قله سپیدار

سفرنامه صعود به قله سپیدار

تاریخ:  ۲۹/۰۹ /۱۳۷۰

ساعت  ۰۶:۳۰  طبق روال  همیشگی در چهار راه پارامونت جمع شدیم. قرار براین بود که بچه های پتروشیمی نیز با مینی بوس با ما همراه شوند. ساعت  حدود  ۰۶:۴۵   دقیقه بچه های پتروشیمی رسیدند و بلافاصله به سمت فلکه  ولی عصر حرکت کردیم. قرار بود که به سمت جاده جهرم رفته و قله سپیدار را صعود کنیم. هواخیلی خراب بود ولی به سمت جاده جهرم که رفتیم هوا نسیتا” خوب شد و تقریبا” آفتابی بود. پس از گذشتن از دره های اکبرآباد کوار ( ۰۷:۴۵)  در ساعت ۰۸:۰۰ بود که  به پاسگاه ژاندارمری رسیدیم و کمی بعد از آن به سمت اولین جاده خاکی به سمت روستا و درست به سمت کوه سپیدار می رفت حرکت کردیم. علامت مشخص آن نیز کلبه ای در جاده بود.

پس از گذشتن از جاده خاکی که حدود بیست دقیقه به طول انجامید به روستایی رسیدیم که در حدود ۸ سال قبل ما به این منطقه آمده بودیم و به همین علت دفیفا” روستا را بخاطر نداشتیم. ساعت ۰۸:۳۰  بعد از وارد شدن به روستا به سمت چپ حرکت کردیم . روستا روی تپه ای واقع شده بود که در حدود یکی دو کیلومتر حرکت  در روستا و کوچه های تنگ آن به اول تنگی رسیدیم که دیگر ماشین نمی توانست جلوتر برود و به همین خاطر  ماشین را در همان جا گذاشتیم. هوا خوب بود ولی خیلی سرد؛ بعد از کمی پیاده روی در محلی که کمی آفتاب در آنجا بود را برای صبحانه در نظر گرفته و بساط صبحانه را پهن کردیم. در همین میان سرپرست گروه به من گفت که روستا را اشتباه کردیم و به جای اینکه از این جاده می آمدیم باید جلوتر رفته و روستای بالاتر که جاده ای آسفالت تیز داشت می رفتیم.   به هر حال پس از صرف صبحانه که بسیار چسبید به سمت دره ای که به نام دره قناتی معروف بود حرکت کردیم؛ در ابتدای این دره قنات وجود داشت پس از گذشتن از قنات و داخل شدن در دره از روی یال سمت راست به طرف بالا حرکت کردیم. تقریبا” کوه سپیدار سپید پوش بود و پس از یک ساعت راهپیمایی و گذشتن از شیب نسبتا” زیاد، قدم هایمان برف را لمس کردند، در همین جا بود که یکی از افراد گروه پتروشیمی به علت کهولت سن به سمت پائین حرکت کردند. پس از زیاد کردن ارتفاع و رسیدن به ارتفاع  ۲۱۰۰  هوا خراب شد و ابرها قله را گرفتند و به سمت پائین حرکت کردند. مناسب دیدیم که کمی استراحت کرده و منتظر هوای خوب شویم؛ یکی از افراد گروه نیز به علت درد  زانو نمی توانست جلوتر بیاید به همین خاطر در ساعت ۱۱:۴۵ دقیقه پناهگاهی پیدا کرده و بساط چایی را ردیف کردیم؛ ارتفاع منطقه ۲۱۱۰  بود.

در ساعت ۱۲:۱۵ به سمت قله حرکت کردیم ، هوا همانطور خراب بود و شیب هم زیاد؛ پس از وارد شدن به برف های به عمق نیم متر و رسیدن به جایی بسیار زیبا و طبیعت وحشی و درختان ارژنی که به وسیله برف سپید پوش شده بودند وارد یک تنوره ای شدیم که دیواره ای را باید کار می کردیم، در همین حال بود که ناگهان سنگ نسبتا” بزرگی از زیر پای یکی از افراد در رفت و به سمت پائین و افراد زیر آن حرکت کرد، صدای خیلی وحشتناکی در محیط ساکت کوهستانی پیچید و سنگ در فاصله پنج متری من به زمین خورد و من به علت دیدن به موقع سنگ خود را از مسیر سنگ دور کردم؛ ولی دونفر دیگر که جواد و بهرام، در زیر پای من بودند. من دائما” فریاد می زدم که البته به نظر خودم وحشتناک به نظر می آمد ( سنگ، سنگ )  که به علت هشیاری آن دونفر  و داشتن فرصت مناسب پس از برخورد سنگ به زمین به طرف بهرام حرکت و او هم باسرعت زیاد خود را از مسیر سنگ دور کرد. به هرحال به خیر گذشت ولی من بار دیگر فاجعه هایی که در کوه ممکن است اتفاق بیفتد را از بایگانی مغزم بیرون آوردم.

در ساعت ۱۴:۰۰ بود که به ارتفاع ۲۶۵۰ متری رسیدیم ؛ یعنی روی انتهای یال که  بالا  آمده بودیم، هوا نسبتا” به سمت خوبی پیش می رفت. پس از استراحت در ساعت ۱۴:۲۰ به سمت پائین حرکت کردیم.

پائین آمدن به علت بودن برف راحت بود. ساعت ۱۴:۴۵ به پناهگاه رسیدیم و پس از صرف نهار در ساعت ۱۵:۴۵ به سمت پائین حرکت کردیم؛ سرازیری خیلی شدید بود و پی از یکی دوبار زمین خوردن که یکی از آنها باعث شد کتف من آسیب ببیند به پائین و محل شروع صعود رسیدیم. ساعت ۱۶:۲۰ پس از سوار شدن در مینی بوس  به سمت شیراز حرکت کردیم.

افراد شرکت کننده در این برنامه ۷ نفر از گروه و ۵ نفر از پتروشیمی بود.

مرتبط:

سفرنامه قله قلات

سفرنامه دره اناری – منطقه اکبرآباد کوار

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *