور است.

کاخ جهانی اردشیر

حفظ آداب و رسوم سنتی جامعه محلی هدف پایگاه میراث جهانی ساسانی است
مدیر میراث جهانی منظر باستان شناسی ساسانی فارس افزود: هدف این پایگاه تحقق برنامه‌های توسعه پایدار میراث فرهنگی و گردشگری با حفظ آداب و رسوم سنتی جامعه محلی ساکن در این بخش از کشور است.
وی با این رویکرد، جلوگیری از تدفین اموات روستای آتشکده در عرصه و حریم کاخ اردشیر را مساله‌ای دانست که برای آن برنامه‌ریزی شده و بر آن اساس، گزینه های متعددی به جامعه محلی باعنوان پیشنهاد ارائه شده است.
به گفته عسکری، یکی از گزینه‌های مطرح، بسته‌شدن این مزارستان و انتقال دفن اموات جدید در گلزار شهدای مرکزی شهر فیروزآباد است.
او افزود: این موضوع از طرف میراث جهانی ساسانی به اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شهرستان فیروزآباد در حال پیگیری است.

جایگزینی مزارستان روستای آتشکده به فرهنگ‌سازی نیاز دارد
مدیر میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان فیروزآباد نیز در گفت‌وگو با ایرنا درباره روند اجرای پیشنهاد یادشده، عنوان کرد: روند اداری و نامه‌نگاری‌ها به‌منظور توقف دفن در قبرستان کنونی روستای آتشکده به سازمان‌های مسوول آغاز شده است و برنامه‌ریزی‌های لازم در دست اقدام است.
درنا شهبازی با بیان اینکه رفع کامل این مساله به فرهنگ‌سازی نیاز دارد، ادامه داد: در همین راستا، جلسات متعددی با مسوولان، شورای شهرستان و دهیاری نیز برگزار شده است.

بنابر آنچه فرماندار شهرستان فیروزآباد به ایرنا گفت: متوقف‌ شدن دفن مردگان در عرصه کاخ ارشیر ساسانی از مواردی است که در زمان ثبت جهانی محور ساسانی لحاظ شده بود.
کمال علوی عنوان کرد: اهالی روستای آتشکده در جلسات متعددی که با حضور آن‌ها برگزار شد، قول به همکاری دادند؛ این موضوع حتی در جلسه شورای تامین هم مطرح شده است.
او با بیان اینکه این قبرستان سالیان سال است که در این منطقه واقع شده است، اظهار کرد: با این حال نباید این موضوع را نادیده گرفت که مردم یک روستا معمولا تمایل دارند امواتشان را در محدوده محل زندگی خود دفن کنند.

کاخ جهانی اردشیر

مکانی جدید در نزدیکی روستا برای ایجاد قبرستان جدید انتخاب می‌شود
فرماندار فیروزآباد با تاکید بر ضرورت همراهی مردم در این زمینه، عنوان کرد: بخشداری با اهالی درباره این موضوع جلساتی برگزار کرده که در این نشست‌ها پیشنهادهایی از سوی دهیار و اعضای شورا ارائه و مقرر شد نقطه‌ای در روستا با فاصله از کاخ اردشیر برای دفن اموات اختصاص یابد که درصورتی که با موافقت اهالی، بنیاد مسکن و منابع طبیعی همراه باشد، آن مکان باعنوان نقطه جدید دفن اموات در نظر گرفته خواهد شد.
علوی درباره انتقال این مزارستان به گلزار شهدای شهر فیروزآباد گفت: از آنجا که ممکن است رفت‌وآمد برای اهالی روستا مشکل باشد، تلاش بر این است که جایگاه مناسبی در حوالی همین روستا برگزیده شود.
او با اشاره به اینکه قبرستان جدید با رعایت ضوابط جهانی میراث فرهنگی و یونسکو جانمایی خواهد شد، افزود: احترام به آثار گذشتگان و حفظ شأن مردم این روستا، در این زمینه اهمیتی بسیار دارد، همان‌گونه که آثار تاریخی بسیاری از گذشته به ما به ارث رسیده، باید قدر داشته‌های کنونی مردم را نیز دانست و از این منظر می‌توان به قبرستان به‌عنوان میراثی برای آیندگان نیز نگریست؛ با این حال، در وضعیت کنونی انتخاب نقطه‌ای دیگر با حفظ حرمت اموات و درگذشتگان اهالی روستا بهترین گزینه است.

کاخ جهانی اردشیر

رضایت مردم و رعایت ضوابط جهانی باهم لحاظ می‌شود
فرماندار فیروزآباد همراهی مردم با نهادهای گوناگون در حل مشکلات را ضامن کسب بهترین نتیجه دانست و افزود: تمام تلاش ما بر این است که با نظر و نگاه مردم پیش رویم و امیدواریم با معرفی مکانی تازه هم رضایت مردم و هم ضوابط این اثر تاریخی جهانی را حفظ کنیم.

سلسله ساسانیان که آخرین حکومت پادشاهی ایران قبل از ظهور اسلام است، از سال ۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی به مدت ۴۲۷ سال بر ایران حکومت کردند.
کاخ اردشیر بابکان (آتشکده فیروزآباد) یادگار به جا مانده از عصر ساسانیان مقارن با سده ۳ میلادی دارای تالارهای تو در تو است و با گذشت افزون بر هزار و ۸۰۰ سال گچ‌بری بخش بالای دیوارهای درونی آن از گزند آسیب مصون مانده است. در ضلع شرقی کاخ، چهار ساختمان گنبدی شکل بزرگ وجود دارد.
در نزدیکی این کاخ و سه کیلومتری شهر فیروزآباد، شهر گور واقع است که در زمان آبادانی آن، مرکز بخشی از ایالت فارس به نام کوره اردشیرخورّه بود. طرح و الگوی این شهر دایره‌ای شکل است و به قطر ۲ کیلومتر دارای چهار دروازه اصلی بوده و بناهای حکومتی و محل اقامت درباریان در آن قرار داشته است.

سلسله ساسانیان که آخرین حکومت پادشاهی ایران قبل از ظهور اسلام است، از سال ۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی به مدت ۴۲۷ سال بر ایران حکومت کردند.

شهرستان فیروزآباد در فاصله ۹۳ کیلومتری جنوب غرب شیراز واقع شده است

منبع:ایرنا

مرتبط:

دروازه ناتمام اردشیر سوم 

آتشکده فیروز آباد

آکواریوم طبیعی کوهبنان

فارس _خاستگاه ایدئولوژیک هنر هخامنشی

فرمانروایی واپسین ایلامی‌های حاکم در منطقه جنوب ایران در سده ششم هجری به سازمان حکومتی بزرگی تبدیل‌شده بود که ناگزیر از ایجاد بناهایی عظیم و به‌کارگیری هنرمندانه‌ترین اسلوب‌های معماری روزگار خویش بود. در همین مرحله، کوروش دوم در شهر کُهن اَنشان ساختار مدیریتی به ارث برده بود که باید این نظام مدیریتی، در ساخت بزرگ‌ترین بناهای سنگی دوره باستان، پاسارگاد و سپس تخت جمشید تجلّی می‌یافت.

 در مرحله دیگر، ساختار سازمان حکومتی ایجاب می‌کرد تا شکوه و عظمت در ساخت بناهای حکومتی همراه با بهترین تزئینات هنری و ساخت اشیای هنری به نمایش گذاشته شود.

 همه این هنرها در محدوده جنوب و جنوب غربی سرزمینی که با نام بومی ایران می‌شناسیم در منطقه پارس در کنار دریایی به همین نام به‌عنوان خاستگاه این امپراتوری طی دو سده آفریده شد.

در همین منطقه فارس بیش از صدها کتیبه رسمی به خط میخی پارسی باستان در بناهای حکومتی این دوره به یادگار گذاشته‌شده است. با پی افکندن بناهای سلطنتی، پادشاهان این حکومت درصدد برآمدند تا علاوه بر بسط و توسعه ارضی سرزمین خود سند محکمی بر بنیان‌گذاری شالوده رسمی سرزمین پارس و محدوده قلمرویی خود در بنیان کاخ‌های خود برای روزگار آینده این سرزمین از سیم و زر به یادگار گذارند.

ساختار شهری پایتخت‌های این امپراتوری در منطقه فارس بر دو منطقه پارسه و پاسارگاد متکی بود که در یک محور شمالی – جنوبی در یک بستر زیستی در محدوده‌ای به طول ۷۰ کیلومتر شکل‌گرفته بود. بافت جغرافیای زیستی این محدوده در یک منظر فرهنگی واحد قابل‌تعریف است. در این محور فرهنگی، رودخانه سیوند از شمال به جنوب در جریان است. سرچشمه‌های این رود در منطقه پاسارگاد پس از جاری شدن در باغ‌های اطراف کاخ‌های سلطنتی پاسارگاد، از شهر پارسه در دشت پهناور تخت جمشید می‌گذشته و صدها هکتار از اراضی کشاورزی این شهر را آبیاری می‌کرده است. در محدوده اطراف همین رودخانه در این دشت، بیش از ۳۴ محوطه دوره هخامنشی وجود دارد.

در بخش‌های مرکزی این رود و در حدفاصل دو منطقه شهری بزرگ دوره هخامنشی، آب این رود با هدایت از طریق آبراهه‌هایی برای استفاده‌های صنعتی گسترده این دو مرکز سیاسی، در درّه بلاغی بکار گرفته می‌شده است؛ بنابراین در یک مفهوم کارکردی می‌توان بستر زیستی یک رودخانه را در چشم‌انداز فرهنگی مهم‌ترین مراکز سیاسی یک حکومت در محدوده رسمی جغرافیایی فرهنگی آن حکومت تعریف و درک کرد. در این منطقه جغرافیایی که با نام پارس می‌شناسیم، در اطراف هسته مرکزی و رسمی فرهنگ، در محدوده‌ای به شعاع یک‌صد کیلومتر بیش از یک‌صد استقرار در ابعاد و کارکردهای مختلف شناسایی‌شده است.

جشن‌های نمادین سالیانه در مرکز بر توان مدیریتی و تدابیر شاهانه افزود و در مقابل، امنیت لازم برای مناطق گسترده تحت فرمانروایی فراهم شد.

تأمین امنیت لازم و تولید ثروت در محدوده امپراتوری منجر شد تا ارتش عظیمی از تمام مناطق فراهم شود و در همین فرآیند توسعه، بخش‌های ارضی سرزمینی وسیع در چارچوب یک حکومت منسجم سازمان‌دهی بیابند.

 در تمام طول دوره فرآیند شکل‌گیری قلمرو جغرافیایی هخامنشیان، منطقه جنوب غرب ایران به‌عنوان مهم‌ترین بخش منحصربه‌فرد جامعه هخامنشیان باقی ماند و پایتخت‌های سیاسی، ایدئولوژیک و فرهنگی جامعه هخامنشی در این محدوده قرار داشت. منطقه‌ای که به دلایل ساختار طبیعی، هسته مرکزی حکومت‌های یکپارچه ایران باستان در این محدوده شکل گرفت و از این محل، قلمروی حکومتی خود را گسترش دادند.

وجود دریای پارس در سرتاسر محدوده جنوبی و بیابان‌های خشک عربستان هر دو مانع طبیعی عظیمی علیه هرگونه تهاجم به منطقه جنوب غرب ایران بودند. دو کویر بزرگ مرکزی در بخش‌های داخلی کشور ایران، به منطقه فارس و خوزستان اجازه می‌داد تا بتوانند سیستم‌های دفاعی خود را در بخش‌های حساس‌تر برگزینند.

بنابراین، مآمن امن سرزمین فارس و حاصلخیزی دشت‌های گسترده جنوب غرب ایران، این محدوده را به پناهگاهی امن برای شکل‌گیری و توسعه هسته‌های مرکزی ایران باستان تبدیل کرده بود. به این دلایل، فارس و خوزستان به‌عنوان خاستگاه سیاسی و قلب ایدئولوژیک حکومت‌های ایران باستان رسمیت یافت.

در سرتاسر گستره امپراتوری هخامنشی و در نقاط دوردست از مرکز این حکومت، ساتراپ‌ها و پایتخت‌های منطقه‌ای قرار داشت. تشکیلات سیاسی، اقتصادی، اداری هر ساتراپ به تبعیت از مرکز دارای همان ویژگی‌های شاهانه بود. ساتراپ‌ها، خراج سالیانه به حکومت مرکزی می‌پرداختند و در زمانی که شاه بزرگ به محدوده یک ساتراپی مسافرت می‌کرد، حاکم محلّی باید در مکانی مناسب با شأن شاهانه از او پذیرایی می‌کرد.

 تمام پایتخت‌های ساتراپی‌ها با مرکز حکومت هخامنشی یعنی جنوب غرب ایران در ارتباط بودند و ملزم به ارسال گزارش‌های سالیانه به مرکز بودند.

 به همین دلیل، شاهراه بزرگی در محدوده این حکومت تشکیل‌شده بود که پیک‌های تیزرو تمام اخبار بَلاد مختلف را به مرکز گزارش می‌کردند.

در سرتاسر این راه، ایستگاه‌هایی وجود داشت و بین هر دو ایستگاه یک روز فاصله بود. در ایستگاه‌های بین راه، آب و غذای مسافران و اسب‌های تازه‌نفس تأمین می‌شد. شبکه راه‌ها تحت کنترل بود و در نقاط استراتژیک و پرخطر سربازانی گماشته شده بود. پادشاهان هخامنشی، برای سنّت‌ها و عقاید مذهبی بومی هر منطقه احترام قائل بودند و ساختار جامعه خود را بر تنوع فکری و فرهنگی انسجام داده بودند.

امپراتوری هخامنشی حکومتی چندزبانه و چند فرهنگی بود. این امپراتوری تحت فرمانروایی پادشاهانی مقتدر اداره می‌شد و در چارچوب این اقتدار بود که زبان‌های محلّی، ساخت معابد و سنّت‌های مختلف در قلمرو وسیع هخامنشیان جریان داشت.

در این حوزه وسیع، مجموعه قوانینی وجود نداشت که در مورد تمام نقاط یکسان اجرا شود.

مفهوم «قانون شاه» نیز نه به ایدئولوژی سیاسی – مذهبی حکومت «به نیروی اهورامزدا، این اقوام قانون مرا محترم شمردند» و نه به تشکیلات قضایی مردم مناطق مختلف امپراتوری تعلق داشت (همان). بلکه در حوزه قضایی، مردم هر سرزمین در چارچوب حقوق و قوانین همان محل دادرسی می‌شدند و مفهوم محترم شمردن قانون شاه، در واقع احترام به ساختار مدیریتی حکومتی بود که به پشتوانه آن، اجرای حقوق قضایی محلی در مناطق مختلف و پای بندی به مقررات در سطوح مختلف ضمانت می‌شد.

بیش از ۳۰ ایالت تحت قلمرو این امپراتوری، اگرچه از نظر فرهنگی با ناحیه فرهنگ رسمی در مرکز حکومت تا حدودی تفاوت داشتند امّا، با توسعه توان ارتباطی و ایجاد نُمادهای سمبلیک در خاستگاه ایدئولوژیک، حکومت تلاش می‌کرد تا جنبه‌های همگرایی و قرابت‌های فرهنگی برای انسجام ارضی و سیاسی در ساختار حکومتی خود پدید آورد. عینی‌ترین جنبه‌ها، بر وحدت، یگانگی و یکتاپرستی در پیوند دین و دنیا در خاستگاه ایدئولوژیک این مرکز در بنای تخت جمشید تجلی یافت و تنوّع و کثرت فرهنگ‌ها با حفظ آداب‌ و رسوم و سُنن ملل مختلف در ساختار سیاسی، اداری نظام مدیریتی حکومت انسجام داده شد. تمام ساتراپی‌ها، اگرچه از نظر فرهنگی باهم متجانس نبودند اما از نظر کارکردی با هسته مرکزی در ارتباط مستقیم بودند و با دیگر ساتراپی‌ها در چارچوب ساختار رسمی و تضمین امنیت قوانین وضع‌شده در مرکز باهم ارتباط داشتند.

* گزارش از دکتر علیرضا عسکری چاوردی، مدیر پایگاه میراث جهانی منظر باستان‌شناسی ساسانی فارس (فیروزآباد و سروستان)

مرتبط:

چرا داریوش تخت جمشید را ساخت؟

سازه‌های آبی دوران هخامنشیان، میراث گران‌بهای نیاکان

بند بهمن _جاذبه ی گردشگری استان فارس

دژ ساسانی تنگ خمار فسا، میراثی شگفت‌اَنگیز اما مخروبه

ویرانه‌های دژِ بسیار ارزشمند و شگفت‌اَنگیز نامدار به «تنگ خمار» در شهرستان فَسا بر فراز کوه، همچون نگینی رَخشنده خودنمایی می‌کند. هرچند که، یادگار ساسانیان رها و نابود شده، ولی از بلندای کوه هنوز هم می‌توان صدای تاریخ را شنید.

شهرستان فَسا در جنوب خاوری (:شرقی) پارس و در منطقه‌ای کمابیش کوهستانی قرار گرفته است. از همین‌روی، بیشتر روستاهای شهرستان فسا نیز، در این بلندی‌ها جا دارد. شهرستان فَسا در ۱۴۰ کیلومتری جنوب شهرستان شیراز و مرکز استان قرار گرفته است. از دید پیشینه‌ی تاریخی این شهرستان در دوران هخامنشی دارای رونق بوده و به باور برخی پژوهندگان در گِل‌نبشته‌های پارسه (تخت‌جمشید) از آن به عنوان باشیا – پشی یا بَشی نام برده شده است. در دوره‌های پَسین نیز به‌ویژه در دوره‌ی ساسانیان و به سبب نزدیکی با شهر باستانی دارابگِرد و موقعیت راهبردی شهر، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بوده است. به باور برخی از پژوهش‌گران در سده‌ی چهارم مَهی (:قمری) فسا دومین شهر مهم استان دارابگِرد بوده است و نام آن از پَسا به نام کنونی فسا تغییر یافته است.
مشخصات کوه تنگ خمار

شهرستان فَسا دارای چهار بخش مرکزی، شیبکوه، نُوبَندگان و شِشده و قَربلاغ است. بخش شیبکوه در ۱۵ کیلومتری جنوب فسا قرار دارد. در سرآغاز بخش شیبکوه، کوه کمابیش بلندی نامدار به تنگ خمار خودنمایی می‌کند. این کوه از سمت باختر (:غرب) به خاور امتداد دارد که دامنه‌ی شمالی آن روبه بخش مرکزی و دامنه‌ جنوبی به سوی بخش شیبکوه است. این کوهستان از سه کوه منفرد در امتداد یکدیگر از خاور به باختر امتداد دارد. در غربی‌ترین نقطه‌ی این مجموعه کوه، راه قدیمی فسا به جهرم قرار دارد. کوه یادشده از نوع رسوبی و دگرگونی است (سنگ‌های دگرگون: سنگ‌هایی هستند که از تغییر شکل سنگ‌های پیشین به سبب تغییر شرایط فیزیکی (فشار-دما) یا شیمیایی و در حالت جامد به‌ وجود می‌آیند).

در میان کوه یکم و سوم یک چین‌خوردگی پدید آمده و سبب فاصله و گذر رودخانه‌ی خشک و فصلی به نام تَنگِ خُمار و سطح کمابیش پهناوری که در پایان به دشت روبه‌روی کوه می‌انجامد. خاک زمین‌های پیرامون از نوع رُس و مخلوط‌اَفکنه تنگ خمار است. پوشش گیاهی پیرامونی در برگیرنده‌ی بوته‌های کوتاه خار است.

تنگ خمار

قلعه‌ شگفت‌اَنگیز ساسانیان بر فراز کوه تنگ خمار
در ۱۵ کیلومتری شهرستان فَسا در بخش شیبکوه و بر روی بلندی‌های مرکزی مجموعه کوه تَنگ خمار، ویرانه‌ها و نشانه‌هایی از استقرار دوره‌ ساسانی وجود دارد. کوه از سمت خاور به باختر امتداد یافته و تنها راه برای بالا رفتن به چکاد (:قله) کوه و ورود به دژ (:قلعه) از سمت باختر و دامنه‌ی شمالی کوه، امکان‌پذیر است. آثار آوار و ویرانه‌ها در سرتا سر چکاد کوه و دامنه‌ی شمالی آن به چشم می‌خورد. ویرانه‌ها بیانگر این هستند که روزگاری ساختمان‌هایی بزرگ بر فراز کوه وجود داشته است. بناها به وسیله‌ سنگ لاشه و سنگ‌های رودخانه‌ای ساخته شده‌اند. در برخی از بخش‌های صخره و سنگ‌های کوه نشانه‌هایی از تراش نمایان است که از آن به عنوان پله، درگاه و در مواردی نیز دیواره‌ بنا بهره برده شده است. در پیرامون بخش مرکزی دژ، چاه سنگی وجود دارد و در بالا بخش پهلوی شمالی چاه در دل صخره‌ کوه مهراب (محراب) سنگی تراشیده شده است که گمان کاربری آیینی آن را تقویت می‌کند. در بخش دیگری از کوه سازه‌ای نمایان است که به‌گمان فراوان آب اَنبار بوده است که برای تامین آب و همچنین ساخت‌وسازها کاربرد داشته است. در بخش‌های دیگری از چکاد کوه و دژ، اثر توده‌های بزرگ سنگی وجود دارد که نوع کاربرد آن‌ها به سبب آسیب‌های وارده از سوی سودجویان فرومایه چندان روشن نیست و شاید که نمونه‌ای از گورهای خرپشته‌ای یا گورهای سنگ‌چین دوره‌ی ساسانی که به خِرف‌خانه نامدار هستند، باشد.
برپایه‌ پراکندگی سفال‌های سطحی، دیرینگی اثر به دوران ساسانیان می‌رسد. برابر آنچه در پرونده‌ی ثبتی اثر آمده است، رنگ سفال‌ها در نوع‌های گوناگون به رنگ‌های نخودی، سرخ و مشکی هستند. کیفیت ساخت و پخت سفال‌ها بسیار خوب و از دید ظرافت سفالینه‌ها در گروه خشن و معمولی و ظریف دسته‌بندی می‌شوند. تزیینات و نقش‌های روی سفال‌ها هندسی است.
نکته‌ درخُور نگرش و جالب در ساخت ساختمان‌های اثر یاد شده به وسیله‌ سنگ رودخانه‌ای است. با وجود این‌که، سنگ مورد نیاز برای ساخت اثر در خود محل بوده است، اَنگیزه‌ی آوردن مصالح از پایین کوه به بالا در خور نگرش و قابل بررسی و پژوهش است. همچنین با نگرش به وجود اُستودان‌هایی در پیرامون منطقه و کوه‌های نزدیک و ارتباط آن‌ها با اثر و آثار برجای مانده از معماری و نوع سفال‌های به‌دست آمده، بی‌گمان می‌توان دژ نام برده را به دوره‌ی ساسانی نسبت داد.
تنگ خمار
یادگار ارزشمند ساسانیان رو به نابودی است

اما با همه‌ ارزش‌ها و شگفتی‌های دژ نامدار به تنگ خمار در شهرستان فسا، این یادگار ساسانیان روبه نابودی است. گذشت زمان و رِخنه‌ عوامل طبیعی همانند باد، باران و آفتاب و غیره در درازای سَده‌های گذشته و بدتر از همه، دست‌اَندازی‌های انسانی که هیچ رَحمی به یادگار نیک گذشتگان نکرده و خودخواهانه به جان یکی از ارزشمندترین دژهای ساسانی کشور افتاده، آرام‌آرام یادمان ملی را به نابودی کشانده و از آن همه شکوه و بزرگی، امروزه جز ویرانه‌هایی از آن برجای نمانده است.

روزگاری دور و دراز در این منطقه، مردمی سخت‌کوش و خردمند و دلاور با پشتکاری فراوان و دلبستگی به سرزمین خویش و برای پناه از گزند دشمنان و بیگانگان، با جان و دل کوشیدند و دژی استوار و شِگرف را پدید آورده که هنوز هم ویرانه‌ها و آوارهای آن، با تو سخن می‌گوید. باید که دل را بدان سِپرد و گوش‌ها را تیز کرد و بر فراز کوه صدای تاریخ را شنید و دلبسته‌ی آن شد. تاریخ شکوهمند گذشته را می‌توان از بلندای کوه و دژ بزرگ ساسانیان دید و آوای نیاکان را شنید. یادگار شگفت‌اَنگیز و دل‌اَنگیز ساسانیان هنوز هم استوار و پابرجاست و ما را فرا می‌خواند. باشد که مَرهمی بر زخم‌هایش باشیم نه باری بر دوشش …

از ویژگی‌های دژ ساسانیان می‌توان به وجود آثار زیبای سنگ‌بری و تراش‌سنگ‌ها و ظرافت در کار آن‌ها اشاره کرد که به نوعی از نخستین نمونه‌های حجاری شناسایی شده در شهرستان فسا به‌شمار می‌آیند. دژ ساسانیان در گذشته برای استقرار استفاده می‌شده است. همچنین با نگرش به ساختار و وجود آوارهای برجای مانده از اثر و نوع آن‌ها شاید بتوان کاربری‌های امنیتی، مذهبی و آیینی برای آن پنداشت.

یکی از تهدیدهای تازه و آسیب‌رسان به یادگار ساسانیان و آسیاب‌های موجود در پایین و پیرامون کوه که بیشتر از آنِ دوره‌ی زندیه و قاجاریه هستند، ساخت و پدیداری سدی بزرگ در عَرصه‌ی اثر و چسبیده به کوهی است که دژ ساسانیان بر فراز آن برپا شده است و بی‌گمان آینده‌ی تاریکی را برای یادمان ملی و ارزشمند نیاکانی رقم خواهد زد.

اَمرداد نوشت، بقایای دژ تَنگ خمار فسا با شماره‌ی ۲۱۸۴۴ در تاریخ ۲۶ اِسپندماه ۱۳۸۶ خورشیدی به ثبت ملی رسیده است و هرگونه دخل و تصرف، آواربرداری، پِی‌کَنی، کَند‌وکاو و … در حریم و عَرصه‌ی یادمان ملی ممنوع بوده و تخلف به‌شمار می‌آید.

مرتبط:

کاسه رود در دره آکواریوم داراب

کاسه رود در فاصله ۸۰ کیلومتری جنوب شرقی داراب، در دل کوههای سر به فلک کشیده و چشمه های جاری قرار گرفته که با گذشتن از بستر چهار کیلومتری مسیر خود به زیباترین پل هوایی کشور می رسد. این پل که دارای چهار دهانه ۳۵ متری و ارتفاع ۸۴ متر است به صورت قوسی بین دو تونل به طول های ۳۵۸ متر و ۲۷۸ متر ساخته شده، جنس آن از بتون بوده و روی آن پلاستیک فشرده نیز بکار رفته است. هنگامی که از پل مرتفع کنار این دره به آن می نگرید هرگز گمان نمی برید که مهد شگفتی های فراوان باشد.

کاسه رود غنی و پر آب، با چشمه های بالا دست ترکیب می گردد و بخشی از اراضی دشت حاصل خیز منطقه را سیراب می کند که به این دو چشمه نریون و ماریون یا چسته و بلیون نیز می گویند. چشمه پنجعلی نیز که نیزار های درهم پیچیده آن را در برگرفته اند از دیگر جاذبه های کاسه رود است و تک درخت نخل پنجعلی که داغ آتش بر پیکر دارد، همچنان پابرجا و استوار است.

کاسه رود گاه با سقوط از آبشارهای بلند می غرد و گاه در جوی های کم شیب جریان می یابد. آب شیرین و گوارا و خنک کاسه رود خزه های سبز و چسبیده به سنگ را سیراب می کند و به کام پرسیاوشان آویزان از سنگ ها خوش می آید. نیزار های پر پشت و درختان بید ریشه در عمق جانش دارند.

کاسه رود

دره نوردی:
دره آکواریوم با عبور از ۱۰ صخره که باید دست به سنگ شد، به همراه عبور از پنج آبشار لغزنده و همچنین شنا کردن در حوضچه‌ ها در خلاف جهت آب خروشان، طی خواهد شد. هیجان، ماجراجویی و دره نوردی از ویژگیهای این سفر است.

با پیاده‌ روی در کف دره به مدت تقریبی یک ساعت، به نیزار بزرگی می ‌رسیم که ارتفاع نی ‌های آن به بیش از سه متر نیز می ‌رسد. بعد از این نی‌ زارهای بلند و درهم تنیده، چشمه ‌ای زیبا و پر آب وجود دارد که به چشمه پنجعلی معروف است که از جاذبه ‌های طبیعی کاسه‌ رود محسوب می ‌شود. دره آکواریوم در ادامه مسیر باریک می ‌شود که برای عبور از آن نیاز به مهارت ‌های فنی کوهنوردی و دره نوردی است. کاسه بزرگی در انتهای دره وجود دارد که آب زلالی در آن جمع شده است، نکته قابل توجه آن است که تمام آب این حوضچه از چشمه های زیر زمینی تامین میشود.

کاسه رود

مسیر دسترسی:
ورودی این دره درست در زیر پل معروف منطقه در مسیر داراب به حاجی آباد قرار دارد. این دره در ۹ کیلومتری شمال روستای فورگ واقع است. پل هوایی و مسیر اولیه منتهی به آبشار دقیقا مرز بین رستاق و فورگ است.

مرتبط:

بند بهمن _جاذبه ی گردشگری استان فارس

تنگه رغز _عروس دره‌های فارس

تنگ بله برم _ دره نوردی در فارس

بند بهمن _جاذبه ی گردشگری استان فارس

بند بهمن یکی از سدهای مهم استان فارس به شمار می رود که در پنج کیلومتری غرب شهر کوار بر روی رودخانه قره آغاج در زمان هخامنشیان بنا شده است. بنا بر برخی منابع درازای بند به ۱۳۰ متر و ارتفاع آن در مرتفع ‌ترین نقطه به ۹ متر می ‌رسد. گردشگران تور شیراز برای دیدن این سد به ۵۸ کیلومتری شیراز می روند. چشم اندازهای کم نظیر و درخت های بلند و سرسبز بند بهمن باعث شده است که مردم در بهار و تابستان بیشتر از بقیه فصل‌ ها اینجا اتراق کنند و از طبیعت آن لذت ببرند.

بند بهمن

بند بهمن که از جاذبه های گردشگری استان فارس است، برای بالا بردن سطح آب و انحراف جریان آن از طریق کانالی به دشت کوار برپا شده است. مصالح مورد استفاده در بنا، قطعات سنگ طبیعی کوهستان و ملات ساروج است. بند در محلی بنا شده که دو رشته کوه به هم نزدیک می شود؛ به صورتی که بخشی از بند بر بدنه سنگی کوه و بخش دیگر آن بر بستر سنگی رودخانه قرار گرفته و همین امر موجب استحکام و ماندگاری آن در طی تاریخ شده است. سیلاب‌ های شدید رودخانه بعد از برخورد با دماغه ‌ای که در مسیر سد وجود دارد، وارد مخزن پشت سد می ‌شود و در این مسیر بخش قابل توجهی از سرعت و نیروی تخریبی خود را از دست می دهد.

مجرایی که آب سد را به دشت کوار منتقل می کند، در گوشه شرقی سد و در بدنه سنگی کوه احداث شده است. این آب بعد از تأمین آب کارخانه قند، وارد دشت کوار شده و مورد استفاده حدود ۲۰ روستا قرار می گیرد. این بند تمامی دشت کوار را از دوراهی جهرم تا حاشیه رودخانه قره آقاج که در پانصد متری جنوب شهر کوار عبور می کند، مشروب می سازد.

بند بهمن

بند بهمن از لحاظ فنی بسیار با دقت ساخته شده است؛ بدین صورت که انتخاب محل آن بصورتی بوده که از دو طرف به کوه متصل است و ضمناً حوضچه آرامش آن طبیعی است و دست ساز نیست. (در پشت سد ها همواره حوضچه هایی می سازند که آب سرریز سد که در آن می ریزد سبب تخریب پایه های سد نشود.) حوضچه آرامش بند بهمن از کف پایین بند بهمن هشت متر ژرفا دارد.

بند بهمن

این بند دوهزار و پانصد ساله، در طول تاریخ چندین بار توسط حکومتهای مختلف ایران مرمت شده است. آخرین مرتبه ای که در پیش از انقلاب بند بهمن تعمیر شده در سال ۱۳۲۶ بوده است. در سال های اولیه بعد از انقلاب نیز جهادسازندگی رویه تاج سد را با میلگرد و سیمان پوشاند. اما در اثر فرسایش آب در حال حاضر سیمان رویه ساییده شده و میلگردها نمودار گشته است، ضمن این که دقت نشده که میلگرد در مسیر آب اکسید می شود و از بین می رود.

مرتبط:

آکواریوم طبیعی کوهبنان

دره ی آکواریوم _ جاذبه ی دیدنی کاسه رود داراب

تنگه رغز _عروس دره‌های فارس

آشنایی با شهر سیوند

سیوند شهری باستانی و خوش آب وهوا در فارس در مسیر راه اصلی شیراز-اصفهان است.

سیوند در عهد صفویه درنزدیکی امامزاده عقیل در محلی که امروز به سیوند خرابه مشهور است قرار داشته‌است و چنان که از قبر نوشته‌های قبرستان امامزاده عقیل بر می‌آید در اوایل قرن یازدهم هجری قمری در اینجا ساکن شده‌اند. تا اینکه سیوند در سال ۱۱۳۴ در حمله محمود افغان بکلی ویران شد و مردم آن برای چند سالی در کوههای تنگ خشک زندگی کردند و سپس از بیم هجوم‌های گوناگون به مکانی در جنوب سیوند کنونی بنام ده کهنه کوچ کردند. بر اثر هجوم‌های زیاد و فقر شدید بسیار زیادی از سیوندی‌ها از ده کانه به نواحی جنوبی فارس مثل عسلویه مهاجرت کردند که دیگر اخبار چندانی ازآنها وجود ندارد. چند خانواده هم به رابر (اسکر) در کرمان مهاجرت کرده‌اند که بسیار مردمانی دلیر و مهمان نواز هستند. باقی‌مانده مردم سیوند در زمان قاجار در جای امروزی سیوند سکنی گزیدند.

blank

رود سیوند

رود سیوند از ارتفاعات منطقه خسروشیرین واقع در شهرستان اقلید سرچشمه می‌گیرد. این رودخانه پس از عبور از دشت پاسارگاد و تنگه بلاغی و سیوند به رود کر پیوسته و با تشکیل رود پلوار (کلوار) به دریاچه بختگان می‌ریزد. این رودخانه از میان شهر تاریخی اصطخر می‌گذشته و شاخه‌ای از آن به تخت جمشید می‌رفته است. به عبارت دیگر این رودخانه، آب شهر اصطخر و تخت جمشید را تأمین می‌کرده است. عوامل مذکور سبب شده بوده که رود سیوند رودی مقدس در نزد ایرانیان بشمار رود. سنگهای تخت جمشید به‌وسیله این رودخانه از معدن سنگ سیوند برده شده‌است.

آب نمای سیوند، پرد هخامنشی سیوند، امامزاده ابراهیم سیوند، امامزاده سلطان کرم سیوند، تنگه بلاغی، شهر باستانی اصطخر، جنگلهای سیوند و کوچه باغ‌های سیوند از جمله آثار توریستی و تاریخی کناره این رود محسوب می‌شوند. از زمان‌های قدیم تا کنون سدهای زیادی بر روی این رود بویژه در تنگه بلاغی ساخته شده‌است. سد سیوند بر روی این رودخانه ساخته شده‌است. اطراف این رودخانه را چم و کندل دربر گرفته که کندل امامزاده بزرگ‌ترین کندل آن می‌باشد.

این رود چندین دوسه که مهم‌ترین و بزرگ‌ترین آنها دوسه سیوند است. از دیگر دوسه‌ها می‌توان به دوسه قصر دشت دوسه دشتبال، دوسه زنگی آباد و دوسه سیدگه اشاره کرد. رود سیوند، داری قم و شیتوهای عمیق و خطرناکی است که از مهم‌ترین آنها می‌توان به قم اسوری، قم وردی، قم وشیتوی امامزاده، قم عبادی، قم سربند و قم و شیتوی سلطان کرم اشاره کرد.

خصوصیت بارز این رودخانه، سنگریزه‌ای بودن، ماسه‌ای بودن و پوشش غالب درخت‌های بید و گز و بوته‌های نوند (اسفند) کاشنی و خارشتر حاشیه آن است. در اطراف این رودخانه درنا، اردک وحشی، شانه بسر، لاک پشت، خرچنگ و دال دیده می‌شود. یکی از پرندگان نادر این منطقه فلامینگو سیوندی است که نسل آن رو به انقراض است.

سیوند

کوههای سیوند

کوه‌های سیوند، از رشته کوه‌های زاگرس به حساب می‌آید. کوه‌های سیوند، از کوه‌های بلاغی آغاز شده بر حاشیه راه اصلی اصفهان شیراز بر ارتفاع آن افزوده شده تا در سیوند به بیشترین ارتفاع خود می‌رسد. سپس از ارتفاع آن رفته رفته کاسته شده تا در کمترین ارتفاع این کوه که نقش رستم بنا شده‌است. سیوند خرابه، چشمه آب‌معدنی لیرک سیوند، آثارهخامنشی معدن سنگ سیوند، حوض قدیمی لیرک سیوند، گورستان کهن سیوند، قنات تاریخی سرقلات سیوند، ده کانه و کوره‌های آهک پزی سیوند در دامنه این کوه قرار دارند.

این کوه دارای پوشش گیاهی انبوه بنه بادام کوهی کیالک و چشمه سارهای فراوان از جمله چشمه‌های آبشار اوبرو، اندرز، خره، تغرگی، پلنگی، آبشار آغل کمر، سرچشمه (چشمه ابوالمهدی)، واپر، کنج، اشکفت، چال رونی (گود روغنی)، سم سم، آبشار اوشه گاه، پرد وردی، چال جانقلی و پاچه یادگاری است. بکرترین جای این کوه منطقه‌ای است وسیع که تنگ خش نام دارد و در محاوره آن را تنگ خشک می‌گویند. در این کوه‌ها، درخت‌های ونشک (بنه)، ارژن، الوک، کیالک و همچنین سبزی‌های کوهی همچون جاشیر، ریواس، کنگر، لپو، بندول، قارچ، کارده و گیاهان دارویی درمنه و زیره کوهی فرنجمشکبه به وفور یافت می‌شود. زیره و فرنجمشک سیوند که دارای عطر و بوی زیادی بوده و بنام زیره و فرنجمشک سیوند شهرت یافته‌اند، از قیمت بالایی برخوردار هستند.

در این کوه‌ها کبک، بزکوهی، آهو، خرس، گرگ، کفتار، خرگوش، جوجه تیغی و جغد دیده می‌شود. عقاب و جغد آن نمونه‌ای خاص است و در موزه منابع طبیعی شیراز به عنوان جغد سیوند و عقاب سیوند شناخته می‌شوند.

سیوند

سفرنامه ی غار های سیوند:

ساعت ۰۶:۰۰  از طریق جاده شیراز – اصفهان  بوسیله وانت بار عزم سفر کردیم.

مقصد سی بند و بازدید و بررسی غارهای این نواحی بود.

این محل در ۹۲ کیلومتری شمالشرق شیراز و ۵ کیلومتری قصبه سی بند قرار دارد. در شمال قریه قوام آباد در دل رشته کوه شرقی – غربی  غارهای متعددی دیده می شود که بزرگترین غار آن دهانه ای به قطر ۲۰ متر و ارتفاع ۱۰ متر و طول ۲۰ متر دارا است. سایر غارهای آن هم کوچک و از نظر رسوبگذاری بی اهمیت هستند.

در کنار قریه قوام آباد امامزاده ای به نام ( سلطان کرم ) واقع است که رود بولوار از مقابل آن می گذرد. در ساعت ۱۷:۰۰ توسط مینی بوس به شیراز باز گشتیم.

تعداد افراد در این سفر جمعا” ۵ نفر بود که ۴ نفر از اعضاء اصلی و ۱ نفر مهمان این گروه  بودند.

مرتبط:

تنگه رغز _عروس دره‌های فارس

تنگ بله برم _ دره نوردی در فارس

آشنایی با مسجد جامع کبیر در نیریز فارس

ثبت شاهنامه‌خوانی _رونمایی از گنج پنهان اقلید فارس

شاهنامه‌خوانی در شهر “دژکرد” و روستای “چرکس” از توابع بخش سده شهرستان اقلید در شمال فارس، به تازگی در زمره آثار ناملموس ملی به ثبت رسیده است؛ آن هم درصورتی که حتی بسیاری از دست‌اندرکاران و پژوهشگران ثبت میراث ناملموس از وجودش بی‌اطلاع بودند.

بر کسی پوشیده نیست که شاهنامه بیش از هر اثر دیگر، نمایان‌گر هویت فرهنگی ایرانیان است؛ از همین رو در میان گروه‌های مختلف مردم جایگاهی ممتاز دارد؛ این اهمیت تا به حدی است که در برخی مناطق ایران، شاهنامه‌خوانی به سنتی بدل شده که از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود.

در فهرست آثار ناملموس ملی که در ۱۹ شهریورماه سال ۹۹ به ثبت رسید، عنوان آیین شاهنامه‌خوانی در شهر “دژکرد” و روستای “چرکس” از شهرستان اقلید در ۲۶۷ کیلومتری شمال شیراز نیز به چشم می‌خورد. آیینی که حتی مسوول ثبت میراث ناملموس اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری فارس نیز اذعان کرد که از وجودش بی‌اطلاع بوده‌ و در مسیر ثبت اثری دیگر با معرفی اهالی بومی منطقه، با آن آشنا شده‌ است.

مژگان ثابت‌قدم به ایرنا می‌گوید که درحالیکه برای شناسایی عنصر فرهنگی دیگری به اقلید سفر کرده بود، از این آیین اطلاع یافته و همین موضوع جذابیت آن را برایش دوچندان ساخته است.

اقوام لر از دیرباز برای شاهنامه‌خوانی ارزشی ویژه قائل بوده‌اند

به گفته او، بیشتر اهالی ساکن در دژکرد و چرکس فارس را اقوام لر تشکیل می‌دهند و لرهای این ناحیه از دیرباز به شاهنامه علاقه‌ای ویژه داشته‌اند؛ درست مانند شیرازی‌ها که به حافظ‌خوانی اهمیت می‌دهند. در این منطقه از فارس شاهنامه با لهجه محلی خوانده می‌شود و افراد برای شخصیت‌های شاهنامه ارادت خاصی قائل‌اند.

بر همین اساس است که میرجلال‌الدین کزازی شاهنامه پژوه و استاد ادبیات در مقاله “شاهنامه، نامه فرهنگ ایران” می‌گوید: “کودک لر زمانی که دیده به جهان می‌گشاید، در آن هنگام که در گهواره آرمیده است به شیوه‌ ناخودآگاه و ناخواسته با جهان شاهنامه آشنایی می‌یابد. مادر لر با بیت‌هایی از شاهنامه برای خسباندن کودک لالایی می‌خواند. کودک پیش از آنکه با نام خویشان خود آشنا شود با نام‌های شاهنامه آشنایی یافته است و اصلاً نیازی ندارند برای شناخت شاهنامه به دبستان برود، دانش بیاموزد یا شاهنامه‌شناس شود، شاهنامه در اوست، با اوست، از اوست.”

نظم شاهنامه به‌گونه‌ای است که امکان درک عمیق روایت‌های فردوسی را فراهم می‌سازد، روایت‌هایی که به ابعاد مختلف زندگی اجتماعی می‌پردازد که در جای‌جای ایران و در فرهنگی به همین وسعت گسترش یافته است.

تا پیش از سلطه‌یافتن وسایل ارتباط جمعی، شاهنامه از جمله پرطرفدارترین کتاب‌ها در میان خانواده‌های ایرانی بوده است و به‌ویژه اقوام لر، بیش از دیگر جوامع با ‌آن الفت داشته‌اند؛ این مهم هم در نام‌گذاری‌های آن‌ها، هم در لالایی‌ها و ترانه‌های محلیشان و هم در رسم شاهنامه‌خوانی این قوم در مراسم مختلف دیده شده است.

نحوه زیست عشایر لر آن‌ها را به شاهنامه پیوند می‌دهد

این مساله قطعا دلایل بسیاری دارد؛ اما از منظر فرهنگی، شباهت و پیوستگی نحوه زندگی عشایر لر با زندگی رزمی و حماسی شاهنامه باعث این انس شده است؛ بدان‌گونه که عملکردهای شجاعانه قهرمانان داستان‌های کهن با رزم‌آوری‌های آنان پیوند می‌یابد، جوانمردی‌ها با رستم، نامردی‌ها با شغاد و حیله‌گری و افسون‌ها با  پیران ویسه یا زال تعریف می‌شود.

مسوول ثبت میراث ناملموس اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری فارس در همین زمینه عنوان می‌کند: جوانان و نوجوانان بارها و بارها از زبان مادر یا مادربزرگ خود ضرب‌المثل‌هایی از داستان‌های شاهنامه را شنیده‌اند، بهترین اسب را رخش رستم می‌دانند و بزرگ‌ترین افعی کوهستان برایشان یادآور خان سوم رستم است؛ از همین رو است که این همذات‌پنداری‌ها سبب شده شاهنامه در بین اقوام لر شمال فارس جلوه‌ای ارزشمند بیابد.

ثابت‌قدم می‌افزاید: در دژکرد و چرکس همه مردم به شاهنامه علاقه‌مندند و در محافل خانوادگی‌شان، آن را چاشنی حضورشان می‌کنند، براساس مشاهدات صورت‌گرفته همه اهالی این ناحیه سعی می‌کنند با صدای رسا شاهنامه بخوانند، جوانان از رو و پیران از بر.

او با اشاره به اینکه این آیین میراث عظیم فرهنگی اقوام لر و ساکنان شمال فارس به‌شمار می‌رود که از دیده‌ها نهان مانده بود، ابراز می‌دارد که با شناسایی و پاسداری از این میراث، زمینه انتقال آن نسل‌به‌نسل فراهم می‌شود.

نام اقلید در شاهنامه و ارادت مردم به این کتاب

او همچنین به این نکته اشاره می‌کند که نام “اقلید” در شاهنامه آمده و شاید دلیل ارادت مردم این ناحیه به شاهنامه هم از همین رو باشد که آنان خود را بازیگران روایت‌های فردوسی می‌دانند؛ از سوی دیگر ارادت تیره ها و طایفه ها مختلف اقوام لر در سراسر زاگرس زبانزد است و نشان می‌دهد که شاهنامه‌خوانی چرکس و دژکرد اهمیتی ویژه دارد.

جز این‌ها نباید از این نکته نیز غافل شد که یکی از دلایل محبوبیت شاهنامه در نزد اقوام لر، برخورداری لهجه لری از ذخایر باارزش واژگانی فارسی دری و کهن است که پشتوانه پیوند فرهنگی مردمان را با این کتاب فراهم ساخته و سبب روان‌تر شدن و دریافت آن حتی در میان افراد عامی و بیسواد شده است.

امروز دیگر، میراث فرهنگی تنها به آثار و بناهای تاریخی و مجموعه‌ای از اشیا محدود نمی‌شود، بلکه ذخایر فرهنگی مردم جهان را نیز دربرمی‌گیرد؛ از آن جمله‌اند سنت‌های شفاهی،‌ هنرهای اجرایی و نمایشی، فعالیت‌های جمعی، آیین‌ها و جشن‌ها، علوم و دانش‌ طبیعی و فعالیت‏‌های مرتبط با طبیعت، کیهان و صنعت‌گری سنتی به همراه تمام مهارت‏‌های مربوط به تولید صنایع‏‌دستی سنتی.

پاسداری از این ذخایر فرهنگی برای حفظ فرهنگ هر کشور ضروری است؛ با این نگاه، مفهوم میراث فرهنگی ناملموس و چرایی شناسایی و ثبت آن‌ها معنا می‌یابد؛ چراکه این آثار نسل ‏به‏ نسل و سینه ‏به ‏سینه از اجداد بشر به انسان امروزی رسیده و بایسته است به نسل‏‌های بعدی نیز منتقل ‌شود.

طبق مفاد بند دوم کنوانسیون ۲۰۰۳ یونسکو، میراث فرهنگی ناملموس، این گونه تعریف می‌شود: رویه‌ها (عُرف‌ها)، نمادها، دانش‌ها، مهارت‌ها، ابزارها، اشیا، آثار هنری و مکان‌های مرتبط با آنها، که جوامع و افراد، آنها را بخشی از میراث ناملموس خود می‌شناسند و همواره از نسلی به نسلی دیگر منتقل می‌شود و پیوسته به وسیله انسان‌ها و جوامع و گروه‌ها در پاسخ به محیط اطراف‌شان و در تقابل با طبیعت و تاریخشان خَلق می‌شود و سازگار با مفاد حقوق بشر بین‌المللی و شرایط احترام متقابل میان جوامع، گروه ها و اشخاص باشد.

توجه به میراث فرهنگی ناملموس، نقش مهمی در گفت‌‏و‏گوی‌ بین ‌فرهنگ‌های مختلف ایفا می‌کند و سبب ایجاد احترام متقابل به تنوع فرهنگی و شیوه‌های گوناگون زندگی می‏‌شود. میراث فرهنگی ناملموس، فرصتی است برای عرضه و ارائه فرهنگ و سبک زندگیِ اصیل کشورهای مختلف دنیا در عرصه بین‏‌الملل؛ و موجب مقاومت فرهنگی در برابر یکسان‏‌سازی فرهنگیِ کشورهای قدرتمند جهان می‌‏گردد.

منبع:ایرنا

مرتبط:

بیشتر شدن اقبال به شاهنامه و فردوسی

چرا نوجوانان باید شاهنامه بخوانند/ ادای دین ادبیات ایران به فردوسی

شاهنامه خوانی برای کودکان

آتشکده فیروز آباد

آتشکده فیروز آباد توسط اردشیر بابکان بنیانگذار سلسله پادشاهی ساسانی احداث شده و از نخستین آثار معماری ساسانیان به شمار می رود که در کنار روستایی به نام آتشکده قرار گرفته است. کاخ اردشیر را مهمترین و عظیم ترین اثر تاریخی فیروزآباد دانسته اند که در ۲ کیلو متری شهر فیروزآباد فارس قرار دارد و با مصالح لاشه سنگ و ملات گچ ساخته شده است، تزئینات به کار رفته در آن نیز شامل گچبری های زیبا و رنگی داخلی است. اردشیر بابکان این کاخ را نزدیک مدخل تنگاب در کنار چشمه ای بزرگ احداث کرد که نخستین بنای تاق دار ساسانی محسوب می شود.

این کاخ دارای تالارهای تو در تو است و با گذشت ۱۸۰۰ سال گچبری بخش بالای دیوارهای درونی آن همچنان سالم مانده‌ است. در ضلع شرقی کاخ، چهار ساختمان گنبدی شکل سترگ وجود دارد، این گنبد ها به وسیلهٔ فیل‌ پوش بالا رفته که مشابه آن در قلعه دختر (قلعه اردشیر) دیده می ‌شود. قسمتی از نوک سقف گنبد ها بصورت دایره ای شکل به قطر یک متر باز است. در ضلع شمالی بیرون از دیوار کاخ نیز چشمه ‌ای گوارا از دل خاک می‌ جوشد و استخری طبیعی جلوی این چشمه پدیدار شده ‌است. رودی از کنار دیوار شرقی کاخ می گذرد که زمینه‌ ساز آبادانی شهر گور و کاخ ساسانی بود. کمی بالاتر از کاخ آتشدانی برای برگزاری آیین‌ های دینی وجود دارد. وجود چهار عنصر طبیعی آب، باد، خاک و آتش برجستگی ویژه ‌ای را به این منطقه بخشیده است.

آتشکده فیروز آباد

عده ای بر این باورند که این بنا کاخ نبوده بلکه  آتشکده بوده است. دلیل باور ایشان،اعتقادات آیین مهر است که طبق آن هر بنای مهمی که در کنار آب ساخته می شده محلی برای نیایش الهه آناهیتا و مهر بوده است.

مرحوم حسن پیرنیا یا مشیر الدوله مشهور درباره این بنا چنین نوشته است:
“آتشکده فیروزآباد یا بارین (۲۲۴ میلادی) از دیگر بناهای مهمه این دوره است. ایران شناسان مغرب زمین سعی دارند آن را کاخ اردشیر بدانند در صورتی که به نظر چنین نمی آید و لازمه کاخ بودن داشتن بعضی فضاهاست که این بنا ندارد.”

نکته مهم در این آتشکده استفاده از انواع و اقسام فنون معماری است. مصالح و ساخت مایه آن بوم آورد بوده، مانند سنگ لاشه که به صورت طبیعی روی هم چیده شده اند. تا این زمان این آتشکده بزرگترین بنای سنگ لاشه ای است که ساخته شده است. از تاق آهنگ و گنبد برای پوشش فضاهای مختلف آن استفاده شده است. بعد از بنای بازه هور دومین گنبد (بر سطح چهار گوش) در این بنا دیده شده است که بزرگترین گنبد زمان خود نیز بوده است. گوشه سازی گنبد ها (ترنبه) می باشد. پس از آن در قلعه دختر این منطقه، گوشه سازی سکنج کار شده است. سه فضای گنبد به گفته اصطخری، جایگاه سه آتش مقدس بوده است.

آتشکده فیروز آباد

گنبد میانی بر روی یک هشت ضلعی کامل است، اما دو گنبد طرفین آن روی یک شش ضلعی محاط در مربع ساخته شده است و اصطلاحاً به آن گنبد کمبیزه نیز گفته می شود. نکته مهم دیگر ساختن خیشخان (باد پروا یا باد پیچ) است که برای جریان یافتن هوا در داخل دیوار ها ساخته شده است.از همین روش در شرق خراسان در گناباد نیز بکار رفته است.

از دیگر آثار باستانی اطراف این کاخ می توان به بنای آشپزخانه در پشت کاخ، تل نقارخانه در مجاورت کاخ و قلعه حسن آباد و برخی روستاهای باستانی دیگر اشاره نمود. همچنین بنای امامزاده جعفر در محدوده شهر قدیم که از دوره ایلخانی باقی مانده و یا سنگ قبرهای بسیار جالب که یکی از آنها دارای تاریخ ۷۴۱ هـ . ق است، حائز اهمیت می باشند.

آتشکده فیروز آباد
مسیر دسترسی
در جاده شيراز به فيروز آباد پس از عبور از قلعه دختر نرسیده به شهر فيروز آباد ميتوان اين كاخ را در سمت شرق مشاهده كرد. علاقمندانی که از شیراز به سمت فیروزآباد حرکت میکنند میتوانند در ابتدا از قلعه دختر بازدید کرده و سپس برای دیدن کاخ اردشیر حرکت کنند.

مرتبط:

معرفی قلعه دختر فیروزآباد فارس

همه چیز درباره ی شهر گور فیروز آباد

آشنایی با آتشکده کاریان